تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


 

به جز از علی که آرد پسری ابوالعجایب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را.
ولله که فلج راه رفتیم کر شنیدم و کور دیدیم و لال سخن گفتیم و گفتند اختیار، یا علی ع ؛ بگشای قفس تنگ و تاریک جان مرده را ، حی اش کن به سلامی عبدش به کلامی. مرا جز این امیدی نیست. یا مولا ..

ادامه مطلب  

دو شیش یک. It All Just Faded , At Once  

من غرغرو نیستم. من اونی نیستم که بعد از یه اتفاقي گیر کنم توش. که خسته کنم همه و خودم رو.یک طوری باش کنار میام که خودم هم باورم نمیشه. اینا دلیل نمیشه که دلم تنگ نشه. من یه جاهایی به خودم اجازه نمیدادم ، که دلم تنگ شه. به هیچ وجه. ولی ، وقتی اتفاقات ساده ای میفته که تو صرفا باید با اونی که قبلا بود راجبشون حرف بزنی ، یا صرفا خیلی ساده بش پی ام بدی و بگی فلان اتفاق امروز افتاد و نظرات احمقانه شو بشنوی و  تا صبح گاسیپ کنین و اون نباشه ، وقتی که فانتزی ه

ادامه مطلب  

ساده ترین راه, همیشه بهترین راه نیست!  

-چرا من بلد نیستم مثه اینا اینقد قربون صدقه برم؟ 
+چون دروغه,چون معمامله ست و هیچ کدومش واقعی نیست... میگن ولی در اصل اینا حرفای دلشون نیست و تظاهره...  
وقتی اینا رو بهم میگف نمی فهمیدم... ینی عمق گفته شو درک نمیکردم ... تا امروز! امروز ک ی فیلم خارجی دیدم ک خیلی اتفاقي داشت زندگی دوتا دوست رو مقایسه میکرد... ی دختر ساده پوش و معمولی ک اصن هیچ ویژگی زنانه ای نداشت و دنبال کارش بود و سرش ب کار خودش بود.  و  هم خونه ش ک انواع پدیکور و مانیکور و لباسا و آر

ادامه مطلب  

ندارم هم....  

دردِ پنهانِ قصه های منیوقتِ بارانِ تندِ پاییزیفالِ بودن کنارِ هم را کیتوی فنجانِ قهوه میریزی ؟..تا کجا گریه را یدک بکشم ؟غصه ها را کجا پیاده کنم ؟کسر های نبودنت را همبا چه حرفی به عشق ساده کنم ؟..با چه لحنی تـو را صدا بزنمتا به شهری که نیست برگردی ..در هیاهوی رفتنت ای کاشجمعه را مُبتلا نمی‌کردی .....دوستت دارم و ندارم هم ..خسته ام از هوا و حالِ خودمرفته ای تا به غیرِ من برسیتا بپیچم به دست و بالِ خودم .....بغضِ این شعر اتفاقي نیست !درد ها را خودت رقم

ادامه مطلب  

64  

یه جورایی انگار همه چی تلقبی شده. 
قشنگ بودن خیلی چیزا از بین رفته. 
مثه همین ماچ و بوسه هایی که برای هم میفرستیم. مثه همه این قلب قرمزهایی که برام هم میفرستیم. 
مثه همه بغل کردن هایی که میفرستیم.
مثل همه"میم" های مالکیتی که آخر کلمات میذاریم .
قدیما ولی اینجوری نبود,  
عزیزم و جانم ها و عشقم گفتن ها اینقدر راحت نبود. 
قلب قرمز فرستادن ها اینقد ساده نبود. 
دوستت دارم ها انگار واقعی تر بودن . 
میم های مالکیت یه رنگ دیگه داشتن,  مالکیت واقعی از نوع ق

ادامه مطلب  

انسانم ارزوست....  

خدایا ...
این روزها کمی بیشتر هواست به من باشد...
هنوز زمستانت نیآمده است ...
ولی ....
اینجا دلی یخ زده است ...
خدایا ...
برای دلم امن یجیب بخوان ...
تا شاید این قلب نا آرامم،  آرام گیرد ...
میبینی خدایــــا....
چقدر ساده ام ...
که فکر میکنم اگر نباشم ....
دلی برایم تنگ میشود ...
ولی ...
اگر نباشم ، فقط نیستم همین ...
خدایا هم اکنون من پر از هیچم ....
پس تو نقطه های روشن ایمانم باش ...
خدایا ...
من یک عذر خواهی به خودم بدهکارم ...
برای اینکه انسان بودم ...
برای اینکه ساده بود

ادامه مطلب  

داستان ساده اقتصاد: توریست ثروتمند و تسویه حساب بدهکارها  

در شهری توریستی در گوشه ای از دنیا درست هنگامی که همه در یک بدهکاری بسر می برند و هر کدام برمبنای اعتبارشان زندگی را گذران می کنند و پولی در بساط هیچکس نیست، ناگهان، یک مرد بسیار ثروتمندی وارد شهر می شود. او وارد تنها هتلی که در این شهر ساحلی است می شود، اسکناس 100 یوروئی را روی پیشخوان هتل می گذارد و برای بازدید اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه بالا می رود. صاحب هتل اسکناس 100 یوروئی را برمی دارد و در این فاصله می رود و بدهی خودش را به قصاب می پردازد. ق

ادامه مطلب  

پیاده آمدم آقا  

 
پیاده آمدم آقا
 
من از دیار دلیران ، پیاده آمدم آقا        به پاس خون شهیدان ، پیاده آمدم آقا
به یاد مادر و بابا ، و یاد جمله عزیزان       من از شمال و ز ایران،  پیاده آمدم آقا
 
به لطف خالق یزدان، پیاده آمدم آقا        به عشق شاه شهیدان، پیاده آمدم آقا
به یاد ناله زینب ، و اشک دیده طفلان         ببین دو دیده گریان ، پیاده آمدم آقا
 
برای دیدن رویت، پیاده آمدم آقا           به عشق خیمه و کویت، پیاده آمدم آقا
تویی جراغ هدایت ، منم که گمراهم  

ادامه مطلب  

827)  

آنقدر محتاج یک سراغ ساده ام که هرگز نبوده ام 
؛؛سلام خوبی ؛؛
شاید از جانب هرکسی لحظه ای به وجد آیم 
با این کلام اما
گور بابای لحظه ای های کوفتی 
درهای قلبم را محکم بسته ام 
و نمی خواهم گول بخورم 
خدایا یکی سراغم را بگیرد 
که خواستنی باشد برایم 
و
خواستنی باشم برایش 
و ماندنی باشد به خواستت .
هرچه زودتر ؛خدایا ؛
تمنا می کنم زود زود
نگذار این شب یلدا به تنهایی گذرد
الهی آمین....

ادامه مطلب  

اشک بر حسین فراموشت مباد!  

 
ابن شبیب !
گونه هایت رابه ضیافت باران ببر، به مهمانی مرواریدهایی که از ژرفای دل صیدکرده ای.
ابن شبیب ! شست وشوی گونه ها در ریزش صمیمانه ی اشک برحسین فراموشت مباد.
ابن شبیب !
قصه ی حسین ، قصه ای معمولی نیست که یاد آن تنها اندوهی بر چهره بنشاند و غمی ساده در سینه برانگیزاند ........... نه ابن شبیب !
  اگرچشمانی بارانی یافتی ، بگذار جویبار اشک،  گونه هایت را بهارانه کند. بگذار اشک در حوضچه ی چشم ها نماند.کاری بکن ابن شبیب تا اشک ، راحت و بی دغدغه برگونه

ادامه مطلب  

ششصد و نود و نه  

 
 
عقل بطور قاطعانه جنگ را رد میکند .
مقاله صلح پایدار / کانت
+در دوران باستان معتقد بودند صلح از دل جنگ قابل حصول است . درست عکس نظر کانت و روشی که دولت های کنونی پیش گرفته گر چه بظاهر مبین گفتمان و علاقمند به دهکده ی جهانی ؛ حقوق بشر و صلح جهانی و غیره باشند . 
++هگل معتقد بود دولت ها موظف به ایجاد جنگ هستند تا بدین وسیله در مردم ایجاد احساس مسئولیت کرده و از فردگرایی بسوی جمع گرایی سوق پیدا کنند . در واقع باوجود پیروی از کانت در بسیاری موارد در ز

ادامه مطلب  

راهپیمایی اربعین یعنی «مرگ بر آمریکا و آمریکاپسندان»  

 
           ریشه اربعین در عاشوراست، چهلمین روز شهادت آن بزرگواران است، ریشه یابی عاشورا در فرمایشات حضرت اباعبد الله(علیه السلام) این چنین آمده: اى مردم! پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: (هر کس سلطان ستمگرى را ببیند که حرام خدا را حلال شمرده، پیمان الهى را شکسته و با سنّت رسول خدا مخالفت ورزیده، در میان بندگان خدا به ستم رفتار مى کند; و او با زبان و کردارش با وى به مخالفت برنخیزد، سزاوار است خداوند او را در جایگاه آن سلطان ستمگر

ادامه مطلب  

دوستان اصلا تعریف نوسانگیری چیه ؟  

دوستان اصلا تعریف نوسانگیری چیه ؟به زبان ساده ی خودم بهتون بگم یک موج یا قله رو در نظر بگیرید نوسانگیری یعنی ورود در پایین کوه و خروج در قله ی کوه .یعنی ورود در قیمت پایین و خروج در قیمت بالایا در حالت کلیبه زبان علمینوسان گیری در یک خط  یعنی ورود در ابتدا ی بازار افزایشی : و خروج در اغاز بازار کاهشی از سهم .

ادامه مطلب  

واکنش به پنالتی جنجالی رحمتی مقابل صبا / امرایی: اگر می‌خواستم تبانی کنم وسط بازی این کار را می‌کرد  

 
پرسپولیس نیوز : انتشار فیلم جنجالی صحبت های صالحی و رحمتی در جریان دیدار روز جمعه استقلال و صبا فرضیه های گوناگونی را درباره سلامت ضربات پنالتی دیدار این دو تیم مطرح کرده است.
کیوان امرایی درباره گرفتن پنالتی رحمتی و صحبت های صالحی با او قبل از پنالتی می گوید: من اگر دنبال این بود که تبانی کنم و یا به استقلال حال بدهم، که در جریان بازی این کار را می کردم تا بازی به پنالتی نرود!
وی ادامه داد: می توانستم هزار کار دیگر انجام دهم. داور هم اینقدر س

ادامه مطلب  

اوضاع را تغییر خواهم داد...  

دوست داشتم بنویسم و کامنت شما مزید بر علت این نوشتن شد!
خب...طبق تمام این بارهایی که من کسی رو دوست داشتم عزیز مرموز
رو هم اوایل ازش بدم میومد!
از زردک بودنش
از قد درازش
از شلوار اسلش زرشکی اش سر کلاس بیان بدنی
از همون روزی که خودشو با پریناز پرت کرد تو کلاس خاستگاه آیین و درام
از همون:
" بچه ها فکر کنم کلاسو اشتباه نشستید بیاید کلاس 404! "
از این که همه درسایی که من باید از اول می خوندم اون یه بار پاس کرده بود!
از این که هیچی عین خیالش نبود!
از خیلی چی

ادامه مطلب  

من دیگه خسته شدم  

من دیگه خسته شدم بس که چشام بارونیه پس دلـــــــــم تا كی فضای غصه رو مهمونیه من دیگه بســــــــــــــه برام تحمل این همه غم بســــــــــــــــه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و كم وقتی فایده ای نداره غصه خوردن واسه چی واسه عشقای تو خالی ساده مردن واسه چی نمی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم نمی خواهم گــناه بی عشقی بیقته گردنم همه حرف خوب می زنن اما کی خوبه این وسط بد و خوبش به شمـــــــا ما که رسیدیم ته خط قربونت برم خدا چقدر غـــــــــریبی رو زمی

ادامه مطلب  

زمستون بید  

زمستون بید و ما تو خونه بیدیم
ز سرما بر اجاق چسبیده بیدیم
به کنجو می نششتیم رو به آ تش
به دورهم کنار کته بیدیم
نگامون رو بدر بید پشت شیشه
به اون بارون و برف ما خیره بیدیم
چه صبح از خوو بیدار می شدیم ما
سفید بید هرچه قبلش دیده بیدیم 
لب بون و لب دیوار و ناسار
به اون قندیلوا چشم بسته بیدیم
ازآن برف و یخی که دیده بیدیم
برا بازی لب پر خنده بیدیم
که باهم خزخزو بر روی برفا
گذشت آن روزها که بچه بیدیم
ندوند قدر گفتار تورا کس
بجز ما که بهم دل داد بیدیم
بیا

ادامه مطلب  

اين اولين پست نيست، سه تا پست پاك شده، چون نويسنده يه احمقِ بيشعوره  

از صب هیچ غلطی نكردم واقعا! میدونی؛ زندگیم داره پر میشه از روزایی كه اون روز هیچ غلطی نمیكنم؛
یه چیزی این وسط بدجوری رو اعصابه، بیست سالگی! قاعدتا بیست سالگی نباید این قدر خالی باشه،
مثلا دلم میخواست داد بزنم نفسم گرفت در اییین شهر، درِ این حصار بشكن، درِ این حصارِ جادوییِ روزگار بشكن! و بعد درِ این حصار میشكست! ولی نمیتونم، یادم رفته چجوری جیغ میزدم و چجوری بالا و پایین می پریدم و تو نمیفهمی این چقدر مسخره ست!
 
الان یهو یادم اومد كه امروز یه

ادامه مطلب  

روزها در تکرار  

دیروز یکی از دوستای قدیمیم اومد پیشم با هم کلی دردل کردیم..خیلی خوب بود...ولی نمیدونم چرا هروقت به من یکم خوش میگزره همون لحظه باید یه اتفاقي بیافته که اون خوش گذرونیه زهرمارم بشه...بابام بعدش سره یه موضوع کاملا الکی باهام بدجور دعوا کرد...امروز انتخاب واحد کردم برای ترم پاییز...خداروشکر یه کم سرم گرم میشه...ساعت 5 قراره با دو تا از دوستام برم سینما فروشنده ببینیم اولش که زنگ زدن حوصله نداشتم ولی گفتم بدم نیست یه کم برم بیرون هوایی به سرم بخوره....

ادامه مطلب  

چرا مادربزگ ها همیشه سرد شدن هوا شلغم آبپز می خوردند؟! + نظر متخصص  

چرا مادربزگ ها همیشه سرد شدن هوا شلغم آبپز می خوردند؟! + نظر متخصص
سلامت نیوز: اولین باد پاییزی که شروع به وزیدن می‌کند، سرماخوردگی و دردسرهای ناشی از آن هم بساطش را پهن می‌کند و خیلی‌ها را مبتلا می‌کند. سرفه، عطسه و آبریزش از بینی گاهی چنان کلافه‌مان می‌کند که حاضریم هر نسخه‌ای را که اطرافیان می‌پیچند مصرف کنیم تا زودتر از این بیماری ساده اما خسته کننده نجات پیدا کنیم. حتی اگر این درمان از نوع دستورهای مادر بزرگها باشد!
پیشگیری همیشه به

ادامه مطلب  

یک حادثه ی ساده  

بالاخره باز هم تونستم با گوشیم وصل بشم اینترنت
اینطور که به نظر می آد اینترنت همه جا هم آنتن نمیده.
الان تو BRTام و خداروشکر هم نشستم چون از سر خط سوار میشم اما با چه مشقتی سوار شدم.
حدس میزدم کارت متروم شارژ نداشته باشه اما گفتم یه امتحان میکنم. امتحان کردم و شارژ نداشت. بدبختی تازه از اینجا شروع شد.
کارتم شارژ نداشت و بدون کارت همه نمیشه سوار شد. از طرفی باجه های شارژ کارت گویا کارتخوان ندارن یا من ترسیدم بپرسم اما همین الان که دارم این متن رو م

ادامه مطلب  

آخ بچگی  

یادش بخیر بچه بودم چقدر خوش می گذشت
آخه اونوقتها خبری از گوشی و تبلت و ... اینا نبود
صبح تا شب تو طبیعت خدا گردش می کردیم
چقدر بازی های ساده ای داشتیم
چقدر جنب و جوش
اونوقت ها طبیعت هم دست و دلبازتر بود
همه ی باغها پر درخت همشونم پر میوه
دل آدم هاش هم دریا بود
اصلن اون موقع ها انگار یک دنیای دیگه بود
نمی دونم چرا انقدر دنیا و آدم هاش عوض شدن
گاهی با خودم فکر می کنم شاید اون موقع هایی که میگم یک خواب بوده
ولی نه
من با کلی از آدم های دیگه خاطرات مشترک

ادامه مطلب  

مباد آتش دل را به خشک و تر بفروشی  

 
مباد آتش دل را به خشک و تر بفروشیو یا گذاشته باشی که بیشتر بفروشی
مباد آینه ات را به چند آه ببازیدرست نیست خودت را به یک نظر بفروشی
تو کوه باش اگرچه زمانه بر سر آن استکه هر دقیقه خودت را به صد نفر بفروشی
برای روز مبادا نگاه دار دلت راچقدر جان بکنی تازه با ضرر بفروشی
درخت باش! بلند و شکوهمند مباداکه شاخه های خودت را به یک تبر بفروشی
درخت باش که گنجشک در تو لانه بسازدمباد سایه ی خود را به رهگذر بفروشی
و سعی کن که نباشی شبیه مردم دنیاکه نیمه شب بخ

ادامه مطلب  

خوش شانسی  

خوش شانسی :
ممکن است فکر کنید آدم بد شانسی هستید . این تنها بهانه دیگری است . تفاوت بین تبدیل شدن به فرد پولدار ، شاد و سالم با شخص ورشکسته ، افسرده و بیمار تنها در تصمیماتی است که در طول زندگیشان اتخاذ می کنند . هیچ چیز دیگری نیست که این تفاوت را ایجاد کند. بگذارید نکته اصلی در مورد شانس را به شما بگوییم : همه ما خوش شانس هستیم . اگر سالم و تندرست هستید، به صورت غیر قابل انکاری خوش شانس هستید . هر کس فرصت خوش شانس بودن را دارد . فرای داشتن سلامتی و م

ادامه مطلب  

47.  

تعریف بیشعوری جز این نیست كه برای شادی و خوشحالی و اسایش خودتون هر غلطی بكنید و هر كی و خواستید ازار بدین و پاتون و روی هر خط قرمز و اخلاقی بزارین.. دفعه دیگه كه با خودتون گفتین اینا همه اش شعار، ادم باید به فكر خودش باشه و اینكارارو كردین تبریك میگم شما وارد دنیای بیشعورا شدین و بزرگترین لطفی هم كه میتونین بكنین اینه كه بپذیرین و هی نخواین ثابت كنین شما خوبین.. این خودش مرحله بعدی بیشعوریه اینقد سریع جلو نرین..

ادامه مطلب  

از سری نصیحت های سارایانه :)...! ( قسمت اول )  

گاهی وقتها ، برای مامان هاتون یک بازی نصب کنید و  بشینید تماشا کنید که چه جوری با انگشت اشاره اش ( نه شستش !) بازی میکنه و وقتی مرحله رو رد میکنه چشماش برق میزنه . گاهی وقتها "مامان " باشید برای مامان هاتون . این بندگان خدا از صبح تا شب توی آشپزخونه خودشونو حبس میکنن ، زندگی شونو وقف میکنن تا ما حال مون خوب باشه . خسته میشن اما به زبون نمیارن . ساده ترین کاری که میشه کرد اینه که براشون تفریحات کوچولو کوچولو ایجاد کنید و اجازه بدید برای چند لحظه هم ک

ادامه مطلب  

خاموشی  

این مدت چیزی ننوشتم چون واقا اتفاقي نیافتاده بود...رمانی که دارم مینویسمو خیلی وقته ننوشتم دیگه...دیگه      اون انگیزه اولیه و ندارم برای نوشتنش...دو سال پیش توی یه قرعه کشی شرکت کرده بودم ماهی یه باره پولشم خیلی کمه یک و ششصد ولی من الان به همین مقدار کمم احتیاج دارم چون واقعا دیگه روم نمیشه از بابام پول     بگیرم بگم بده میده ولی یه حسه حیفه نونی بهم دست میده

ادامه مطلب  

تمرینی ۲۰ دقیقه ای برای بهره گیری از ذهن ناخودآگاه و پرورش خلاقیت  

ذهن ناخودآگاه شما بسیار قدرتمند تر از آن چیزی است که تصورش را می کنید. ناخودآگاه شما نه تنها عملکرد های حیاتی مثل تنفس را مدیریت می کند، بلکه آرام و بی سر و صدا در پس زمینه مدام در حال پردازش دنیای اطراف، درک تجربیات مختلف و برقراری ارتباط میان نکات گوناگون است.
دیوید ایگلمن، دانشمند عصب شناس، اخیراً به یکی از خبرگزاری ها گفته است: «هرچه بیشتر در مورد نحوه ی عملکرد مغز بررسی می کنیم، بیشتر به این نتیجه می رسیم که ذهن ناخودآگاه ما به واقع خلاص

ادامه مطلب  

چرا زنان شوهردار درهوس ترمز می برند؟ خانم بهاره مهرجویی مطلبی درباره خیانت زنان شوهردار نگاشته که ته  

چرا زنان شوهردار درهوس ترمز می برند؟
خانم بهاره مهرجویی مطلبی درباره خیانت زنان شوهردار نگاشته که تهمینه میلانی کارگردان سینمای ایران آن را در صفحه فیسبوک خود انتشار داد. در این مطلب می خوانید:
صرف نظر از انگیزه اصلی اینکه چرا زنان متاهل خیانت می‌کنند، نفس این امر در میان متولدین دهه شصت و پنجاه به شدت روبه گسترش است. موضوع نگران کننده برای من این است که این مهلکه افرادی را به درون خود می‌کشاند که نه می‌خواستند و نه حتی تصورش را می‌کردند

ادامه مطلب  

چپ‌ چشم هستید یا راست‌ چشم؟  

 
 
آیا می‌دانستید همان طور که بعضی از ماها راست‌دست هستیم و بعضی‌ها هم چپ‌دست، یکی از چشم‌های ما هم چشم غالب است و چپ‌چشمی و راست‌چشمی هم وجود دارد؟
تقریبا در دو سوم افراد چشم راست غالب است و در یک سوم افراد چشم چپ.
به علاوه هیچ ربطی بین راست‌دست بودن و راست‌چشم بودن وجود ندارد و بنابراین یک فرد راست‌دست می‌تواند، چشم چپش غالب باشد.
حالا سؤال این است که چگونه می‌توان فهمید که کدام چشم ما، چشم غالب است؟
خیلی ساده! مطابق عکس زیر، دست‌ها

ادامه مطلب  

چطور عصبانیت خود را بر سر دیگران خالی نکنیم؟  

چطور عصبانیت خود را بر سر دیگران خالی نکنیم؟
شاید برای بسیاری از ما پیش آمده که وقتی عصبانی هستیم به دیگران گیر می دهیم. در این مطلب به علت و درمان گیر دادن در زمان عصبانیت می پردازیم.
خیلی وقت ها برای شما هم پیش آمده که از دست کسی یا در مورد موضوعی ناراحت هستید، اما همان لحظه نتوانستید ناراحتی خود را بروز دهید. در این زمان بسیاری از افراد به محض مواجه با کسی عصبانیت خود را سر او خالی کرده یا بی دلیل به موضوعی ساده توجه نشان داده و به اصطلاح عوا

ادامه مطلب  

 

تا به حال اینگونه در مورد خدا نخوانده اید
 

 
جان هاتون در کتاب ))در جستجوی خدا)) می نویسد: ((اگر ما فقط پدیده هایی که قوانین   علم به آنها نرسیده اند را به خدا نسبت دهیم یعنی هنوز معنی قوانین را نفهمیده ایم. وقتی می پرسند سیب برای چه از درخت می افتد می گویم جاذبه می اندازدش; نه اینطور نیست. جاذبه صرفا یک توصیف ریاضی از نظم عجیب دنیا است((.
براستی که چه زیبا گفته است. آیا اگر ما یک قسمت از نظم دنیا را جمع بندی کنیم و برایش فرمول پیدا کنیم و رویش اسم

ادامه مطلب  

2102-نسل کشي در تهران و مرگ نرم  

نسل کشی در تهران و مرگ نرم 
 
آساره کیانی
 
 نسل کشی در تهران و مرگ نرم اول آمدند دور شهر را «دیوار» کشیدند؛ دیوارهایی بلند، سیاه و هیولایی؛ باد نتوانست مثل همیشه به سمت شهر بوزد، آسمان سیاه شد؛ انگار که همیشه غروب جمعه باشد؛ کوه‌ها نصفه و نیمه شدند، یا اصلا از دید خارج شدند، تابستان‌ها گرم‌تر شد؛ آن‌قدر که صفحات حوادث روزنامه‌ها گفتند چند کودک توی ماشین‌های پارک‌شده مادر و پدرهایشان پخته‌ شدند؛ بعد هم مسئولان شهر، گفتند کره زمین همه

ادامه مطلب  

 

+تعدد داستان های زندگی این روزها آزارم می دهد. این که به هر چیز خیره می شوم  و دلم می خواهد بدانم داستانش چیست. تصور کنید این من را بگذارید در آسمان. آسمانی که چشم انداز روبرویش منظره ای از کوه های پوشیده از درخت باشد. بعد تصمیم بگیرید این من را شکنجه کنید و در امتداد درختان ساحل را قرار دهید.
من را در انبوه داستان ها غرق کنید. چه اتفاقي می افتد؟ ثانیه ای برای من رقم می خورد که در آنی در عمق صدها درخت، میلیون ابر، میلیون میلیارد قطره ی آب، و بی نها

ادامه مطلب  

باران اتفاقی است....  

 
 
 
 
 
 
 
غمی نشسته بردلم مرارها نمی کندنگاه کن که با دلم چه کارها نمی کندببین کنار لحظه ها تن شکسته ی مرابیا که بی تو غم مرا از خود جدا نمی کندتمام خلوت مرا شکسته حجم خستگیچگونه دست های تو مرا دعا نمی کندقسم به خلوت دل و ترانه های خسته امکسی در خیال را بجز تو وا نمی کند .
 

ادامه مطلب  

روایت من-تکلیف 1  

اولین روز حضورم در کلاس ، همان کلاس ترم قبل هیچ تغیری نکرده بود ساده و بی الایش یک دفعه مرد قد بلندی با پوست تیره وارد کلاس شد سلام خشکی کرد و رفت به جایگاهش شلوارش خاکی نشده گفت ادرس وبلاگ رو روی این ورقه بنویسید خدا چی میگه وبلاگ چیه اصلا ب چه دردی میخوره! هیچی اول صبحی چه ضد حالی زد این مرد قانون مدار هیچی دیگه با هزار اسرار که اغا ما جلسه قبل نبودیم اصلا خبر ندارم و از این حرفا قبول کرد که جلسه بعد کارشو ردیف کنم استاد شروع کرد به تدریس و سو

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
تبلیغات
ورود به کانال تلگرام