تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


عشق من کجاست  

بیقرارشم خدای من انگارعشقوعاشقی دروغه
بیقرارشم شبای من خالی ازترانه بی فروغه
بیقرارشم شباچقدکافه گویی بی کسی شلوغه چشم ب راهشم
جداشدن اشک اسمونودرمیاره
جداشدن حتی کوهوازپادرمیاره
نمیشه یادش یه لحظه راحتم بزاره همیشه دل دادن اخرخوشی نداره
عشق من کجاست ماه من کجاست
کاش یه باردیگه عزیزمن عاشقونه روبروم بشینه
بازباهم دیگه نگاه نازش کسی بجزمنونبینه
کاش یه باردیگه بازباهم دیگه
قلب من میگه ی روزی بازاون ک جات گذاشته برمیگرده
غم نخور دیگه
می

ادامه مطلب  

سهراب سپهری  

خانه ی دوست کجاست؟ در فلق بود که پرسید سوار اسمان مکثی کردرهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشیدوبه انگشت نشان داد سپیداری و گفتنرسیده به درختکوچه باغی است که از خواب خدا سبز از تر استودر آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت ابی استمی روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ ،سربه در می اردپس به سمت گل تنهایی می پیچیدو قدم مانده به گلپای فواره ی جاوید اساطیر زمین می مانیوترا ترسی شفاف فرا می گیرددر صمیمیت سیال فضا، خش خشی می شنویکودکی می بین

ادامه مطلب  

سهراب سپهری  

خانه ی دوست کجاست؟ در فلق بود که پرسید سوار اسمان مکثی کردرهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشیدوبه انگشت نشان داد سپیداری و گفتنرسیده به درختکوچه باغی است که از خواب خدا سبز از تر استودر آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت ابی استمی روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ ،سربه در می اردپس به سمت گل تنهایی می پیچیدو قدم مانده به گلپای فواره ی جاوید اساطیر زمین می مانیوترا ترسی شفاف فرا می گیرددر صمیمیت سیال فضا، خش خشی می شنویکودکی می بین

ادامه مطلب  

دلتنگم خداااا  

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
خدایا دلتنگم دلتنگ روزای خوبی که داشتم
دلتنگ همون روزایی که میرفتم کلاس دارو 
و از اواسطش هم رفتم گلستان شهدا
یاد گلستان رفتن هایم بخیر یاد روزهایی که شهدا مدام دعوتم میکردند و الان چقدر بد شدم چقدر دور شدم
اینقدر دور که دیر به دیر دعوتم میکنند 
کجاست آن حس های ناب آشناییم با شما؟
کجاست دلتنگی هایم برایتان؟
و اشک هایم از فراقتان
کجاست منی که ثانیه به ثانیه ام را با یاد شما میگذراند

ادامه مطلب  

187  

دیگه میخوام با رادیو قهر کنم... 
تنهایی هام رو التیام نمیده
دوست ندارم وقتی انقدر ترانه های محلی شاد پخش میکنه اونهم تو برنامه شبانگاهی.. 
از معیارهاشون سردرنمیارم... 
معیار آرامش جاش کجاست... 
دلم میخواد قصه شب گوش کنم..
کاش میشد.. 

ادامه مطلب  

سی ام  

چراغ مطالعه رو یه جوری تنظیم کردم که نورش دقیقا کف دستم وشیار هاشو نشون بده، از بزرگترینشون گرفته تا ریز ترینشون، دارم تو هر کدوم از شیارا دنبال یه چشمه میگردم یا شایدم یه سر نخ،چند بار مشت میکنم دستمو، بالا پایینش میکنم، باز و بسته میکنم، تا پیدا کنم اون چیزی که باید رو، پیدا کنم جواب این سوال رو، که این همه خشم از کجا میاد؟ این لرزش دست رو از کجا میشه خاموش کرد؟ شاید حبس کردن نفس روش خوبی باشه، امتحان کردم و نشد، پس مشکل از کجاست؟با کف دستم

ادامه مطلب  

سی ام  

چراغ مطالعه رو یه جوری تنظیم کردم که نورش دقیقا کف دستم وشیار هاشو نشون بده، از بزرگترینشون گرفته تا ریز ترینشون، دارم تو هر کدوم از شیارا دنبال یه چشمه میگردم یا شایدم یه سر نخ،چند بار مشت میکنم دستمو، بالا پایینش میکنم، باز و بسته میکنم، تا پیدا کنم اون چیزی که باید رو، پیدا کنم جواب این سوال رو، که این همه خشم از کجا میاد؟ این لرزش دست رو از کجا میشه خاموش کرد؟ شاید حبس کردن نفس روش خوبی باشه، امتحان کردم و نشد، پس مشکل از کجاست؟با کف دستم

ادامه مطلب  

76/2(نعره ی اره ها)  

 
آهای آدم های به ظاهر بیدار و بی تاب دریا کجاست !!!؟؟؟مگر لاله های سرنگون راه خانه را گم می کنند ؟ من از قتلگاه درختان سبز بر می گردم تمام تنم به طعم بارانآغشته استگوش هایم هنوز به نعره ی اره هاعادت نمی کنند من با تو حرف می زنم ...با تو که غروب آفتاب را از کناره ی دریا در کارت پستال دختر همسایه تماشا می کنی ....
مهرداد اکبری

ادامه مطلب  

روز آزاده  

فرزندان غیور ایران همیشه سربلند ، صبور و راضی به قضای الهی با سینه‏ هایی فراخ‏تر از
اقیانوس ها از همه‏ جا و همه ‏کس بریده و به خدا پیوستند و عزتی ارزشمند را به جهانیان
نمایاندند.
رادمردانی که تمام هستی خویش را برای حفظ کیان انقلاب اسلامی و دفاع از اسلام در طبق
اخلاص نهادند و با تحمل سخت ترین شرایط و شدیدترین تنگناها و مضایق از باورهای دینی و
انقلابی خویش در وفاداری به انقلاب و آرمان های امام راحل دست بر نداشتند وامروزنیز به
عنوان پیشتا

ادامه مطلب  

پولی که از مرزنشینان به عناوین مختلف اخذ میکنند کجاست و در کجا هزینه میشود ؟  

... با توجه به حادثه ناگوار سقوط بهمن و فوت کوله بران سردشتی بعضی مسئولان دولت یازدهم فعالیت مرزنشینان را تلویحا قاچاق میخوانند این درحالی است که همین دولت در  سال 1392 جهت بهره مندی مرزنشینان از امتیاز مرزنشینی با اخذ مبالغی از مردم محروم ، اقدام به صدور کارتی تحت عنوان کارت الکترونیک برای مرزنشینان کشور نموده و هر دوسال یکبار هم جهت تمدید تاریخ آن از مردم مرزنشین کشور مبالغی دریافت مینماید این در حالیست که در بحث اعتبار و تمدید کارتها هیچ

ادامه مطلب  

خانه کجاست ...  

به نام مهربانترین
 
میدونی خونه کجاست؟؟؟؟ خونه اونجا نیست که یک پذیرایی متری و . کلی امکانات دیگه داشته باشه خونه اونجاست که وقتی بهش فکر میکنی یه لبخند بیاد رو لبات . یه استکان چای گرم در کنار کسایی که دوسشون داری یه خونه خوب متراژش بالا نیست وسعت قلب آدماش زیاده .                          
                                                                                                      گرداوری

ادامه مطلب  

خانه کجاست ...  

به نام مهربانترین
 
میدونی خونه کجاست؟؟؟؟ خونه اونجا نیست که یک پذیرایی متری و . کلی امکانات دیگه داشته باشه خونه اونجاست که وقتی بهش فکر میکنی یه لبخند بیاد رو لبات . یه استکان چای گرم در کنار کسایی که دوسشون داری یه خونه خوب متراژش بالا نیست وسعت قلب آدماش زیاده .                          
                                                                                                      گرداوری

ادامه مطلب  

زن‌بودگی  

 
از سال‌های قبل از 1960 که موج اول جنبش زنان در راستای گرفتن حق رأی فعالیت داشتند و پس از آن موج دومی‌ها که با وجود نویسندگان بزرگی چون سیمون دو بووار و ویرجینیا وولف این حقوق را گسترش دادند و تا به امروز زنان خواستار تساوی حقوق با مردان در همه عرصه‌های زندگی اعم از آموزش، پرورش، بهداشت، خانواده،   کار ، اقتصاد و ... هستند. کاری به دیدگاه فمینیسم لیبرال و رادیکال و اقسام دیگر ندارم  چون اینک و اینجا حرفم چیز دیگری است. نهضت حمایت از حقوق

ادامه مطلب  

زن‌بودگی  

 
از سال‌های قبل از 1960 که موج اول جنبش زنان در راستای گرفتن حق رأی فعالیت داشتند و پس از آن موج دومی‌ها که با وجود نویسندگان بزرگی چون سیمون دو بووار و ویرجینیا وولف این حقوق را گسترش دادند و تا به امروز زنان خواستار تساوی حقوق با مردان در همه عرصه‌های زندگی اعم از آموزش، پرورش، بهداشت، خانواده،   کار ، اقتصاد و ... هستند. کاری به دیدگاه فمینیسم لیبرال و رادیکال و اقسام دیگر ندارم  چون اینک و اینجا حرفم چیز دیگری است. نهضت حمایت از حقوق

ادامه مطلب  

نیمچه خزعبلات  

 +گفت برو سمت دانشگاه آزاد که من قبض ها رو هم آوردم با خودپرداز بپردازم... روز دوم برگشتم به خونه بود، جلوی دانشگاه آزاد چند تا بنر بزرگ زده بودن در تسلیت فوت "آن یار دیرین"! پیش خودم گفتم خب طبیعیه... دانشگاه آزاده دیگه! طی چند روز بعدش هر جا که رفتم بود عکسش/بنرش!تموم خیابونها... مغازه ها!
++خانومه گفت: والله هر چی ما توی این چند ساله این بنده خدا رو ندیده بودیم توی این چند روز دیدیم!نمی دونی که... اون روز بزرگداشت تموم این خیابون مسجد جامع رو پر کرده

ادامه مطلب  

 

شعری زیبا از *فریدون مشیری* :
دل که تنگ است کجا باید رفت ؟ به در و دشت و دمن ؟ یا به باغ و گل و گلزار و چمن ؟ یا به یک خلوت و تنهایی امندل که تنگ است کجا باید رفت ؟
پیرفرزانه من بانگ برآورد
که این حرف نکوست ، دل که تنگ است برو خانه دوست . . . شانه اش جایگه گریه توسخنش راه گشابوسه اش مرهم زخم دل توستعشق او چاره دلتنگی توست . . دل که تنگ است برو خانه دوست . . خانه اش خانه توست . . .باز گفتم : خانه دوست کجاست ؟گفت پیدایش کن آنجا پر از مهر و صفاستگفتمش در پاسخ :دو

ادامه مطلب  

خاطره سارا خانم  

سلام به همه و ممنون از کامنت های پر از مهربونی تون
من یه خاطره دیگه نوشته بودم که آپ نشد .حالا این میشه خاطره چهارم اما چون سوم نخوندین یه خلاصه بگم.
من یه چند ماهی خیلی کسل و بیحوصله شده بودم و اصلا حال و حوصله برای کار نداشتم انرژی ام کلا پایین بود تا یه روز که صدای همکارا در اومد که اینجوری نمیشه و سرماخوردگی های مکرر و.. داشتیم بحث میکردیم که دکتر اورژانس (بستگی به تعداد کیس هامون داره اما طبق دستورالعمل هامون معمولا هفته یا دوهفته ای با یه پ

ادامه مطلب  

خاطره سارا خانم  

سلام به همه و ممنون از کامنت های پر از مهربونی تون
من یه خاطره دیگه نوشته بودم که آپ نشد .حالا این میشه خاطره چهارم اما چون سوم نخوندین یه خلاصه بگم.
من یه چند ماهی خیلی کسل و بیحوصله شده بودم و اصلا حال و حوصله برای کار نداشتم انرژی ام کلا پایین بود تا یه روز که صدای همکارا در اومد که اینجوری نمیشه و سرماخوردگی های مکرر و.. داشتیم بحث میکردیم که دکتر اورژانس (بستگی به تعداد کیس هامون داره اما طبق دستورالعمل هامون معمولا هفته یا دوهفته ای با یه پ

ادامه مطلب  

ای همه روح وجودم  

ای همه روح وجودم ای تمام هستیمای توای سنگ صبورم ای تو شوق مستیمبا تو شعرم مهربانم بازهم معنی گرفتبی تو خوب یادم هست اشکم در دیدگان پهنا گرفتای تو ای جلوه گر عشق و صفا و سادگیای تو ای آزاده از هر چه ریا خودکامگیبا تو من از دل بگفتم پردها برداشتمبا تو من احساس را در دیدگانم کاشتمبا تو ای جانم جهان در جمع تو جاری بودمهر حق در پیشگاه چشم تو ساری بودبا نگاه عاشقت مهرت به لب انگاشتیدر ضمیر باطلم عشقت چه راحت کاشتیقلب من قبل از نگاه عاشقت بیمار بودبر

ادامه مطلب  

نتایج مسابقه ی کتابخوانی حافظ شناسی انجمن ادبیات استان کرمانشاه  

 
ضمن سپاس از  همه ی همکاران تلاشگر شرکت کننده ،نفرات اوّل تا سوم مسابقه  ی کتابخوانی  اعلام می گردد انشاء الله در زمان مقتضی جهت دریافت هدایا و تقدیر نامه مدیر کل  محترم آموزش و پرورش  اطّلاع داده خواهد شد.1- سر کار خانم آزاده سنجابی از منطقه ی بیستون  مقام اوّل استان2- سرکار خانم پروین قاسم نژاد از ناحیه 2 کرمانشاه مقام دوم استان3- سر کار خانم مهناز یار احمدی از ناحیه 2 کرمانشاه مقام سوم استان                                                    

ادامه مطلب  

 

شب ها تا نصف شب پای بازی ست...
صبح ها هم به زور سر و صدای من دیر بیدار میشود... نباشم هم که لابد راحت است تا ظهر...
امروز صبح به زور که بیدار شد بعد هم تا ظهر نشسته پای بازی...
توی این شرایط!!!
من شب ها هم به زور میخوابم...
چه طور تمرکز دارد برای بازی...
موهایم را سفید کرد این روزها و گره خوردگی کار...
اینقدر بی خیال اخر...
اینها عصبانیت ندارد ایا؟
امروز صبح انقدر حالم بد بود و عصبی که هیچ چیزی متوجه نمیشدم..
میگویند گیر ندهید...
غر نزنید...
تباه میشویم خب...
پدر

ادامه مطلب  

 

شب ها تا نصف شب پای بازی ست...
صبح ها هم به زور سر و صدای من دیر بیدار میشود... نباشم هم که لابد راحت است تا ظهر...
امروز صبح به زور که بیدار شد بعد هم تا ظهر نشسته پای بازی...
توی این شرایط!!!
من شب ها هم به زور میخوابم...
چه طور تمرکز دارد برای بازی...
موهایم را سفید کرد این روزها و گره خوردگی کار...
اینقدر بی خیال اخر...
اینها عصبانیت ندارد ایا؟
امروز صبح انقدر حالم بد بود و عصبی که هیچ چیزی متوجه نمیشدم..
میگویند گیر ندهید...
غر نزنید...
تباه میشویم خب...
پدر

ادامه مطلب  

خانه  

اکانت فیس.بوک هم به سرنوشت اکانت اینستا دچار شد.. ما جغرافیا رو به سخره گرفتیم؟ بصره، کرج، کابل، استکهلم، فردریک استیت ... تمام آدمها در هم و نزدیک هم و در چشم هم.. پس فاصله کجاست؟ پس دلتنگی ها و ندیدن ها و نامه ها و دوست داشتنهایی که تنها یک موجود از آن باخبر است نه تمام دنیا ، تکلیف شان چیست؟ پس فکرهایی مکه در مغزها خانه دارند ریشه دارند کجایند؟ ما که هرچه بود و نبود را گذاشتیم در انظار عمومی . این همه تنوع ؟ این همه حضور ؟ این همه آدم؟ این همه ان

ادامه مطلب  

خانه  

اکانت فیس.بوک هم به سرنوشت اکانت اینستا دچار شد.. ما جغرافیا رو به سخره گرفتیم؟ بصره، کرج، کابل، استکهلم، فردریک استیت ... تمام آدمها در هم و نزدیک هم و در چشم هم.. پس فاصله کجاست؟ پس دلتنگی ها و ندیدن ها و نامه ها و دوست داشتنهایی که تنها یک موجود از آن باخبر است نه تمام دنیا ، تکلیف شان چیست؟ پس فکرهایی مکه در مغزها خانه دارند ریشه دارند کجایند؟ ما که هرچه بود و نبود را گذاشتیم در انظار عمومی . این همه تنوع ؟ این همه حضور ؟ این همه آدم؟ این همه ان

ادامه مطلب  

مرگ آزادی  

می دانید هرروز در زندگی شما چه اتفاقی در حال وقوع است؟خواهش می کنم قبل از جواب دادن به این سوال کمی فکر کنید.به زندگی فکر کنید اما نه سطحی و بی منطق.همه ما اسیر شده ایم.اسارت تنها در زندان بودن نیست اسارت یعنی نبودن آزادی برای زندگی نه آزادی برای مردن.بعد ازمرگ انقدر آزاد هستیم که محل دفنمان را هم می توانیم در وصیت نامه ای مشخص کنیم اما در زندگی چطور؟نه آزاد نیستیم.همواره در حال فرار از هزاران اتفاق ناگوار هستیم.ما درکنار هم زندگی می کنیم به د

ادامه مطلب  

 

گذشت ﮐﺮﺩﻥ ﺩﻭ ﺣﺎﻟﺖ ﺩﺍﺭﻩ: ﯾﺎ ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ دوستش ﺩﺍﺭی ﮐﻪ ﺍﺯ اشتباهشﻣﯿﮕﺬﺭی یا ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﺍﺯ چشمت میفته ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩش ﻭ اشتباهش ﺑﺎﻫﻢ ﻣﯿﮕﺬﺭی
 
 
- دأره بأرون میأد =}+ میخوأے برسونَمت!- مأشین دأرے؟+ نَہ- چَتر دأرے؟+ نَہ- پَس چے دأرے+ دوصِت دأرعَمـ *-*
 
 
 
↻یه رفــــــــیق دارم ;↻ ♚"اسمش خــــــــداس"♚ ✘بحثـــــــسش از همه جداس✘ ☜تــــــــا اون پشتــــــمه☞ ⚅بیخیال هر چی مخاطب خــــــــاص⚅
 
 
 
 
_چٺھ؟ +دلم اونو میخواد_مگھ کجا

ادامه مطلب  

216_تیر ماه عاشقی...  

 
برای دوست داشتن تویک صبح بامدادی تیر ماهی خوب است!مهم نیست قرار دیدار کجاستهمین که پدر ،جوان است و قدرتمندهمین که پدربزرگ زنده است و ٱمیدوارهمین که بی بی نفس می کشد و دعا می کند همین که من منتظر آمدن کسی هستم،همین که من بی خیال دردها هستمهمین که تو هستی و می شود دوستت داشت...همین که تو بی اعتنایی می کنی به من...همین که هر جایی که تو باشی خوب است!....برای دوست داشتن تو یک جمعه اولین ِ تابستانی خوب است،روزی در میانه های راهبا سینه آمیخته با آه...برا

ادامه مطلب  

216_تیر ماه عاشقی...  

 
برای دوست داشتن تویک صبح بامدادی تیر ماهی خوب است!مهم نیست قرار دیدار کجاستهمین که پدر ،جوان است و قدرتمندهمین که پدربزرگ زنده است و ٱمیدوارهمین که بی بی نفس می کشد و دعا می کند همین که من منتظر آمدن کسی هستم،همین که من بی خیال دردها هستمهمین که تو هستی و می شود دوستت داشت...همین که تو بی اعتنایی می کنی به من...همین که هر جایی که تو باشی خوب است!....برای دوست داشتن تو یک جمعه اولین ِ تابستانی خوب است،روزی در میانه های راهبا سینه آمیخته با آه...برا

ادامه مطلب  

بابا لنگ دراز  

گاهی احساس می کنم چه قدر ضعیفم یا شاید احساس می کنم که چه قدر دنیا برای ساز مخالف زدن با من قویه .یعنی اگه هر کاری بکنم که باور کنم باید روز تولدم بهترین روز زندگیم باشه سرنوشت بهم می گه اخه بزغاله تو کی باشی که بخای برای کاعنات تعیین تکلیف کنی ؟؟تو که اگه همین الانم نفست قطع شه و بمیری هیچ اتفاقی نمی افته فردا خورشید دوباره در میاد .مردم از خواب بیدارمیشن .ساختمان ها ساخته می شن ..جراحی ها انجام می شن ..درخت ها گل میدن ..آخه نبود تو به کجای دنیا بر

ادامه مطلب  

خواب  

همه چی برام مثل خوابه... نمیدونم بیدارم یا خواب... دوسال پات موندم... با همه چیزت کنار اومدم...به خانوادم دروغ گفتم... و از همه بدتر خدا رو از خودم دور کردم...
تا دیروز انگار تو یه کلبه منو نگه داشته بودی که پنجره ای نداشت و میگفتی فعلا وقتش نیست بری بیرون اما بیرون انقد قشنگه، همه جا سرسبزه، همه جا قشنگه، رودخونه ها، درختا، حیوونا، همه دوستت خواهند داشت، هرجا بخوای میتونی بری و شاد باشی، میتونی خوش باشی، میتونی هرکاری که دوست داری بکنی و منم تو ذوق

ادامه مطلب  

نشانه  

از روزی که امده ام فقط خانه داری کردم...
با تمام توانم به خانه رسیدم کاری که توی این سالها نکرده  بودم...
مرتب هم هست ولی نه ان برقی که به اندازه وقت گذاشتنم باشد...
نمیدانم اما راحت نیستم...
توی یک اضطرار عجیبی به سر میبرم، خانه ماندنم شوقم را گرفته حس میکنم...
نمیدانم یک جور رخوت شاید، شاید هم به خاطر شرایط است... خودم هم میدانم الان وقت خانه داری نیست
باید دست بجنبانم برای یک کاری...
نمیدانم چرا دست و دلم نمیرود پی اش یک نیرویی مقابلم است که جنگ میط

ادامه مطلب  

نشانه  

از روزی که امده ام فقط خانه داری کردم...
با تمام توانم به خانه رسیدم کاری که توی این سالها نکرده  بودم...
مرتب هم هست ولی نه ان برقی که به اندازه وقت گذاشتنم باشد...
نمیدانم اما راحت نیستم...
توی یک اضطرار عجیبی به سر میبرم، خانه ماندنم شوقم را گرفته حس میکنم...
نمیدانم یک جور رخوت شاید، شاید هم به خاطر شرایط است... خودم هم میدانم الان وقت خانه داری نیست
باید دست بجنبانم برای یک کاری...
نمیدانم چرا دست و دلم نمیرود پی اش یک نیرویی مقابلم است که جنگ میط

ادامه مطلب  

متاسفانه سورئالیسم موجود، شدید شده است. روایت خارج از واقع گرایی است  

رد میشوم، عرضی خیس از خیابانی که نمیدانم کجاست. ساعت زیاد شده است. باران تنهاست. و با مردمانی که چه شلوغ روی تنهایی شان حساب باز نکرده اند. ترافیک به آنها راه نمیدهد. نمیدهد که اینطور شیشه ها مدام و مدام باید به تناوب حرکات چشم ها، چپ و راست بشوند. نم باران امان را بریده است. موهایم پر است از اشک مادرانی چند فقیر از حاشیه های بی نام و نشانیِ شهر که حالا در ابر فشرده شدند و فرو ریختند. نه نه، این آب ها، همگی غصه های اوست که میبارد . کسی میداند؟ دارد

ادامه مطلب  

متاسفانه سورئالیسم موجود، شدید شده است. روایت خارج از واقع گرایی است  

رد میشوم، عرضی خیس از خیابانی که نمیدانم کجاست. ساعت زیاد شده است. باران تنهاست. و با مردمانی که چه شلوغ روی تنهایی شان حساب باز نکرده اند. ترافیک به آنها راه نمیدهد. نمیدهد که اینطور شیشه ها مدام و مدام باید به تناوب حرکات چشم ها، چپ و راست بشوند. نم باران امان را بریده است. موهایم پر است از اشک مادرانی چند فقیر از حاشیه های بی نام و نشانیِ شهر که حالا در ابر فشرده شدند و فرو ریختند. نه نه، این آب ها، همگی غصه های اوست که میبارد . کسی میداند؟ دارد

ادامه مطلب  

تنهایی  

چه زیباست امشب که در تنهایی نشستم
در و دیوار به روی هر که امد بستم
کنارم خم باده ساغر به دستم
زدم پی در پی و غم را شکستم
نترسم از خدا و زاهد و دیر
که می خوده ام و مست مستم
به مستی در خیالم این نکته امد
کجاست یاری که با او می نشستم
خیال باطلی که چون در سرامد
 قدح را بر سنگ زدم و ان را شکستم
صدای شیون شیشه برخاست یکبار
من از خوابم پریدم و ز مستی رستم
 
 
 

ادامه مطلب  

 

پر از وجدم... پر از شادی... با اینکه الان احساسی در تو به وجود نمیارم...محرمت بودم روزی... عزیزت بودم روزی... مردت بودم روزی...یه مرد مگه تو زندگیش بیشتر از این چی میخواد...که لطف زیباترین دختر دنیا شامل حالش شده روزی... میتونه همین الان بمیره... با دل خوش... چرا که کامروا بوده و ناکام نمیره از این دنیا...
همه دنیای منی... هر چند الان به اندازه سر سوزنی تو دنیات جا ندارم...
همه وجودم پر از احساس به توئه و جایی ندارم ابرازش کنم جز همین جا که "اینجا برای از تو نو

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1