تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


گروه‌های قانون ستیز و گسترش خشونت

گروه‌های قانون ستیز و گسترش خشونت

  علاوه بر فرمانروایان خودکامه، ساختارهای ایلی و کوچندگان از یک سو و ساختار ملوک‌الطوایفی و مراکز متعدد فرمانروایی و حضور اقوام مختلف با آداب و رسوم گوناگون، فرقه‌های عرفانی زندگی گریز و واقعیت ستیز  متفاوت، می‌توانست جامعه ما را به سوی قانون گریزی سوق دهد.

 شاید از همه مهمتر حضور گروه‌هایی که هم از طرف حکومت‌ها برای ایجاد رعب و وحشت و سرکوب مردم از آن‌ها استفاده می‌شد و هم از طرف رقبای آنها و به ویژه به عنوان بازوی نظامی برخی فرقه‌ها عمل می‌کردند و گاهی هم با عناوینی مانند اهل فتوت و جوانمردی و عیاران به گردنکشی و راهزنی می‌پرداختند. گرچه ممکن بود به فقرا هم کمک کنند. ولی بالاخره اگر نیمه قانونی، عرفی یا وظیفه شرعی و اخلاقی هم وجود داشت، قرار نبود هر قدر قدرتی قانون را بدست خود گیرد و خود را متولی اجرای عدالت در جامعه بشناسد! اگر هم گروه‌های کوچکی از آن‌ها با خانقاه‌ها و مراکز قدرت فرقه‌ای و مذهبی نزدیک بودند و با شعار عرفان خشونت می‌کردند! که خود این رفتارها جای سخن و پرسش بسیار دارد. تازه اگر با اما و اگرهای بسیار کسی به دفاع آز آنها برآید، چه پاسخی دارد برای پوششی که این دار و دسته‌ها به گروه‌های لات و قمه کش و قلدر بی سر و پا می‌دادند و روحیه گردنکشی و هرج و مرج طلبی اشاعه داده می‌شد؟ اغلب هم محل‌های بودند و همه اهل زور خانه‌ها و قهوه خانه‌ها و رمز و راز و پنهانکاری و گاه مشاغل خدماتی و غیر تولیدی، البته اگر شغلی داشتند. و بین داش و لات و لوطی و جوانمرد و عیار و اهل فتوت یا کلاه مخملی مرز قابل رویتی وجود نداشت! وقتی قانون شکنی کنی چه علامه باشی، چه جاهل بیعار و بیکاره! خود شیفته‌ای حتی اگر فروتنی کنی

بهر حال به نظر می‌رسد علاوه بر دیگر عواملی که به آنها اشاره شد، در این میل به بی قانونی جامعه، فرهنگ لات منشی تأثیر قابل توجهی داشته.به ویژه که برچسب پهلوانی و عیاری و جوانمردی و لوطی صفتی و درویشی را با خود یدک می‌کشیدند. ولی بر خلاف عرفا اهل دعوا و قمه کشی و گردن کلفتی بودند. و یک بار هم به سلطنت رسیدند. مانند خوانین ایلات و قبایل.این گروه‌ها پیش از اسلام هم در ایران وجود داشته‌اند.

گروه هائی که خودشان به قانون تجاوز می‌کردند. تعجب این جاست که گفته می‌شود بسیاری اوقات هم در گذشته مسئول انتظامات شهرها بودند!! شریک دزد و رفیق قافله شاید از همین جا آمده است. تصورش را بکنید. استفاده از این لات‌ها و داش‌ها در  دوران قاجارها فراوان بود. به همین جهت هم نا امنی در شهرها و جاده‌های بین شهری فراوان بود. هیچکس جرات نداشت بعد از غروب آفتاب از خانه‌اش بیرون آید.

 در فیلم طهران تهران شنیدم که می‌گفت انتظامات این شهر روزی بدست پهلوانان و عیاران  بود و گوینده ستایشگرانه توضیح می‌داد که در آن زمان زندگی می‌کردیم!! کاش به طنز گفته باشد. و نه آنگونه که در زمان طاغوت هم بخشی از نظام و هم جماعت اهل هنر به ستایش این گروه‌ها دست زدند بر الگوی سامورائی ها و با داش آکل و قیصر و طوقی و فردین و ملک مطیعی و ایمانوردی در نقش‌های جاهلی و کلاه مخملی تقدس یافته! همه پوریای ولی شدند!! و قابل درک است که چرا جاهلی و لاتی حرف زدن بین جوانان و هنرپیشگان این همه طرفدار پیدا کرده است.

تجدید حیات ورود جدی جاهل‌های مشهور به سیاست از زمان محمد علی شاه و حمله‌اش به مجلس باب شد که همان زمان از لات‌های تهران استفاده کرد. بعد از آن در دوره‌ای دیگر هم سید ضیا و هم رضاشاه هر دو لات‌ها را در مجموعه‌شان آوردند. مشهورترین آن هم که کودتای ۲۸ مرداد و حضور شعبان بی مخ و طیب بود. این افراد خود را تاجبخش می‌دانستند و روحیه قانون ستیزی و گردن کلفتی را اشاعه می‌دادند.

پس یکی دیگر از عوامل قانون گریزی و قانون ستیزی موقعیت و شرایطی است که سبب ارزش شدن این شیوه‌های لات منشانه است و برای توده‌های مردم به صورت الگو در می ید. زبان روز مره مردم از حالت محاوره‌ای و عامیانه به لهجه‌های لاتی تغییر شکل داده است!