تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


 

مدتی بود در کافه ی یک دانشگاه کار میکردم و شب را هم همانجا میخوابیدم
دختر های زیادی می آمدند و میرفتند اما انقدر درگیر فکرم بودم که فرصت نمیکردم ببینمشان.
اما این یکی فرق داشت
وقتی بدون اینکه منو را نگاه کند سفارش "لته آیریش کرم"داد ،یعنی فرق داشت!
همان همیشگی من را میخواست
همیشگی ام به وقت تنهایی!
تا سرم را بالا بیاورم رفت و کنار پنجره نشست و کتاب کوچکی از کیفش در آورد و مشغول خواندن شد.
موهای تاب خورده اش را از فرق باز کرده بود و اصلا هم مقنعه

ادامه مطلب  

 

مدتی بود در کافه ی یک دانشگاه کار میکردم و شب را هم همانجا میخوابیدم
دختر های زیادی می آمدند و میرفتند اما انقدر درگیر فکرم بودم که فرصت نمیکردم ببینمشان.
اما این یکی فرق داشت
وقتی بدون اینکه منو را نگاه کند سفارش "لته آیریش کرم"داد ،یعنی فرق داشت!
همان همیشگی من را میخواست
همیشگی ام به وقت تنهایی!
تا سرم را بالا بیاورم رفت و کنار پنجره نشست و کتاب کوچکی از کیفش در آورد و مشغول خواندن شد.
موهای تاب خورده اش را از فرق باز کرده بود و اصلا هم مقنعه

ادامه مطلب  

از راه (طریقت) بُرو ای گوهر مقصود  

  دیروز نه آغاز و نه انجام جهان بودگویا غم و شادی همه در پرده نهان بود گر مرد رهی غم مخور ای دوستالبته رسیدن هنر گام زمان بود گر رهرو دیرینه ی سرمنزل عشقیبنگر که ز مجنون به هر گام نشان بود آبی که روان گشت  فرورفت ولی زوددریا شود آن رود که پیوسته روان بود از روی تو دل کندنم آموخت زمانهشمشیر زمان دررگِ خونابه فشان بود افسوس و ُدریغا که در این بازی خونینبازیچه ی ایام دل آدمیان بود در رهگذر قافله ها  لاله و گل کاشتاین دشت که پامال سواران خزان ب

ادامه مطلب  

از راه (طریقت) بُرو ای گوهر مقصود  

  دیروز نه آغاز و نه انجام جهان بودگویا غم و شادی همه در پرده نهان بود گر مرد رهی غم مخور ای دوستالبته رسیدن هنر گام زمان بود گر رهرو دیرینه ی سرمنزل عشقیبنگر که ز مجنون به هر گام نشان بود آبی که روان گشت  فرورفت ولی زوددریا شود آن رود که پیوسته روان بود از روی تو دل کندنم آموخت زمانهشمشیر زمان دررگِ خونابه فشان بود افسوس و ُدریغا که در این بازی خونینبازیچه ی ایام دل آدمیان بود در رهگذر قافله ها  لاله و گل کاشتاین دشت که پامال سواران خزان ب

ادامه مطلب  

فرمانده نیروی زمینی سپاه : مقابل هر تهدیدی ایستادگی می کنیم  

 به گزارش سپاه نیوز:سردار  سرتیپ محمد پاکپور فرمانده نیروی زمینی سپاه در آغاز رزمایش دفاعی امنیتی پیامبر اعظم 11 که صبح امروز در کویر مرکزی کشور آغاز شد، در جمع خبرنگاران درباره رزمایشی که صبح امروز انجام شد،اظهار داشت: هدف از پرتاب راکت و شلیک توپخانه های دور برد در رزمایش پیامبر اعظم 11 مشاهده اثر بخشی آموزش در نیرویی که آموزش های توپخانه را فرا گرفتند و نیز ارزیابی این نیروها است.

وی افزود: امروز راکت های هوشمند و نقطه زن در کلاس های مختلف

ادامه مطلب  

فرمانده نیروی زمینی سپاه : مقابل هر تهدیدی ایستادگی می کنیم  

 به گزارش سپاه نیوز:سردار  سرتیپ محمد پاکپور فرمانده نیروی زمینی سپاه در آغاز رزمایش دفاعی امنیتی پیامبر اعظم 11 که صبح امروز در کویر مرکزی کشور آغاز شد، در جمع خبرنگاران درباره رزمایشی که صبح امروز انجام شد،اظهار داشت: هدف از پرتاب راکت و شلیک توپخانه های دور برد در رزمایش پیامبر اعظم 11 مشاهده اثر بخشی آموزش در نیرویی که آموزش های توپخانه را فرا گرفتند و نیز ارزیابی این نیروها است.

وی افزود: امروز راکت های هوشمند و نقطه زن در کلاس های مختلف

ادامه مطلب  

بشارت  

درس‌های خوب عیسی مسیح
آیا تو می دانی که خدا محبت است؟ او ما را دوست دارد، و وقتی که ما او را دوست داشته باشیم، به طور طبیعی بقیه آدم‌ها را هم دوست داریم.
خدا نیرو و قدرت ما است، او به عنوان پدر آسمانی ما، همیشه مراقب ما است. لازم نیست در مورد هر چیزی نگران باشیم، چونکه او قول داده است وقتی که به او اعتماد کنيم؛ از ما مراقبت کند.
زمانی که تو احساس نگرانی می کنی، یا می ترسی، و یا ناراحت می شوی، می توانی با خدا صحبت کنی. این کار را «دعا کردن» می‌گوی

ادامه مطلب  

گودال  

همه ی ما یک چاله هایی توی وجودمان داریم ، چاله هایی که گاهی خودمان از پس پر کردنشان برمی آییم ولی گاهی پر کردنش را می اندازیم گرنه بقیه ! نه که خودمان زورمان نرسد پرشان کنيم نه دلمان می خواهد آن آدم یک جورهایی با اینکار حضور خودش را نشان دهد ، بودنش را اثبات کند نمی دانم انگار همه ش بستگی به اهمیت آن آدم دارد هر چه آن آدم مهم تر تعداد چاله چوله هایی که دستش را می بوسند هم بیشتر! این روزها گودال های عمیقی توی روحم درست شده ! گودال هایی که راستش را ب

ادامه مطلب  

علوم  

رنگ در کنار نور، خودش را خوب نشان می دهد و با توجه به میزان نوری که در فضاها داریم، می توانیم رنگ مناسب انتخاب کنيم؛ از این رو در اتاق هایی که نور آفتاب نداریم، استفاده از رنگ گرم مناسب است تا سرمای اتاق را بگیرد ولی در اتاق های رو به آفتاب به خاطر گرمایی که در آن وجود دارد، استفاده از رنگ های کمی سرد مناسب تر است. این موارد درباره اتاق های عمومی مثل نشیمن و پذیرایی که در آن به انرژی بیشتری نیاز داریم، صدق می کند،به طور کلی در فضاهای عمومی منزل

ادامه مطلب  

خوشبختیتون آرزومه  

دارم به موسیقی سکوت گوش میدم. برای این کار کافیه هندزفریتون رو بذارید توی گوشتون و هیچ آهنگی رو پلی نکنید. آخرای نود وپنجه. اومدن سال جدید همیشه برای من برابر با یک سال بزرگ شدنه(بخاطر تولدم). سال 95 پر از فراز و نشیب بود برام. بزرگترین اتفاقای زندگیم تو همین سال افتاد که یکیش پیانو بود و یکیش کوتاه کردن موهام و چیزای دیگه. به نیمه ی اول سال که نگاه می کنم باورم نمی شه که زنده موندم! بدترین شرایط رو گذروندم. تابستونش به جز تیر ماه، عذاب آورترین تا

ادامه مطلب  

بازم برام لبو می خری؟  

از همان روز اول قرار گذاشتیم که اگر رابطه‌مان خوب پیش نرفت، برگردیم همین‌جا. بنشینیم زیر همین آلاچیق. توی چشم‌های هم نگاه کنيم و از لحظه‌های خوب‌مان‌ بگوییم. بعد برای آخرین بار همدیگر را به آغوش بکشیم و بگوییم به امید دیدار.
آن روز، هیچ فکرش را نمی‌کردیم که وقت جدایی‌مان، این‌طور برف بیاید و برای رسیدن به آلاچیق، تمام پیچ‌های بام کوهسار را با ترس بالا بیاییم و ماشین چند باری سر بخورد. برای من که بد نشد. تمام مسیر، دستش را حلقه کرده بود د

ادامه مطلب  

بازم برام لبو می خری؟  

از همان روز اول قرار گذاشتیم که اگر رابطه‌مان خوب پیش نرفت، برگردیم همین‌جا. بنشینیم زیر همین آلاچیق. توی چشم‌های هم نگاه کنيم و از لحظه‌های خوب‌مان‌ بگوییم. بعد برای آخرین بار همدیگر را به آغوش بکشیم و بگوییم به امید دیدار.
آن روز، هیچ فکرش را نمی‌کردیم که وقت جدایی‌مان، این‌طور برف بیاید و برای رسیدن به آلاچیق، تمام پیچ‌های بام کوهسار را با ترس بالا بیاییم و ماشین چند باری سر بخورد. برای من که بد نشد. تمام مسیر، دستش را حلقه کرده بود د

ادامه مطلب  

دانستنی های کهکشان راه شیری!!  

همه عمرتان اینجا زندگی کرده اید اما واقعاً درمورد کهکشان راه شیری چه می دانید؟ احتمالاً می دانید که مارپیچی است که 100،000 سال نوری امتداد دارد. تصمیم گرفته ایم شما را با حقایق بیشتری درمورد این کهکشان آشنا کنيم
 
 
برای نمایش کامل مطلب به " ادامه مطلب " بروید:
 

ادامه مطلب  

مطالعه در دی ماه  

نحوه مطالعه در دی ماه و برنامه مطالعاتی
با توجه به شروع امتحانات نوبت اول و لزوم مطالعه دروس مطابق با درس مدرسه در این مدت و تست زنی همان مطالب برنامه های مطالعاتی تا پایان دی ماه متوقف می شود و بعد از این مدت برنامه های مطالعاتی مجدد قرار می گیرد.
توصیه می کنيم در مدت امتحانات دروس ترم اول را به خوبی هم به صورت تشریحی و هم به صورت تستی(تست 5 سال اخیر) جمع بندی کنید.
 

ادامه مطلب  

خاک و میهمان ،تشییع جنازه و مجلس ختم،شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)  

خاک و میهمان
مراسم تشییع جنازهشاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)........................................ای خاک نگر اینک،جانم به تو میهمان استاین نور دو چشمانم،دیگر به تو میهمان استای خاک پذیرا شو،میهمان جدید آمدتو خورده نگیر از او،یک فرد جدید آمدامشب به درون تو،مهمان بود او آریباشد شب اول در ،قبرش گل من آریآیند ملک ها و، پرسند سئوال از اواز دین و خدا پرسند،اعمال نکوی اوگویند بگو جانم،از خالق و از ربتبر گو ز دین خود،پیغمبر و آئینتگویند امامت کیست،ای ب

ادامه مطلب  

تولد 43 سالگی شهاب حسینی!!  

کمی تکراری می شود اگر هر سال همان حرف ها را بزنم. از همان خوبی ها بگویم و از همان خاطرات تعریف کنم.
کمی تکراری می شود که باز هم بگویم، "خوشحالم که هستی" "ممنونم که هستی". 
در این چندین سال طرفدار بودنت، لحظه ای نبوده که به خودم شک کنم. به علاقه ام، به حمایتم. الان دیگر برایم شده مثل غریزه. در گوشه ی انتهای ذهنم جا خوش کردی و به این زودی ها قصد رفتن نداری.
شهاب عزیز، آرزوی بهترین ها، بزرگترین ها، زیباترین خوبی های جهان را برایت داریم؛ تولدت مبارک!!
د

ادامه مطلب  

تولد 43 سالگی شهاب حسینی!!  

کمی تکراری می شود اگر هر سال همان حرف ها را بزنم. از همان خوبی ها بگویم و از همان خاطرات تعریف کنم.
کمی تکراری می شود که باز هم بگویم، "خوشحالم که هستی" "ممنونم که هستی". 
در این چندین سال طرفدار بودنت، لحظه ای نبوده که به خودم شک کنم. به علاقه ام، به حمایتم. الان دیگر برایم شده مثل غریزه. در گوشه ی انتهای ذهنم جا خوش کردی و به این زودی ها قصد رفتن نداری.
شهاب عزیز، آرزوی بهترین ها، بزرگترین ها، زیباترین خوبی های جهان را برایت داریم؛ تولدت مبارک!!
د

ادامه مطلب  

وبلاگ - نقدی خودمانی بر "فروشنده"  

 قبل از هر چیز دوستانی که فیلم رو هنوز ندیدن، ادامه ی پست و کامنت ها رو  نخونن چرا که داستان به کلی لو می ره و در مورد این فیلم، لو رفتن داستان  یعنی از دست دادن لذتی بسیار بزرگ!!
 + یکی از موضوع ها فرعی داستان قضیه ی تجاوز است؛ می گم فرعی چون ما  تاثیراتشو رو روی شخصیت ها می بینیم، نه اینکه دلایلش ریشه یابی بشه. تجاوز از هر نوع، حتی تجاوز به حریم خصوصی فرد- مثلا بدون اجازه عکس های کسی رو دیدن یا پیام های کسی رو خوندن- غیرقابل قبول و کاملا اشتباهه.

ادامه مطلب  

وبلاگ - نقدی خودمانی بر "فروشنده"  

 قبل از هر چیز دوستانی که فیلم رو هنوز ندیدن، ادامه ی پست و کامنت ها رو  نخونن چرا که داستان به کلی لو می ره و در مورد این فیلم، لو رفتن داستان  یعنی از دست دادن لذتی بسیار بزرگ!!
 + یکی از موضوع ها فرعی داستان قضیه ی تجاوز است؛ می گم فرعی چون ما  تاثیراتشو رو روی شخصیت ها می بینیم، نه اینکه دلایلش ریشه یابی بشه. تجاوز از هر نوع، حتی تجاوز به حریم خصوصی فرد- مثلا بدون اجازه عکس های کسی رو دیدن یا پیام های کسی رو خوندن- غیرقابل قبول و کاملا اشتباهه.

ادامه مطلب  

جمله های عالی از انسان های عادی  

     ۩☫ حکایت(جمله های عالی از انسان های عادی ) نثر☫۩یک دکتر و یک معلم بانویی را دوست داشتند. دکتر به آن بانو هر روز شاخه ای گل رز تقدیم میکرد و معلم هر روز یک سیب تقدیم آن بانو میکرد.بانو گیج شده بود. پس از معلم پرسید:معنی گرفتن گل رزعشق و علاقه هست ولی چرا شما برایم سیب میاورید؟! معلم پاسخ داد:چون مصرف روزانه یک سیب شما را ازدکتر بی نیاز می کند!__________________________________________________ جمله های عالی از انسان های عادی  ترجیح می دهم حقیقتی مرا آزار دهد، تا ا

ادامه مطلب  

جمله های عالی از انسان های عادی  

     ۩☫ حکایت(جمله های عالی از انسان های عادی ) نثر☫۩یک دکتر و یک معلم بانویی را دوست داشتند. دکتر به آن بانو هر روز شاخه ای گل رز تقدیم میکرد و معلم هر روز یک سیب تقدیم آن بانو میکرد.بانو گیج شده بود. پس از معلم پرسید:معنی گرفتن گل رزعشق و علاقه هست ولی چرا شما برایم سیب میاورید؟! معلم پاسخ داد:چون مصرف روزانه یک سیب شما را ازدکتر بی نیاز می کند!__________________________________________________ جمله های عالی از انسان های عادی  ترجیح می دهم حقیقتی مرا آزار دهد، تا ا

ادامه مطلب  

شهاب حسینی - نظرات نویسندگان "کافه سینما" در مورد فیلم "فروشنده"  

 کافه سینما- در ادامه معرفی و نقد مهمترین فیلم های سال 2016، این بار  مروری داریم بر نامزدهای اسکار فیلم های خارجی زبان: " تونی اردمن"،  "فروشنده"، "سرزمین مین"، "ملازم"، "مردی به نام اُو"، "تانا"
  گزیده نظرات نویسندگان کافه سینما درباره «فروشنده»:
●سید آریا قریشی: از جنبه‌ای ادامه فیلم‌های اخیر فرهادی به شمار می‌رود: ماجرای زوجی که پس از پیش آمدن یک بحران، باید بین دوراهی «وفاداری به احساسات درونی خود» و «سازش با شرایط» انتخابی سرنوشت‌ساز ا

ادامه مطلب  

شهاب حسینی - نظرات نویسندگان "کافه سینما" در مورد فیلم "فروشنده"  

 کافه سینما- در ادامه معرفی و نقد مهمترین فیلم های سال 2016، این بار  مروری داریم بر نامزدهای اسکار فیلم های خارجی زبان: " تونی اردمن"،  "فروشنده"، "سرزمین مین"، "ملازم"، "مردی به نام اُو"، "تانا"
  گزیده نظرات نویسندگان کافه سینما درباره «فروشنده»:
●سید آریا قریشی: از جنبه‌ای ادامه فیلم‌های اخیر فرهادی به شمار می‌رود: ماجرای زوجی که پس از پیش آمدن یک بحران، باید بین دوراهی «وفاداری به احساسات درونی خود» و «سازش با شرایط» انتخابی سرنوشت‌ساز ا

ادامه مطلب  

معرفی کتاب مسئله‌ی اسپینوزا  

کتاب «مسئله‌ی اسپینوزا» را از روزی که برای مطالعه در دست گرفتم، با ولع، از تاکسی گرفته تا بوفه‌ی شلوغِ دانشگاه و ساعت‌های متوالی در خانه، مطالعه می‌کردم و دلم نمی‌آمد کتاب را زمین بگذارم.  برای منی که فاصله‌ی خانه تا دانشگاهم زیاد است و نصف عمرم را در مسیر هستم(با چاشنی اغراق!) کتاب خواندن در تاکسی‌ها لذت‌بخش است. زیرا مسیر را به طور غیرقابلِ باوری کوتاه می‌کند. یک آن سرم را بلند می‌کنم و می‌بینم: اِ، چقدر زود رسیدم!! و دیگر فکر نمی‌ک

ادامه مطلب  

معرفی کتاب مسئله‌ی اسپینوزا  

کتاب «مسئله‌ی اسپینوزا» را از روزی که برای مطالعه در دست گرفتم، با ولع، از تاکسی گرفته تا بوفه‌ی شلوغِ دانشگاه و ساعت‌های متوالی در خانه، مطالعه می‌کردم و دلم نمی‌آمد کتاب را زمین بگذارم.  برای منی که فاصله‌ی خانه تا دانشگاهم زیاد است و نصف عمرم را در مسیر هستم(با چاشنی اغراق!) کتاب خواندن در تاکسی‌ها لذت‌بخش است. زیرا مسیر را به طور غیرقابلِ باوری کوتاه می‌کند. یک آن سرم را بلند می‌کنم و می‌بینم: اِ، چقدر زود رسیدم!! و دیگر فکر نمی‌ک

ادامه مطلب  

در یکدیگر گریسته بودیم زمستان را  

ویکتوار: اُرفه(1)، چرا "ما راه می رویم؟" هرچند خودم حدس می زنم چرا، اما به یاداوری "تو" نیاز دارم....
اُرفه: وقتی جایی را ترک می کنيم، "غیاب" را به جا می گذاریم و هرجا که می رویم غیاب را هم از بین می بریم!
باتیست: موزوی، پس وقتی کسی نبود که دست های سرمازده ات را گرم کند چطور مجسمه می ساختی؟
موزوی: آه!...
صحنه ی هفتم از نمایشنامه ی "چهره ی اُرفه اثر الیویه پی.
زمستان را بهانه کردم تا با برگ های لغت نامه ی "شهر کلمات"، خودم را از وزش ظلمت امان دهم، در این جها

ادامه مطلب  

در یکدیگر گریسته بودیم زمستان را  

ویکتوار: اُرفه(1)، چرا "ما راه می رویم؟" هرچند خودم حدس می زنم چرا، اما به یاداوری "تو" نیاز دارم....
اُرفه: وقتی جایی را ترک می کنيم، "غیاب" را به جا می گذاریم و هرجا که می رویم غیاب را هم از بین می بریم!
باتیست: موزوی، پس وقتی کسی نبود که دست های سرمازده ات را گرم کند چطور مجسمه می ساختی؟
موزوی: آه!...
صحنه ی هفتم از نمایشنامه ی "چهره ی اُرفه اثر الیویه پی.
زمستان را بهانه کردم تا با برگ های لغت نامه ی "شهر کلمات"، خودم را از وزش ظلمت امان دهم، در این جها

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1