تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


 

_ جا نیست تکون بخوریم تو اتاق 
+ برای چی میخوای تکون بخوری ؟  
_ از زیر پنجره داره سوز میاد میخوام بیام اون طرف خیمه بزنم 
+ اینجا ، جا نیست 
_ خیلی شلخته و بی سلیقه ای ، انداختنت بهم 
+ چـــــــــــی ؟ 
_ این چه وضعیه ؟ همچی رو ریختی وسط ...
+ خب ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 
_ مثلا دختری ، اینم وضع اتاقته ... اه اه 

_ عزیزم
+ ادامه بده 
_ غلط کردم 
+ بلند شو دوتایی مرتب کنیم اتاق رو تا نیومدم لب تاب رو تو سرت خرد کنم 
_ چشم خانومی 

ادامه مطلب  

 

+ این کیسه مال توعه ؟
_ کدوم ؟
+ نگاه کن ... این 
_ عه بدش من .... آره 
+ چیه ؟ 
_ چی چیه ؟ 
+ توش چیه ؟ 
_ دیدی مگه توشو ؟ 
+ نه ، میدیدم سوال نمیکردم که چیه ... 
_ شخصیه 
+ شخـــصـــیـــــــــــــــــــــ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 
_ بزار کارمون تموم شد میدم ببینی 
+ کارا تموم شده از الان 
_ نع .... هنوز جارو نکشیدی ، لحاف و تشکام وسط مونده 
+ دست بجنبون زودتر تموم بشه 
_ چشـــــــــــــم 
_________________________
بعد از تموم شدن اتاق تکونی 
+ دستت درد نکنه آقا ابوالفضل
_ خواهش می

ادامه مطلب  

 

_ ثریا ؟
+ ...
_ با توام ... ثریا ؟
+ هوم ؟
_ ثریا خانوم ؟
+ بله ؟
_ ثریا جوووووووونم ؟
+ بگوووو
_ ثریا ؟
+ جانم ؟
_ یخ کردم پاشو یه پتو بیار 
+ به نهالت بگو بیاره 
_ پاهام داره یخ میزنه پاشووووو پتو بیار 
+ به من چه 
_ باشع دیگه ، پس حالا که خودم رفتم پتو رو آوردم بعدش شدم برج زهرمار
میفهمی دنیا دست کیه 
+ مشخصه دست نهال جونته 
_ نه دیگه اشتباه کردی دنیا دست ساسی مانکنه 
+ هوم ؟؟؟؟؟؟؟
_ توروخدا پاشو پتو بیار توروووووخدا 
+ متاسفم
_ من اگر برم پتو بیارم زیر همون پ

ادامه مطلب  

خواب‌ماندگی  

امروز خواب موندم
ساعت یازده خوابیدم که پنج بیدار شم بعد بطور خیلی ناگهانی ساعت یک ازخواب پریدم و تازه یادم افتاد ساعت نذاشتم
تازه ساعت یک نصفه شب ساعت گذاشتم برای ساعت پنج.
بیچاره ساعتم زنگ هم زد، منم بیدار شدم، اما گفتم یه ده دقیقه‌ای بگیرم بخوابم 
دیگ ده دقیقه همان و یک ساعت و نیم همان.
تخت خوابیدم تا شش و نیم
شش و نیم تازه بیدار شدم هول هول هول یه لوان چایی با دوتا خرما خوردم و پوشیدم و زدم بیرون
به طرز شگفت آوری اما به موقع رسیدم و خداروشکر

ادامه مطلب  

102اُمين چيز: ظرفیت!  

یکی از بهترین راه های شناخت افراد هم میگن اینه که بهشون قدرت بدی؛ یعنی اجازه بدی هرکاری دلشون میخواد بکنن و خود واقعیشون رو نشون بدن!خب در واقع این احمقانه ترین کاریه که میشه کرد چون در این حالت، دوستان تمام سعی و تلاش خود را می نمایند تا بی ظرفیت بودن خودشون رو به منصه ی ظهور برسونن و نتیجش چیزی جز ناامیدی ما از اطرافیانمون نیست!
اگه آفتاب تو چشـات خونه کنه، میتونه خورشـیدو دیـوونه کنهمیتونه تو آینه ی چشمای تو، گل شب بو موهاشو شونه کنهآهنگ ا

ادامه مطلب  

تولد عید شما مبارک  

می گما 
حالا که من استادیار نشدم
بیاید هر چی دوست دارید به استادیارا بگید 
 
توضیح اضافی :  اول میخواستم بگم به استادا بگید دیدم زشته وحید هست خدا رو چه دیدی شاید یه روز چشم تو چشم شدیم دیگه قرار شد به استادیارا بگیم. فقط یادتون باشه ممکنه بعدا ها استادیار بشم ها 
سال 95 که از نوئی درومد اما ایشالا که براتون پر از اتفاقای خوب خوب باشه 

ادامه مطلب  

آرزو نیست، دعاست  

خدایا ساعت 04:53 صبحه و واسه موضوعی که هردومون میدونیم دلم شکست.من چیزی ندارم که درخور معامله با تو باشه که بگم من اینکارومیکنم توهم اون قضیه رو حل کن. اگر هم داشتم روم نمیشد بگم. حالا تویی و بزرگیت. اصلا ضایع ست وقتی یه بنده میره سراغ خداش تریپ معامله کردن ورداره. من همش زدم زیر قول و قرارم ولی تو هیچ وقت روت و از من برنگردوندی. این دفعه هم کار من و راه بنداز لطفا.
این دفعه خیلی مهمه.پیشاپیش دستت درد نکنه.
یادت نره هااااااااااااااااااااااااااا

ادامه مطلب  

 

15 ساله حالم روزهای بارونی و برفی یا ابری خرابه خاطرات اون روزها هیچوقت از ذهن من پاک نمیشه
منم مثل تو خیلی ارزوهام ب دلم موند اگه اون موقع کمی ب حرفام گوش داده بودی الان انقدر حسرت نداشتیم
من دنبال مقصر نیستم خیلی چیزا دست ب دست داد تا این اتفاق افتاد

ادامه مطلب  

شعر  

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند                    واندر ان ظلمت شب اب حیاتم دادند
بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند                        باده از جام تجلی صفاتم دادند 
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی              ان شب قدر که این تازه براتم دادند
                                                      

ادامه مطلب  

 

امروز تولدم بود
طبق برنامه ی هرساله از صبح که ÷اشدم به همه گفتم تولدمه هااااااا
مامانم که مثل همیشه فقط نگام میکنه اون لحظه و هیچی نمیگه حتی یک تبریک خشک و خالی
و ازونجایی که خدا خیلی مهربون و بزرگه از خوش شانسیم تولد مامانم فردای تولد منه و من خیلی منصفانه تلافی میکنم
خدایا خیلی مهربونیا مرسی
ازونجایکه من و وحید معمولا مناسبتها ÷یش هم نیستیم امثالم تولدامون باهم نیستیم
÷س فردا هم تولده وحید

ادامه مطلب  

شروع تو...  

راستش قبل از اینکه بیای تو پی وی و سوالهای الکی بپرسی و آمار بگیری منم ی حس خوبی بهت داشتم نه اینکه بخوام فکر کنم باهم دوست بشیما... ولی حس جالبی بود...
تا اینکه خودت اومدی و فک کنم دفعه اول گفتی تو هم که همش تا دیر وقت بیداری و خواب نداری و این چیزا
بعدش هم الکی پرسیدی حتما چت میکنی دیگه حق هم داری بیدار بمونی و منم رسوندم که کسی نیست بچتم باهاش و تو گروههام.... بعدش هم که امار میگرفتی که من ورودی چند بودم  که ببینی من ازت بزرگترم یا کوچیکتر که بلاخ

ادامه مطلب  

دلنوشته 11  

یه شنبه کلاس زبان حبرانی اشتم...پااااااااااااااااااااااک فراموش کردممممم!!!!
غیبت خوردممم... چون غیر موجهه ممکنه این واحدم حذف شهههه..چه خاکی برسر بریزم خدا داند !!!!
دیروز غذا مرغ گذاشته بودم به داداش تو تلگرام گفتم که بیا ناهارتو بخور... بعدشم شیرینی راحت شدنتو هم بده (بالاخره ازش جدااا شد ) .. اومد خونه ولی هنوز پیاممو نخونده بود...
گفت هات اسپاتتو روشن کن ... وقتی پیامو خوند تو اتاقش بود منم تو اتاق خودم ..شروع کردیم به چت کردن..مامان میگه خواهشا ی

ادامه مطلب  

105اُمين چيز: شک عجیب  

به آرشیو زمانی وبلاگم که نگاه می کنم حس عجیبی میده بهم! همین چند لحظه پیش فهمیدم که 23 آبان وبلاگم 7 ساله میشه!!! این در حالیه که مطلب فعلی 105 اُمین پست وبلاگ محسوب میشه! همیشه حساب کتاب رو دوست داشتم و علاقه خاصی به ریاضی داشتم! با یه ضرب و تقسیم ساده میشه گفت تقریبا به ازای هر 1 ماه 1 مطلب کوتاه توی وبلاگم گذاشتم و این دقیقا عجیب ترین چیزه در مورد منی که به پر حرفی معروفم! گاهی آدم خودش هم نمیدونه که شخصیت دنیای مجازیش واقعی تره یا شخصیت دنیای حقیق

ادامه مطلب  

104اُمين چيز: پاییز!  

دوباره فصل خزان شد که باز عق زدن وبرای گفـتن یک جمـله هی تپق زدن ودو چشــم پر نگرانی، نگاه هــای غلط!برای دیدن تو، سر به هر افق زدن و...
انگار دلتنگی توی پاییز به دنیا اومده، ته همین کوچه پس کوچه ها! هوای پاییز، برگای زرد پاییزی، اصلا اسم پاییز دل آدمو حالی به حالی میکنه و فقط تنها امید اینه که قراره بگذره!!
قرن هـا مـیان و میـرن یـک چـرا بـدون پاسـخمنو تو هزار سال بعد، عشق زندگی تناسخ!آهنگ جهان بینی "ابی"

ادامه مطلب  

100اُمين چيز: کنکور تجربی!  

با انصراف محمد احمدی از رشته ی مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف و کسب رتبه ی 1 کنکور تجربی برای ادامه ی تحصیل در رشته ی پزشکی، کاملا جایگاه و منزلت رشته های مهندسی در ایران به نمایش در اومد!!!همگی بریم با هم کنکور تجربی بدیم!!!
پ ن: 25 مرداد! امروز یک روز متفاوته!
خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک می کنمتــوی تنــهاییــام فقـط بـه تـو فـک می کنمآهنگ واست میمیرم "گروه سون"

ادامه مطلب  

من بعد از مدتها  

به نام خودت
سلام چقدر دلتنگ شده بودم واسه نوشتن ولی خب یه سری چیزا باعث شد ننویسم
دنبال یه فرصت میگشتم که بنویسم الان فرصت مناسب دیدم
فقط خودم و خودم هستم تنهام همه رفتن بیرون البته خودم خواستم تنها باشم
این مدت بابا رفت کربلا و برگشت احساس میکنم زندگیمون اروم تر شده از هرلحاظ
فردا یه مهمونی دعوت شدیم ولی من نمیخوام برم به عبارتی خوشحالم چون یه سری چیزا بود که اگه میرفتم خیلی اذیت میشدم ..
یه مدت دارم به این جمله فکر میکنم
همه کارهای خدا حک

ادامه مطلب  

این روزا خوبن و خوب میگذرن!  

خدا رو شکر :)
روزای خوبی رو میگذرونم :)
امیدوارم همین طوری این روزای خوب ادامه پیدا کنن!
 
+ صبح که بیدار شدم و به گوشیم نگاه انداختم ، دیدم زینب دیشب نصف شبی پیام فرستاده!
با اینکه دو ساله که دیگه هم کلاسی نیستیم و قبلش هم فقط دو سال هم کلاسی بودیم ، هنوز هم حال و احوال هم دیگه رو میپرسیم!
خوشم میاد از آدمای با معرفت!
زینب دختره خوبیه!
خب بسی خوشحال گشتم!
 
+ روز دانش آموز رو تبریک میگم به همه ی دانش آموزا!
خوبه واقعا! ما دانش آموزا روز معلم تا دبیرام

ادامه مطلب  

خطرناکترین  

خطرناکترین خوردنی دنیا، گول ظاهر آدماست.
خدایا کمک کن هیچوقت خودم و از کسی برتر ندونم
نکنه یه وقت فکر کنم یه کسی شدم، مغرور بشم، از ظاهر کسی قضاوتش کنم و فکر کنم بهترم.فقط تویی که میدونی کی چه جایگاهی داره.فقط و فقط و فقط تو از دل آدما خبر داری.
کمکم کن یه وقت خطرناکترین خوردنی دنیا رو نخورم.
آمین

ادامه مطلب  

106اُمين چيز: زاهد ظاهرپرست  

زاهـد ظاهـر پرست از "حال" ما آگاه نیستگرچه از طرح "پذیرایی" ولی راضی نبـود!
کلا یه جوری شده که به همه کار آدم کار دارن جدیدا! چقدر خوب میشد اگه میشد به بعضیا بگی بزرگوار تو که هیچی از زندگی من نمیدونی لطفا هیچگونه نظر، انتقاد یا پیشنهادی هم نداشته باش! مرسی
زاهــد ظاهر پرسـت از حـال ما آگاه نیـسـتدر حق ما هرچه گوید جای هیچ اکراه نیستآهنگ بانو هایده

ادامه مطلب  

روزهای آخر کورس شیرین زنان//استاژری  

دیشب کلیییییی دیر خوابیدم حالا صبحم کلاس داشتم..
امروز زایمان رو مولاژ داشتیم..نحوه ی اپزیوتومی..خیلی خوب بود..خانم دکتر با حوصله کلی واسه ادم توضیح میدادن..خدا خیرشون بده...تنها بخشی که واقعا همه جوره عالی بود..استادای مهربووون و بار علمی زیاد..خداییش خوب بود..
بعدشم رفتیم دریا..کوچ پشت سر پرنده ها...خدایاا عااالی بود
به 2 تا از اهنگ های شاهین نجفی علاقه مند شدم...
تو ماشین بودم خانم دکتر عشششششششق ش.ک من و دیده حالا خودش دارهبا تلفن حرف میزنه و می

ادامه مطلب  

سزاوار  

برای روح می نویسم...  جلابخش روحم شده ای ...ازقلب که فراتر می روم  به روح میرسم...  مگر روح از روان گسستنی ست ؟  وقتی التیام بخش روحم می شوی یعنی که روانم  را پاک می کنی...  گویا شده ای برایم...   یک دنیای گنگ بودم...لگاریتم احساسم به توان وجودت مساوی با لبخند...  این یعنی زندگی ...   چقدر خوشایند می نویسمت... انگار سالهاست  می شناسمت...  یک وجب یایک دنیا  را نمی دانم اما،هرچه هست باتو حالم بهترین است...    ........................................................ به آرامش که

ادامه مطلب  

تو جاده خاکی النگدره  

و پاییز امسال و النگدره... اولین بار بود  توی امسال بود  که  توی پاییز و  روز پاییزی  رفتم النگدره.. اونم با تو بود دلم نمیخواست تنهایی برم... یا با دوستا و بچه ها... گفتم خداکنه با تو باشه و شد
تازه اون جاده خاکی هم رفتیم... تازه شیطونی هم کردیم مهربون شیطون من

ادامه مطلب  

 

امشب یه هوایی بود..وااای یه هواییی بود..یه مه یواش + بارون یواش و یه سوز و سرمای یواش..خخخ
منم کلی تیپ زدم..گفتم یه وقت زشت نباشه به خودم نرسم..هاهاهاهاها..
لنزم افتاد روی روشویی البته من هر 2 روز یه بار باوایتکس و اینا میافتم به جونش..خب منم ورش داشتم با صابون شستم گذاشتم تو چشمم...البته الان چشمام میسوزه..
احتمالا باید بندازمش دور و یکی دیگه بگیرم..یه کار عجیب کردم دیگه خب چی کار کنم
مودم اکی نیست..برم درس بخونم///خفه شدم اینقدر درس خوندم
هوااا عااال

ادامه مطلب  

آنچه دیشب گذشت  

دشب خیلی حال و حوصله نداشتم داغون بودم از نوع خیلی بدش .... 
داشتم تو اتاقم فیلم نگاه می کردم و در شرف خواب بودم که دیدم یک صدای نهیبی 
می آید ..... فکر کردم کامیونی چیزیه .... چشمتون روز بد نبینه دیدم دارم میلرزم ....
بله زلزله بود ....
بسیار بسیار ترسیدم ..... قلبم انقد تند تند میزد که نگویید و نپرسییییید ..... 
بدو بدو رفتم پایین پیش مامان اینا که پیش هم باشیم ..... 
رفتم اتاقشون دیدم دارن خروپف می کنن ..... 
حالا من ! شب ! اتاق تاریک ! خروپف مادر و پدر گرامی ! بر

ادامه مطلب  

خدا رو شکر امروز روز خوبی بود :)  

خداجونم شکرت :)
خب دیروز خیلی ناراحت بودم ولی امروز خوب بود.
زنگ اول که امتحان هندسه تحلیلی داشتیم ، خدا رو شکر نمره ی کامل رو گرفتم. 
بعد امتحان هم با سیده سارا رفتیم تو حیاط.
بعد هم زهره و زهرا ( ی ) اومدن تو حیاط.
سارا همه اش حرف میزد!
یعنی داشت هرچی رو در و دیوار مدرسه بود رو میخوند!!!!!
من هم حوصله ی حرف زدن رو نداشتم و میخواستم شیمی بخونم.
رفتم بالا بیسکوییت شکلاتی و جامدادیم رو برداشتم. چون برا شیمی باید بریم طبقه ی پایین!
معلم شیمی ما پاش درد می

ادامه مطلب  

بازم دیدمت  

دفعه دوم هم فک کنم سه روز بعدش بود... برات هارد اوردم گفتی هارد بیار فیلم ببینم. برات فیلمارو اوردم.
بازم چرخیدیم زیارت... با ماشین تو... نمیدونم کنارت  انگار حس خوبی بود ولی یه ترسی هم بود شاید هم ترس دوباره دوست داشتن و دوباره از دست دادن
خسته ام از  " از دست دادن" از دوست داشتنی که میره تو عمق وجودت و بعد طرف بگه تموم کنیم.... یا اینقدرررر بی محلی کنه و اینقد سردی کنه و اینقدددد بیخیالی کنه و هیچی عین خیالش نباشه و حتی هیچی هم نگه. ولی تابلوعه که بی

ادامه مطلب  

107اُمين چيز: مودم  

آدما همیشه نسبت به سنشون اشتباهاتی می کنن که خب طبیعیه! یکی از اشتباهات رایج این روزها هم مربوط میشه به بحث مودم و اینترنت، اما بنده از اونجایی که قبل از تولدم 30 40 سالی توی اینترنت زندگی می کردم(!!!)، بعد از تولد هم بدون اینترنت نمی تونستم زندگی کنم!!شما یادتون نمیاد ولی اون اوایل ما یه سری مودم داشتیم که بهش می گفتن dial up و کلی قیژ قیژ می کرد و عالم رو خبردار می کرد که یه کارایی داری می کنی تا به زحمت وصل بشه به شبکه ی جهانی وب، اونم با حداکثر سرعت 5

ادامه مطلب  

خراب شدن ماشین  

اخ که دلم تنگت بودااااااا.. خودت گفتی میرم بیرون و تو هم اگه خواستی بیا همو ببینیم منم تند تند برنامه ریختم که بزنم بیرون. این برا پنج شنبه میشه 27 ابان 95 رفتیم بیرون النگدرههه اول... بعدش تو گفتی بریم توسکستان منم با ماشین خودم میترسیدم...ولی رفتیم دیگه... از همون اوایل توسکستان تو نشستی پشت فرمون رفتیممممم تا چشمه و بعد رفتیم یکم بالاتروووو , دیگه تابلو دوتایی شیطونی میخواستیم تو اون تاریکی 
چقدر خوبه توی بغلت  بودن مهران چقد خوبه وقتی دست میک

ادامه مطلب  

الگوریتم  

کار کلاسی صفحه 11 کاروفناوری نهم پودمان الگوریتم
سوال : 
روندنمای مثال 5 را به گونه ای تغییر دهید که بتواند میانگین هر تعداد عدد دلخواه را به دست آورد.
جواب:
در این روندنما متغیر N برای تعداد اعداد و متغیر A برای دریافت نمره ها، متغیر I برای شمارش تکرار مراحل، متغیر S برای نگهداشتن حاصل جمع مقدارهای A به کار می رود.
تفاوت این روندنما با روندنمای قبلی در این است که بعد از شروع، تعدادی اعداد از ورودی دریافت می شود و در متغیر N قرار داده می شود و در ق

ادامه مطلب  

آذر  

آذر... چه ماه شورانگیزی!
همیشه پاییز رو با ماه آذرش می شناختم...
شاید پاییز تازه از آذر شروع میشه!
کل سال یه طرف ، این پاییز هم یه طرف! کل پاییز یطرف ، ماه آذرش هم یه طرف!
خداجون راستشو بگو...چجوری ایده پاییز به ذهنت رسیده
.
.
چم شده امشب؟؟

ادامه مطلب  

امتحان زنان  

یعنی هااااا من هر چقدر هم خونده باشم و بلد باشم اسم امتحان که میاد فراموشی میگیرم..
2-همیشه و در همه حال برای امتحان مبحث نخونده دارم...درود بر من..هیچ وقت هیییچ وقت من واسه امتحان اماده نبودم..شب امتحان بازیگوشیم گل میکنه و مجبورم تا صبح درس بخونم :/
3-بابا تشریحی دیگه چه صیغه ای بود آخه :/ ای بابا..
4-یادش به خیر من چقدر شب های امتخان می اومدم و اینجا مینوشتم...یادش به خیر..
یادمه یه بار واسه خونه حس پرواز داشتم..اولین باری که میخواستم برم خونه اخه فک

ادامه مطلب  

جدائی بورس از فرابورس!!!  

جدائی بورس از فرابورس!!!
مدیرعامل فرابورس ایران با بیان اینکه جدا شدن سامانه معاملاتی بورس از فرابورس برای فرابورس یک فرصت ایجاد کرده، می‌گوید این موضوع یک راهکار بلندمدت نیست و تنها سازوکاری است که مدیریت وضع موجود را به پیش می‌برد.
 

ادامه مطلب  

درد دل با خدا  

عرفان:  خدایا حس می کنم دیگه تو هم منو فراموش کردی 
 
خدا:   منو یاد کن تا به یادت باشم (بقره 152)
 
عرفان:    تا کی باید صبر کنم؟!
 
خدا :   تو چه میدانی شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب 163)
 
عرفان :    چقدر احساس تنهایی میکنم
 
خدا:     من که نزدیکم (بقره 186)
 
عرفان :      غیر از تو هیچکس رو ندارم
 
خدا:      من از رگ گردن به تو نزدیکترم (ق16)
 
عرفان:       مرسی که همیشه انقدر آرومم میکنی
 
عاشقتمم خدا

ادامه مطلب  

خشونت در فضای مجازی  

در فضایه مجازی جایی که کسی نمی داند با چه کسی در ارتباط است زمانی که گروهی گروه دیگر را مورد تمسخر از همه لهاظ قرار میدهند موجب خشم گین شدن گروه مقابل می شود و برای تلافی دست به انتقام میزنند و این خشم باعث بهم ریختن قوانین می شود 

ادامه مطلب  

دانلود بهترين نسخه ورق زن زبان هفتم ، هشتم ، نهم و دهم ويژه دبيران زبان انگليسي متوسطه اول و دوم  

***ویژه دبیران زبان انگلیسی ***
این كتب ورق زن همه آنچه برای تدریس لازم دارید را یكجا و در یك فایل در اختیار شما قرار می دهد. به گونه ای كه تنها با یك كلیك می توانید علاوه بر كتاب دانش آموز به فایل های صوتی ، كتاب معلم ، كتاب كار ، audio scripts و  فایل های ویژه آموزشی دیگر  نیز دسترسی داشته باشید. بسیار كاربردی و مفید در كلاس های هوشمند
 1-  ویژه نسخه های مختلف ویندوز:
 زبان هفتم
 
زبان هشتم 
 
زبان نهم
 
 زبان دهم 
  توجه:
فایل های مذكور در نسخه های مختل

ادامه مطلب  

103اُمين چيز: اسطوره ی ایرانی!  

همونطور که المپیک تموم شد و کم کم از حافظه ها میره، پارالمپیک هم به پایانش نزدیک میشه ولی صحنه های فراموش نشدنی زیادی رو توی خودش داشت!فارغ از تمام مدال ها و موفقیت هایی که در المپیک و پارالمپیک 2016 ریودوژانیرو برای ایران بدست اومد، 1 نفر برای من تبدیل به اسطوره ای فراموش نشدنی شد و اون شخص کسی نیست جز "زهرا نعمتی"کی باورش میشه پرچم دار ایران در المپیک ریو 2016 یک قهرمان پارالمپیکیه که تونسته سهمیه المپیک رو هم بگیره؟؟!! کسی که قبلا به شکل جدی تک

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
تبلیغات
ورود به کانال تلگرام