تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


پوریا عالمی  

به خاطر خودت می‌گویم
که سردت نشود
که دلت نلرزد
که ترس برت ندارد
که دستت خالی نماند
 
به خاطر خودت می‌گویم دوستم داشته باش
که در سالن انتظار، بلیط سینما را صدبار نخوانی که سرت را گرم کرده باشی
که در اتوبوس راحت بخوابی و نترسی ایستگاه را جا بمانی
که اس ام اسِ ساده ی "رسیدم، بخواب" ، دلت را خوش کند
که در مهمانی کسی ناگهان پشت گردنت را ببوسد
که بتوانی راحت شعر سیدعلی صالحی را کنار دفترت بنویسی
که ترست بریزد و تو هم شعر بنویسی
که ترست بریزد و در کوچ

ادامه مطلب  

 

مدرسه میرم به اصرار دوستم میرم پیشش حسش نبود اصلا. کارای گرافیکش دستمه موقته.امروز دوستم قاطی کرد با مدیره بحثش شد کلی باهاش حرف زدم. گفتم تو بری منم میرم به هوای تو اومدم چرا پای منو کشیدی وسط حوصله ندارم. روزا میان و میرن هفته بعد مراسم چهلم گرفته میشه. 

ادامه مطلب  

 

ديروز کلاس داشتم نمیدونستم امتحان میانترمش هم ديروزه خلاصه استاده اومد و دید تعداد زیاده رف برگه بیاره که یکی از بچه ها جواب تک تک سوالاتو داد به همه اما از شانس خرکی ما سوالا ۲جور بودن تففف البته اینم بگم با دوستم نییر مشورتی نوشتیم

ادامه مطلب  

 

ديروز کلاس داشتم نمیدونستم امتحان میانترمش هم ديروزه خلاصه استاده اومد و دید تعداد زیاده رف برگه بیاره که یکی از بچه ها جواب تک تک سوالاتو داد به همه اما از شانس خرکی ما سوالا ۲جور بودن تففف البته اینم بگم با دوستم نییر مشورتی نوشتیم

ادامه مطلب  

دنيا....  

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ بعضی ﺍﻓﺮﺍﺩ آنقدر خوبند ،که درنبودشان دل که هیچ ، دنیا هم تنگ میشود...
بعضی  هم آمده اند كه كلا دنیای تو رو خراب كنند 
با تولدشان
و با مرگشان 
ای زندگی بردار دست از امتحانم
چیزی نه میدانم نه می‌خواهم بدانم
 
 

ادامه مطلب  

نوشته دوم- خانم صاد و ذوق های شبانه اش  

از همان پست اول یک یاد محو و بازیگوش از تو آمد و چرخی زد بر کرانه بین النهرین. خیلی وقت ها در سکوت و با لطف دلخواه من می آمدی و برایم مینوشتی و بعد که هم را می دیدیم لطف بودنت کنارم تازه تر و خوش لعاب تر می شد.
فکر میکنم آنقدر بالغ و قوی و مؤمن شده ام که بدانم نمی شود از تو دست کشید گرچه بسیار تغییر کردی و دیگر آن آدم دلخواه نیستی توی جاده های قم و اصفهان و شهرکرد و چادر زنی ها گاه و بی گاه. تو، با ضریب اطمینان بالا فراموش شدی و رگه هایی از من را باخود

ادامه مطلب  

نوشته دوم- خانم صاد و ذوق های شبانه اش  

از همان پست اول یک یاد محو و بازیگوش از تو آمد و چرخی زد بر کرانه بین النهرین. خیلی وقت ها در سکوت و با لطف دلخواه من می آمدی و برایم مینوشتی و بعد که هم را می دیدیم لطف بودنت کنارم تازه تر و خوش لعاب تر می شد.
فکر میکنم آنقدر بالغ و قوی و مؤمن شده ام که بدانم نمی شود از تو دست کشید گرچه بسیار تغییر کردی و دیگر آن آدم دلخواه نیستی توی جاده های قم و اصفهان و شهرکرد و چادر زنی ها گاه و بی گاه. تو، با ضریب اطمینان بالا فراموش شدی و رگه هایی از من را باخود

ادامه مطلب  

این روزها ...  

شاعر میفرماد
این همون اخر دنیاست که میگن / ته تنهایی همین جاست که میگن
دقیقا جایی که دلت از خواندن بدش می اید و از نوشتن سراغی نمیگیرد.
 
شاید باورتان نشود اما ادما فقط و فقط ادعا میکردن .
دوستم نداشتن و دوستم نبوذن فقط و فقط ادعا میکردن. اینو هم شاعر میفرماد.
 
اتفاقات جالبی در ره باید باشد .
برای خودم که فکر نکنم اما برای اقوام و ...
و خوشحالم که خوشحالند. و می دانم که هیچ کدام ااز ادم ها از خوشحالی من شاد نمی شوند اما بماند.
 
ولیعصر را با تمام ترا

ادامه مطلب  

این روزها ...  

شاعر میفرماد
این همون اخر دنیاست که میگن / ته تنهایی همین جاست که میگن
دقیقا جایی که دلت از خواندن بدش می اید و از نوشتن سراغی نمیگیرد.
 
شاید باورتان نشود اما ادما فقط و فقط ادعا میکردن .
دوستم نداشتن و دوستم نبوذن فقط و فقط ادعا میکردن. اینو هم شاعر میفرماد.
 
اتفاقات جالبی در ره باید باشد .
برای خودم که فکر نکنم اما برای اقوام و ...
و خوشحالم که خوشحالند. و می دانم که هیچ کدام ااز ادم ها از خوشحالی من شاد نمی شوند اما بماند.
 
ولیعصر را با تمام ترا

ادامه مطلب  

عاشق خسته وتنها  

من خسته شدم از تمام روزهایی که حداقل ۵ساعت تو سرما وگرما در خیابان های شهر قدم زدم .من کل شهر را به یادت با فکرت قدم زدم خسته شدم وقتی میخابم به یادم میفتی حالمو بد میکنی چون نیستی باعث افسردگی من میشود من از کجا بدانم تو هم عاشق هستی؟وهیچ کاری نمیکنی؟این همه سال چیکار میکنی؟خبر داري من از بین رفته ام ؟من خودم را از بین بردم.من با خودم حرف میزنم .سخت ترین مسیر را انتخاب میکنم عاقلانه فکر نمیکنم ودر پیاده روی هایم سر از جاهایی در می تورم که تا به

ادامه مطلب  

تابستون 95  

خوب بعد مدتها اومدیم.
سلام.
تابستون 95 م داره کم کم تموم میشه.
ديروز امتحانا ترم تابستون هم تموم شد و همون ديروز با دوستم بیرون رفتیم شامم بیرون خوردیم حسابی خوش گذشت .جای همگی خالییی
امروز یه اقایی اومد مغازمون .خودشو معرفی کرد .گفت شوهر فلان خانمیم که تو قلم چی کار میکنه. بعد چند تا سوال درمورد پکیج و ... پرسید.
بعد گفت خانمم گفت ازت بپرسم که الان چی میخونی؟اخرش چی شد چیکار کردی؟
براش توضیح دادم.
خیلی جالب بود یه نفر بعد این همه سال هنوز فکر این

ادامه مطلب  

زمانه نو  

همچی دارم تو خیابون و.اسه خودم می رم.چشمم میفته به چند تا خانم که دارن از جلوم رد می شن.بنده های خدا حواس پرتی دارن مثل اینکه.با لباس خونه و آرایش مهمونی (آرایش که نه ،گریم عروسی)اومدن تو خیابون....دوستم میگه اینا احتمالا یا خوابن،یا خودشون رو زدن به خواب و یا اینکه مسئله دارن ...البته اینایی رو که می گم آشنا هستنا...م. الف رو هم اتفاقا پشت سرشون دیدم...
یکی از اون خانما جلویی یه خانم و دختر خانم دیگه یه رفتارایی می کنه که بوق جلوش کم میاره...دوستم میگ

ادامه مطلب  

این یا ان  

من یا به وجود خدایی متعالی از خودم و جهان اعتقاد دارم یا خودم را قطعه ای از یک خدای حلول کرده و درون ماندگار در جهان می دانم .در صورت اول من خودم را از خدا جدا کرده ام و همانطور که خدا از من متعالی است من هم از خدا متعالیم .بنابراین اصل توحید را زیر سوال برده ام و مشرکم.در صورت دوم من قطعه ای از خدا هستم پس خدا هم قطعه ای از من است به عبارت دیگر من خداست و خدا من است پس من یک ملحدم.
بنابراین یا من به خدا اعتقاذی ندارم که ملحدم یا به خدا معتقدم که یا م

ادامه مطلب  

وجدان جان  

وجدان جان عزیز....رفیق روزهای سیاه و سفید من....دوست هم پای شبهای روشن و کدر من!!!لطفن انصاف را در حق همه ی آدمهایی که دوستشان دارم، رعایت کن....داد و فغانت را هر شب هنگام خواب سر من نکش!!!رگ هایت بی خود و بی جهت نبضم را به بازی نگیرد....من برای خودم مرزهایی دارم ....برای دوستانم ....برای اطرافیانم....و تمام کسانی که دوستشان دارم...و تمام کسانی که دوستم ندارند...لطفن کمی با من منصف باش!قبول کن محبت کردن؛ دیگر به کار این مردم نمی اید!با بعضی ها باید آینه ی خودش

ادامه مطلب  

وجدان جان  

وجدان جان عزیز....رفیق روزهای سیاه و سفید من....دوست هم پای شبهای روشن و کدر من!!!لطفن انصاف را در حق همه ی آدمهایی که دوستشان دارم، رعایت کن....داد و فغانت را هر شب هنگام خواب سر من نکش!!!رگ هایت بی خود و بی جهت نبضم را به بازی نگیرد....من برای خودم مرزهایی دارم ....برای دوستانم ....برای اطرافیانم....و تمام کسانی که دوستشان دارم...و تمام کسانی که دوستم ندارند...لطفن کمی با من منصف باش!قبول کن محبت کردن؛ دیگر به کار این مردم نمی اید!با بعضی ها باید آینه ی خودش

ادامه مطلب  

کلینیک 16 آذر  

ديروز به لطف دوستم مریض شدم و شب خیلی حالم بد بود صب با امین رفتیم کلینیک ،طبقه دوم که رفتم همه خاطره ها یادم اومد ،دلم گرف که چرا این دفعه اون پیشم نیس منو ببره دکتر آخه من همیشه باهاش میرفتم دکتر
ولی به قول دکتر هرچه زدوست رسد نکوست 
خدا خنده رو از زندگیم کم نکنه این مریضی ها میاد و میره شاید یه روزم مارو با خودش برد 
یه چیز دیگه هم اینکه قلبم ظهر خیلی بد درد داشت ولی الان خوبم
خدا همه مریضارو شفا بده حالا من خیلی مهم نیستم 
 

ادامه مطلب  

love...,  

 

 
.
Once a Girl when having a conversation with her lover, askedWhy do you like me..? Why do you love me?I can't tell the reason… but I really like youYou can't even tell me the reason… how can you say you like me?How can you say you love me?
.
یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسیدچرا دوستم داري؟ واسه چی عاشقمی؟دلیلشو نمیدونم …اما واقعا"‌دوست دارمتو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی… پس چطور دوستم داري؟چطور میتونی بگی عاشقمی؟
.
I really don't know the reason, but I can prove that I love UProof ? No! I want you to tell me the reasonOk..ok!!! Erm… because you are beautiful,because your voice is sweet,bec

ادامه مطلب  

اولین هفت از فصل زمستان  

 
خدایا شکر
خدایا شُکرت که اولین روز هفتم از اولین ماه اولین زمستان عاشق بودن رو کنار عشقم هستم ،عاشقتر از هر روز
زمستانی سرد ولی با گرمای وجود عشقم زیبا
مریمم
یه ماه دیگه هم گذشت ، هر روز بیشتر و بیشتر عاشقت شدم
خدا رو شکر میگم که خواست و اجازه داد باز کنار هم باشیم، شاد ، عاشق و عاشقتر از هر روز، امروز هم مثل همه روزهای دیگری که کنارت عشق رو تجربه کردم برام یه روز خوب و شاد و زیبا بود، با وجود بیماری که داشتی برام عاشقانه غذا درست کردی،خسته بو

ادامه مطلب  

تو که باشی همه دنیا شبیه آرزو میشه  

امشب قراره ریحانه بیاد تهران .خیلی خوشحالم اصلا انگار دل تودلم نیست .دارم بال در میارم ..واقعا هیچ دوستی به اندازه ریحانه برام خواهر نبوده..و هیچ خواهری تو دنیا مثل ریحانه دوست نیست ..
ساعت یازده می رسه ..هی ساعتا رو می شمارم ..تا برسه ..
خدایا مرسی که روز تولدم بهترین دوستم کنارمه ...خدایا دوجت دالم 

ادامه مطلب  

فقط خدا  

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
خدایا شکرت به خاطر همه چیز
اومدم حرف بزنم یه کم ناله کنم اما میبینم این همه نعمت بهم دادی خدا برا چی باید بنالم
فقط دلم یه سری چیزا میخاد
خدایا کاش دل همه شاد شه 
کاش همه خوشحال باشن
کاش همه خوب بشن خوب باشن
کاش همه شاد باشن از جنس شادی ای که شهدا داشتن
دلم شادی میخاد 
خدایا ناراحتم یه حس عجیبی دارم انگار دارم دور میشم از شهدا
خدایا زندگی بدون حضور شهدا رو نمیخام
زندگی و دوست دارم که ع

ادامه مطلب  

شايد  

شاید باید سالها طول می كشید؛شاید باید بارها زمین می خوردم؛ شاید باید حس زشت بودن و خواستنی نبودن جزیی از وجودم میشد؛ شاید باید بیكار میشدم تا یك روز در استانه ٣٦ سالگى بفهمم كسی دوستم داره! كسى تمام مدت كنارم بی تابم بوده و من فقط چون خودم رو كافى نمی دونستم ندیدمش و همش رو شوخی فرض می كردم...
عشق همیشه وقت نشناسه! گیجم! نگرانم آسیب بزنم؛نگرانم آسیب ببینه؛ نگرانم یك هوس باشه و باز من بمونم و دلم و...
بهش گفتم نمی دونم! گفت می دونی! همون جنسیه كه هم

ادامه مطلب  

جای نشین تو  

نواختن سه تار مثل طلسمی شده بود. سه تارم مدتهای زیادی خاک میخورد. دوستش داشتم. برای داشتنش زحمت کشیده بودم. ساختارشکنی ها کرده بودم. ولی آنقدر برای نواختنش گیر و گره در کار افتاد که از ذوق افتادم. کمی که گذشت دیگر از سرم افتاد. ساکت به دیوار اتاق آویختمش و دل در بند "دف " بستم. دف را راحتتر به دست آوردم. به من می آمد. گیر و گرهی نداشت و با لب خندان بین دستهایم جای خوش کرد. اما همین که صدای خنده ام با دف به هوا رفت، همین که صدایش در گوشم پیچید، حسی مثل

ادامه مطلب  

دوست داشتن واقعی یک روزی ته قلبت جوانه میزند  

واقعا دلم براشون تنگ میشه نه تنها اون بلکه همه شون 
 مطمئنم بزرگ ترین حسرتای زندگیمو تو امسال پیداکردم تاابد 
روزای آخر کلاساس ومن واقعا افسردم :( دلم برای همه تنگ میشه 
 امسال کلی دوست پیداکردم کلی دوست واقعی 
 یه دوستی که امروزازم دفاع کرد امروز لحظات زیادی بغضم گرفت ودلم خواست گریه کنم اما بخاطر خراب نشدن لحظات گریه نکردم 
 اونی که هفته پیش تحقیرم کرد امروز فهمیدم فقط بخاطر این بود که دلش خوشحالیم رو میخواست 
من ادمای زیادی دارم که دوس

ادامه مطلب  

چه خواهم نوشت؟  

اول می نویسم تا بعد تیتری برای نوشته ام انتخاب کنم. به این فکر میک ردم که چطور می توان روند خود را مورد بررسی قرار داد و بدانم که چه هستم. به نظر من آنچه هستم بر می گردد به آنچه عمل کرده ام ، نه آنچه فکر می کنم و در میان ترس ها این فکرها فرو می نشیند و تبدیل به خیالاتی می شود که هیچ آورده یی ندارد. هنوز هم نمی دانم چه نامی برای تیتر انتخاب کنم چون همواره از متمرکز بودن گریزان بوده ام. یکی از چالش های اصلی من در حال حاضر متمرکز بودن بر کار اکنون  و زم

ادامه مطلب  

 

خیلی دلتنگم. حس تنهایی شدید شبیه به اون حس دوران کودکیم. وقتی از مدرسه میومدم خونه دلم میخواست با خواهرام بازی کنم اما نمیدونم چرا نمیشد. نمیدونم چرا امشب یادش افتادم. نمیخوام خودمو تحقیر کنم اما انگار از بچگی کارام اشتباه بوده. به این سن رسیدم اما دلم میگیره وقتی یادش میفتم.
کاش باهام بهتر رفتار میشد. کاش اینقدر روحم تشنه ی محبت نمیبود. میدونم باید اول و آخر به خودم تکیه کنم. اما من هم مثل هر انسان دیگه ای احتیاج دارم دوستم داشته باشند...
 

ادامه مطلب  

گم شده ام  

سوار ماشین شدم قرار بود برویم با دوستم خانه دوستش
راه افتادیم انتهای یادگار
سمت چپ وارد کمیل
از روی پل رد شد
از سمت راست وارد خرمشهر شدیم
بعد جوانمرد
و سپس ممتازی
نمیدانم چرا حس آشنایی داشتم اما وقت برگشت تازه فهمیدم کجا بودم 
دوباره ازکنار پل کمیل رفتم داخل
دوستم گفت کجااا داريم بر میگردیم
هیچ چیزی نگفتم
خرمشهر و باز جوانمرد
تازه پیداشده بودم جایی که سالها پیش گم شده ام
 
 

ادامه مطلب  

به نام قادرترین قادرها  

بسم رب الشهدا و الصدیقین
اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
همه چی داشت خیلی خوب پیش میرفت انقدر خوب بود که باورش برای خودم هم سخت بود
خوب بود اما غم و دلتنگی هم بود 
دلم گرفته بود اما خیالم راحت 
امید داشتم
امید به اینکه چندروز دیگ کمتر ازیه ماه یه عالمه اتفاقای خوب میفته
تا اون شب 
اومدن یهویی اونا 
تغییر رخ داد بازهم کاملا ناگهانی همه چی یهو عوض شد تصمیم هامون
اخلاق و رفتارهامون اتفاقای زندگیمون
خدایا نمیدانم واقعا نمیدلنم
ولی این و خوب

ادامه مطلب  

دو راهی  

شاید همه آدم ها یک دوراهی خیلی مهم در زندگی شان پیش بیاید...
فقط یکبار و حیاتی..، خیلی حیاتی
برای من شاید همین حالاست... بی انکه بدانم چه شد وارد معرکه ای شدم و حالا برای ماندن یا رفتن سر دوراهی ایستاده ام...
مبهم است... کاملا برابر است کفه های ترازوی هر دو طرف
من اما مثل همیشه ترس دارم از ان روز که بگویم کاش راه دیگر را رفته بودم... شاید هم برای هر دو راه همین باشد ، بمانم بعدن ها میگویم اگر رفته بودم ،،،، و اگر هم بروم میگویم اگر مانده بودم،،،،
میدان

ادامه مطلب  

DONE  

بیشترین مشغولیت و درگیری های من و دوستم در سال نود و پنج به تخریب و مرمت و بازسازی و تزیینات داخلی سه دستگاه آپارتمان گذشت! آخری، متعلق به یكی از دوستان بود كه با اعتماد كامل منزلش را در اختیار ما گذاشت...شاید در این سال حادثه غیرقابل پیش بینی هم نماند كه بر سر ما نیاید...قشنگترین شان تولد دختركی به نام باران بود كه گام به گام از دوران جنینی تا چهارماهگی با مادرش و من همراهی و صبوری كرد...به هرحال من كه به امید دوستم كه دید مهندسی قوی دارد و مدیری

ادامه مطلب  

DONE  

بیشترین مشغولیت و درگیری های من و دوستم در سال نود و پنج به تخریب و مرمت و بازسازی و تزیینات داخلی سه دستگاه آپارتمان گذشت! آخری، متعلق به یكی از دوستان بود كه با اعتماد كامل منزلش را در اختیار ما گذاشت...شاید در این سال حادثه غیرقابل پیش بینی هم نماند كه بر سر ما نیاید...قشنگترین شان تولد دختركی به نام باران بود كه گام به گام از دوران جنینی تا چهارماهگی با مادرش و من همراهی و صبوری كرد...به هرحال من كه به امید دوستم كه دید مهندسی قوی دارد و مدیری

ادامه مطلب  

کم خونی آیا!؟  

از ديروز دارم با خودم کلنجار میرم که برم یا نرم!
ساعت ۱۲ است و من هنوز به نتیجه نرسیدم!
هیچ انرژیی ندارم، جاروبرقی گوشه هال زل زده به من! ولی توان اینکه برش دارم و خونه رو تمیز کنم ندارم!
امروز با وجود قولی که به خودم داده بودم، باز تا ۱۰ خوابیدم!
از ديروز دوباره شروع کردم به خوردن کپسول آهن! به امید یک هوای تازه تر!!
 
 

ادامه مطلب  

55  

ببخش اگه بعضی وقتا اخمام تو همه.ساكتم.تو شوخیاتون كمتر شركت میكنم.ببخش كه حالتو بهم می زنم.ببخش كه دوس داري جای دلداري دادن و اروم كردنم بدتر حالمو بد كنی.كه بهم بفهمونی حق ندارم جلوت ناراحتیمو نشون بدم چون تو اونقدر بداخلاق تر میشی كه حال منو هم بدتر میكنی!البته همش اشتباهات منه.چون تو حق داري هر وقت خواستی ناراحت و افسرده باشی و منم دنبالت راه بیافتم و دلداريت بدم و هی سعی كنم خوشحالت كنم!ببخش.من دیگه همه چیو میریزم تو خودم.بیشتر از همیشه...

ادامه مطلب  

گام معلق  

 
 
 
«زمان زیادی طول نمی‌کشد تا یاد بگیری وقتی دری را پشت سرت بستی، دیگر پله ها را بالا نیایی و زنگ در را به بهانه ی حرفی جامانده در دل نزنی.»
تمام مدتی که داشتم کتاب «تصرف عدوانی» را می‌خواندم جمله ی بالا را با خودم تکرار می کنم. جمله از خودم بود؛از تجربه ای تلخ. از روزهایی که راهم کج می شد به گوشه ای از شهر که مسیرم نبود. صبح ها به خودم دروغ می گفتم. یکی از آنها این بود: اگر دوستم ندارد پس چرا فلان طور و بهمان طور!؟
بعد پاسخ خوبی به خودم می دادم:

ادامه مطلب  

گام معلق  

 
 
 
«زمان زیادی طول نمی‌کشد تا یاد بگیری وقتی دری را پشت سرت بستی، دیگر پله ها را بالا نیایی و زنگ در را به بهانه ی حرفی جامانده در دل نزنی.»
تمام مدتی که داشتم کتاب «تصرف عدوانی» را می‌خواندم جمله ی بالا را با خودم تکرار می کنم. جمله از خودم بود؛از تجربه ای تلخ. از روزهایی که راهم کج می شد به گوشه ای از شهر که مسیرم نبود. صبح ها به خودم دروغ می گفتم. یکی از آنها این بود: اگر دوستم ندارد پس چرا فلان طور و بهمان طور!؟
بعد پاسخ خوبی به خودم می دادم:

ادامه مطلب  

 

خانم دکتر بهم گفت فردا برم دانشگاه 
پروپوزال و بهش بدم 
دوستم که کارش وتحویل داد
اما کار من واسه اینکه خانم دکتر کارم و ببینه طولانی شد 
الان برده بودم خدمات کامپیوتری فونت های کارمو درست کنه بهم گفت چقدر کارت پرباره
اگه پروپزالت اینه پایان نامه  دیگه چیه......
 
 

ادامه مطلب  

حال بد این روز ها  

امروز شنبه بود ۷ اسفند
دقیقا چهار شبه نخوابیدم
نمیدونم چمه هر شب بدتر میشم
امروز با زور دوستم رفتم دکتر با حال بدم ینی بردن
میگن این سومین باره ک حمله قلبی خفیف هست
نمیدونن که دوری از داداشت چقدر سخته
وقتی داري میترکی از دور بودنش
وقتی باعث بهم خوردن زندگی یه دختر باشی
نمیدونم فقط میتونم بگم حالم این روزا واقعا خرابه
امیدوارم‌زودتر بگذره
دارم زجر میکشم همه دارن خرید میکنن و حالشون خوبه
خدایا انصاف نیس من انقدر تنها شم
دیگه هیشکیو ندارم حرف

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1