تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


 

من فکر می‌کردم سال‌ها باید یکی ‌یکی سپری شوند تا هر بار آدم یک سال بزرگ‌تر شود.اما این طور نیست.این اتفاق در یک شب رخ می‌دهد.
#هاروکی_موراکامی
 
نمی دانم تو ملتفت شده‌ای یا نه که بعضی مردها از عمري که دارند، پیرترند...
#محمود_دولت_آبادی

ادامه مطلب  

 

 
حتی نخواهند دانست این حس چیست !
در این سکوت صداهایی را میشنوم که سینه ام را داغ میکند ، میسوزاند روانم را ..
.
.
خب پس از عمري کهنگی
 احساس تازگی میکنم ...
.
.
هم حس غریبیست ، حس قریبیست...
عّـــــــــــجّـــــــــــــــــــــــــــــبــــــــِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـــــــــــــــــــــــــ !!!!!!!!!
 

ادامه مطلب  

بانوی زیبایی های بی مانند...(غ ف)  

بانوی خیال سلام
تو شاید ندانی ولی بشنو از من ؛ نمیدانی داشتنت به دنیایی رنگارنگ ارزد
دیر امدی ولی بالاخره آمدی ؛ بانو جان رسیدنت مبارک ؛حتم داشتم که میایی
بانو بانو بانو بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی بازگشت بگذاریم ببینیم هرجا آسمان آیا همین رنگ است...
یا نه بیا کمی خستگی از جان در کنیم تازه از راه رسیده ای تازه پیدایت کرده ام بیا کمی زیر سایه ی این بید
مجنون سکنا گزینیم.بانو اینطور نگاهم نکن تو بگو چه بگویم برایت...نه هیچ نگو خودم میدانم ؛

ادامه مطلب  

شعری از فریدون مشیری  

     عمري به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم
                               اکنون که پیدا کرده ام . بنشین تما شایت کنم
     الماس اشک شوق را تاچی به گیسویت نهم
                               گل های باغ شعر را زیب سراپایت کنم
     بنشین که من با هر نظر با چشم دل با چشم سر
                                هر لحظه خو د را مست تر از روی زیبایت کنم

ادامه مطلب  

بی توباخاطره هایت چه کنم نازنینم ....؟  

 من دل شکسته ام تو چرا گریه می کنی؟
 داری کدام بغض مرا گریه می کنی?
 گریان غروب ها به کجا خیره می شوی؟
 هر روز صبح زود چرا گریه می کنی؟
 داری برای غربت ما گریه می کنی
 عمري ست از تو غافلم و تو برای من
 شب های جمعه پیش خدا گریه می کنی
 بوی غربت میدهم اماغریبه نیستم
 گرچه میدانم که عمري درغریبی زیستم
 روبروی آینه شب تاسحرغم میخورم
 تابفهمم عاقبت درجستجوی کیستم
 زمانی شعرمیگفتم برای غربت باران…
 ولی حالاخودم تنهاترم،
 تنهاترازباران...
ادامه د

ادامه مطلب  

قلم بنویس  

قلم بنویس دردم را که در دل دردها دارمقلم بنویس ازحالم که امشب غصه هادارمقلم بنویس ازعمرم که عمري خون دل خوردمقلم ای کاش چون زادم همان دم نیز میمردمقلم بنویس از هجران و از هجر فراق یارقلم بنویس درد دل چو دارم درد دل بسیار.......

ادامه مطلب  

 

چرا رفتی چرا من بیقرارم به سر سودای آغوش تو دارم نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست ندیدی جانم از غم ناشکیباست خیالت گرچه عمري یار من بود امیدت گرچه در پندار من بود بیا امشب شرابی دیگرم ده زمینای حقیقت ساغرم ده دل دیوانه را دیوانه تر کن مرا از هر دو عالم بی خبر کن

ادامه مطلب  

اشعار  

دیشب به یاد روی تو تنها گریستمتنهای بی امید چه شبها گریستماز چنگ غم بخلوت اندیشه های عشقبردم پناه و بی تو در آنجا گریستمسر می كشد چوشعله تمنای او ز دلزین جانگذاز درد تمنا گریستمپنهان نمی شود چكنم؟ ماجرای عشق در عشق او نهانی و آشكار گریستمیكروز خنده زد دلم از گرمی امید عمري ز سرد مهری دنیا گریستمروشن نشد ز بخت سیاهم چراغ عمرامروز از سیاهی فردا گریستمآتش زدند بر دل من ، تا كه همچو شمعیكجا بسوختم دل و یكجا گریستمكوتاه بود عمر من و عمر گل ، دری

ادامه مطلب  

در مرگ عبدالرحمان ( آبای )  

( در مرگ عبدالرحمان )
حاجی بوده جد او ،
خورده شربت از مینو .
هنرهای آن عزیز ،
زبان را داد تكاپو .
وفا و عقل ز خردی ،
تكاند ، نداد آرام او .
مال بماند ، جان می داد ،
سوی سختی می تاخت او .
غمین ، الیم و بی چیز ،
پر می شدند نزد او .
خیال می كرد آسوده ،
نورزیده تبعیض او .
عادل بود و جوانمرد ،
بر همگان شد الگو .
وادار كرده به توبه ،
سركوب نمود ستیزجو .
بنی قزاق حلقه زد
تا ببیند از او رو .
دست یابنده به پندش ،
سرگرم باشد عمري او .
 
نیامده كس دنیا ،
از قزاقها همچون

ادامه مطلب  

خوب است  

از قهوه ی چشم شما نوشیده ام خوب است
گاهی تو را در حال مستی دیده ام خوب  است
من نیز هم گاهی شبی را تا سحر بیدار
با یاد چشمان کسی رقصیده ام خوب است
بیدار ماندم تا بدانم حال خوب ات را
فهمیده ام ،فهمیده ام ،فهمیده ام ،خوب است
آدم که بودم در بهشت از باغ حوایی
آن سیب سرخ  آشنا را چیده ام خوب است
جان غزل بانوی پهلویت حلال ام کن!
این خواب را بنده برایت دیده ام ،خوب است؟
نفرین نکن این مرد تنها را به جان تو
عمري تقاص اشک تان، باریده ام خوب است؟
 
 

ادامه مطلب  

 

آغاز راهم چون به عشق تو رقم خورد با من بمان تا انتها مرا رها مکن
در این سیاهی ای خدا مرا رها مکن ای آشنا بی آشنا مرا رها مکنبا این هوا عمري نفس کشیدم ای خدامیمیرم اینجا بی هوا مرا رها مکنچون کشتی شکسته ای که غرق می شودبه حال خویش ناخدا مرا رها مکن
چو رود جاریم مگر تو مقصدم شویبه دست های ناکجا مرا رها مکنمرا رها مکن چون برگ زرد کوچکیبه زیر پای بادها مرا رها مکن
مگیر مهر خویش را ز باغ باغبانخدای من در این هوا مرا رها مکناگر چه عاشق کسی به غیر تو شد

ادامه مطلب  

همسایه گرگ شو در امان باش  

عمري از گرگ ها دورت میکنند که دریده نشوی
بعد ها به دست گرگی می دهندت تا مقدس دریده شوی
حالا میفهمم چرا خودمو میچسبوندم ب ارازل ...
اینجاها اون تجاربو می ریزم روشون مثل سالاد میجوعمشون
اما از گرگ ها خطرناک تر گوسفندانی هستند که لیبل مورد اعتماد بودن روی پیشانیشان خورده است
انان از جماعت گرگ خیلی خطرناک تر هستند

ادامه مطلب  

باور  

باورم نیست که دیگر نشود دیدن تو .... به کناری برود آن همه بوییدن تو ... شاید آنروز که با گفتن من برگردی .... جسدی باشم و ذکری بشود بر لب تو .... این همه درد که بر این دل ما می بارد .... قطره ای می شود و بارد به لبان تر تو ...  این هم از درد من و حرف که ماند بسیار ... روزها می رود  و دل  شود  آکنده ی تو .... شهریارا تو اگر خاطر ما را به سبویی دادی .... ما به عمري شکنیم بغض پراکنده ی تو ....قسمت از دست من و دامن تو دور نبود .... ای عجب از اثر زهر جدا بودن تو ... من رضا میشوم ام

ادامه مطلب  

مختصری از ساز سنتور  

سنتور یکی از خوش صداترین و قدیمی ترین سازهای ایرانی است. ساخت آن را به فیلسوف نظریه پرداز و موسیقی دان بزرگ ،ابونصر فارابی (متوفای 950 میلادی) نسبت داده اند. پس سنتور عمري افزون بر هزار سال دارد. از روزگار ابونصر فارابی و به روایتی دیگر از زمان سلسله ساسانی تا به امروز تقریبا به همان شکل اولیه باقی مانده است. ا

ادامه مطلب  

تکیه کلام این آقا:اسم من هست ! مرگ!من آتش هستم! وااعووووووو(نعره)  

جونم 0-0
این اصطلاح من که میگه: برای اژدهای روی گنج خوابیده معما نگو , به این نوع از اژدها مربوط میشه :/
اگه سعی کنید براش معما بگید باید عمري بدون مو برید از خونه بیرون ! چرا؟ چون که آتیش میفرسته بدرقتون!موهاتون میسوزه موندارید دیگه [نیشخند] امیدوارم این بلا سرتون نیاد

ادامه مطلب  

زيارت عاشورا  

بالاخره زیارت عاشورا رو حفظ كردم
خیلی دلم میخواست حفظش كنم كه خدا رو شكر تونستم.
دیروز كه اخراش رو داشتم مرور میكردم تا روون بخونم یهو نمیدونم چرا رفتم
حرم حضرت عبدالعظیم علیه السلام
بغض عجیبی منو گرفت یهو كنارت خودمو دیدم
شونه ب شونه
نفس ب نفس
من داشتم زیارت عاشورا میخوندم و تو اروم سرتو گذاشتی رو شونه م،
من میخوندم و اشك میریختم
و
تو اروم میگفتی
جاااااااانم حسین...
طوری كه فقط من صداتو میشنیدم
جانم حسین جانم حسین جانم حسین ...
امروز ان شاالل

ادامه مطلب  

سید بزرگوار حاج آقا سید لطف الله جباری متکازینی  

تمثال مبارک عالم بزرگوار حضرت  حجت الاسلام والمسلمین حاج سید لطف الله جباری متکازینی که عمري را در ترویج احکام الهی سپری کرد...
ایشان به روضه خوانی آقا ابا عبدالله علاقه خاصی داشتند..
 
مرحوم حاج آقا جباری مهربان و با تبسم بودند...
 
یاد این عالم بزرگوار بخیر.
 

ادامه مطلب  

قم که بارون نیومد  

قم که بارون نیومدتن بود و جون نیومد انگار که زندگونی به این جهون نیومدعمري چش انتظارمافسوس که اون نیومددلم رو سر بریدمیک قطره خون نیومدچه روزگاری داریمگل به دورون نیومد سفره هامون وا موندهولی مهمون نیومدهر کی که عاشقی کردیه روز شادون نیومد السون و ولسونگل پری جون نیومدصیدیم و مونده در دامصیادمون نیومدآب خوشی به کامخرد و کلون نیومدهر که یه جور می نالهاین چی شد؟اون نیومد!باغانی دل شکست ودلبرمون نیومد!

ادامه مطلب  

کجایی  

من بی تو از خود نشانی نبینم،
تنهاتر از هر چه تنها
همداستانی نبینم.
با من بمان ای تو خوب، ای یگانه
برخیز، برخیز، برخیز
........
الا دریاب - می گفتم به دل - دریاب
تو عمري در کویر خشک سرکرده،
اگر جوئی همان است این، همان دلخواسته نایاب
شب است و بیشه باران خورده و مهتاب...
........
تو ای پری کجایی؟

ادامه مطلب  

684  

لعنت به بعضی شبا ... چقدر دلم گرفته ، چقدر دلم برات تنگ شده ، چقد دلم ... دلم ...
 
بر تو و آن خاطره آسوده سوگندبر تو ای چشم گنه آلوده سوگندبر آن لبخند جادوییبر آن سیمای روشنکه از چشمانِ تو افتادهآتش بر هستیِ منآه آتش بر هستی منعمري هر شب در رهگذارمماندم چشم انتظارتشاید یک شب بیاییدردا تنهای تنهابگذشته بی تو شب هادرحسرت و جداییعاشقِ گم کرده ره، بی آشیانممانده بر جا آتشی از کاروانمزین پس محزون و خاموشمعشقت خاکسترم کرد ...در دستِ باد پاییزینشکفته پ

ادامه مطلب  

روز مبادا...  

 
وقتی تو نیستی؛
نه هست‌های ما چونان که بایدند، نه بایدها ...
مثل همیشه آخر حرفم، و حرف آخرم را، با بغض می‌خورم
عمري‌ست لبخندهای لاغر خود را، در دل ذخیره می‌کنم: باشد برای روز مبادا
اما؛
در صفحه‌های تقویم، روزی به نام روز مبادا نیست!
آن روز هر چه باشد، روزی شبیه دیروز ، روزی شبیه فردا،
روزی درست مثل همین روزهای ماست...
اما چه کسی می‌داند، شاید امروز نیز، روز مبادا باشد
وقتی تو نیستی؛
نه هست‌های ما چونان‌که بایدند، نه بایدها ...
هر روز

ادامه مطلب  

یافاطمه  

ربی ﻻ تحرمنی خدمة فاطمة:خادم انه خادم انه على بابك حسین على بابك حسین--------------------------انه اول ما خدمتك اكنس ابابك بدیتشفت ببك اشكد محنهوكلب ماكو ابوسعه بیتالناس لیل انهار تغرفماكلت مره كضیتكلت ماعوفك یغالی وبعتبتك جلبیتعبدك انه عبدك انه عبدك انه على بابك حسین----------------------------------الناس تحسدنی وتكلی خادم حسین اشعلیكحاسبتنی اشتغل عندكسیدی ما ادری بیكراضی ما راضی علیهانا البایع كلشی لیكلو اعرفك تطرد احدحتى لو تطردنی اجیك سائل انه سائل انه على

ادامه مطلب  

شعری زیبا از یک شاعر معاصر  

*خورشید آرزوی منی*
 
بگذار سر به سینه من تا كه بشنویآهنگ اشتیاق دلی دردمند راشاید كه بیش ازین نپسندی به كار عشقآزار این رمیدهء سر در كمند را
بگذار سر به سینه من تا بگویمت:اندوه چیست، عشق كدامست، غم كجاست؟بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جانعمري است در هوای تو از آشیان جداست
دلتنگم آن چنان كه اگر ببینمت به كامخواهم كه جاودانه بنالم به دامنتشاید كه جاودانه بمانی كنار منای نازنین كه هیچ وفا نیست با منت
تو آسمان آبی آرام و روشنیمن چون كبوتری كه پر

ادامه مطلب  

وصيت نامه  

بالاخره نوشتن وصیت نامه هم تمام شد و تقریبا تمام كارهام رو انجام دادم
جز یك كاری كه خیلی دلم میخواست اونم تموم كنم
اما اون موند برای بعد از كربلا و بشرط حیات
و اگر توفیقی بود ان شاالله از امیرالمومنین علی علیه السلام میگیرم
واگر نه، ان شاالله خدا توفیق شهادت در این مسیر رو نصیبمون كنه.
 
میخواستم بخشی از وصیت نامه رو بزارم اما منصرف شدم
امروز هم كه گذشت به امید خدا جمعه پرواز داریم
اخرین پستم رو عمري بود پنجشنبه میزارم و ... خداحافظ...
تو این چن

ادامه مطلب  

اربعين/كربلا  

با سلام و عرض ارادت خدمت تمامی دوستان وهمشهریان عزیز
اگر قسمت شود فردا  شنبه ان شاالله عازم سفر كربلا خواهم شد لذا ضمن حلالیت طلبی از همگی عزیزان به اطلاع می رساند شاید  تا بعد از اربعین شاهد پست جدید در  سایت آوای آشنا نباشید . چنانچه عمري باقی بود بعد از مراجعت بازهم مثل همیشه در خدمتتان خواهیم بود .البته كانال تلگرامی سایت همچنان با همكاری و تلاش مضاعف مدیران فعال خواهد بود. 
با احترام /بیرونی مدیر سایت نیگنان آوای آشنا

ادامه مطلب  

سیاه پوش  

سیاه پوشم...
عزادارم...
عزادار شبایی که با بغض صبح میشه...
عزادار گریه هایی که برا مرد ننگه...
همه ی روزایی که باید جوونی  میکردمو خوش میگذروندم همراه پُک های سیگارم سوختو چیزی جز خاطرات پیک های مشروبم  نمونده...
شبام شده فکر ، روزام شده سردرگمی ، زندگیم شده تلاش برای بی تفاوت بودن به همه چیزایی که خواستمو بهش نرسیدم...
عمري زیر دستو پا له شدیمو به روی خودمون نیاوردیم و به چیزایی امید داشتیم که خیال بود...
رسیدیم به ته جاده و میترسیم به پشت سرمون نگا

ادامه مطلب  

غم های تکراری  

میتوانم عشق را درچشم تو جاری کنم؟ نازچشمت را به هر قیمت خریداری کنم؟ آبشار گیسوانم را رها سازم شبی بوسه های عاشقانه بر لبت جاری کنم شانه هایت تکیه گاه بی کسی هایم شود بغض خود را بشکنم درپیش تو زاری کنم گاه گاهی نغمه ای نجوا کنم در گوش تو روز وشب با جان و دل از تو پرستاری کنم ساحل امنم شود آغوش گرمت نازنین ترک این تنهایی و غم های تکراری کنم چشم هایم را بیآرایم برایت مهربان عاشقم باشی ومن عمري وفاداری کنم

ادامه مطلب  

( اشک خدا) صدف سینه من عمری( فریدون مشیری)  

اشک خدا
 
صدف سینه من عمريگهر عشق تو پروردست
کس نداند که درین خانهطفل با دایه چه ها کردست
همه ویرانی و ویرانی همه خاموشی و خاموشی
سایه افکنده به روزنهاپیچک خشک فراموشی
روزگاری است درین درگاهبوی مهر تو نه پیچیدست
روزگاری است که آن فرزندحال این دایه نپرسیدست
من و آن تلخی و شیرینیمن و آن سایه و روشنها
من و این دیده اشک آلودکه بود خیره به روزنها
یاد باد آن شب بارانیکه تو در خانه ما بودی
شبم از روی تو روشن بود که تو یک سینه صفا بودی
رعد غرید و تو ل

ادامه مطلب  

534  

لَبَیْکـــَـ یـٰا حُسَیْنـــــْ (ع)﷽ امام_حسین_ع_مناجات
هرجا غم تو هست، بجز غم عزیز نیستپای غمت خوشی دو عالم عزیز نیست
از اهل روضه های تو حاجت گرفته ایمگریه کن تو پیش خدا کم عزیز نیست
آب بقا کجا و کجا اشک های ما؟کوثر که هست چشمه ی زمزم عزیز نیست
اثبات کرده اند شهیدان راه تودر امتحان عشق تو جان هم عزیز نیست
عمري که با تو می گذرد سال ها خوش استاما بدون لطف تو یک دم عزیز نیست
ما اهل گریه ایم و کتابی برای ماناندازه ی لهوف و مقرم عزیز نیست
چون ماه عش

ادامه مطلب  

فراموشی  

یاد تو و این خانه و ننگِ فراموشیحتی گرفته طاقچه هم رنگ فراموشی
 
اینجا کسی در خاطرات هر لحظه اعدام می شوددرگیرم اینجا بی تو در، جنگ فراموشی
 
تب می کند سردرد من از واژه ی او رفته استهر لحظه گوشم خیره بر، زنگ فراموشی
 
من بی تو هرجا می روم در خاطرات کهنه امبر سینه دارم زخمی از چنگ فراموشی
 
از دست نحسِ خاطرات بی وقفه محکم میخوردبر شیشه ی احساس من سنگ فراموشی
 
ای آنکه از من رفته ای، آرام صدایم کن که منرقصیده ام عمري به آهنگ فراموشی
 
من را ببر تا

ادامه مطلب  

حال خراب  

 ای چشمان مست تو
مینای شراب من
یاد تو چه می کند
 با حال خراب من
نوا منم
ترانه تویی
به موج غم کرانه تویی
به عشق تو فسانه منم
ز خود بیگانه منم
خزان منم جوانه تویی
بهشت جاودانه تویی
 نوای عاشقانه تویی تو
دیوانه منم
می دانی که بی قرار و دل شکسته ام
بر عشق کسی به جز تو دل نبستم
می دانی غمت مرا رها نمی کند
 حتی مرگ مرا ز تو جدا نمی کند
چو مرغ خسته کنج قفس
غمه تو خسته راه نفس
بیا که شوق تو بگشاید با و پر عشق
عمري دیده ب ره می مانم
بر لب نام تو را می خوانم
از

ادامه مطلب  

فردا  

دلی پر دارم از دنیا ... از این ساحل از این دریا ... کلاهی بر سرم دارم ... ز امید پسین فردا .... همه تار و همه پودش ... به رنگ آبی گلها .... تمام جنسش از دل بود ... خودم بافیده ام آنرا ... درونش دختری زیبا ... نشسته شکل یک رویا... امان از این همه رویا... امان از حسرت دریا ... درون سینه ام تنگ است ... به اشکی دیده ام بند است ... خدا را کی کنم باور ... که عمري داده بر سودا... گمانم وقت آن گشته ... کلاهم را دهم بر باد ... روم سویی که تاریک است .... به دور از فکر فرداها .... من از دریا سک

ادامه مطلب  

عمر بی ارزش  

 
 
 
حاصل عمر من و یار بی مهتاب گذشت 
 
عمر تباه ره یار شد گرمی آفتاب گذشت
 
به چشم خود دیدم که شیشه عمر عزیزان 
 
زود شکست زندگی مثل شهاب گذشت 
 
این همه رنج و درد ی که در عالم کشیدند
 
بیداری این چرخ و فلک به خواب گذشت 
 
زلفان سیاه مادران از غصه رنگ باخت 
 
زمانه وفا نکرد و عمر به التهاب گذشت 
 
دریغا قامت جوانان ز جور اجنبی خمید 
 
شاخ و برگ درخت خشک بی آب گذشت 
 
آهوان رمیده در این دشت غریب، رها 
 
هر چه دویدند زندگی به سراب گذشت 
 
هزار نفرین

ادامه مطلب  

نامه ی هشتم  

سلام
گاهی لازمه چشاتونو ببندید و یه نگاه به عمري که گذروندید بکنید.
به فیلمی که ذره ذره با خاطراتتون ضبط کردین.
حتی شما با این که تهیه کننده و کارگردان و بازیگر فیلم
خودتون بودید بازم طبق فیلم نامه ای که قبلا نوشته شده
بازی کردید.
این فیلم نامه همون سرنوشته ک از اول تولدمون تو ورق زندگیمون ثبت شده
گاهی باید دیالوگتو عوض کنی مگر نه به اخر فیلم میرسی.

ادامه مطلب  

تو را به زمزمه خواندم ...  

 عکس را مهدی گرفته است (پسر عمو) !  از کوهپایه (دروازه قرآن) . یکی از همین نورهای نزدیک که تا دوربین کشیده شده ، حافظیه است.  
 +
عمري هر شب در رهگذارت / ماندم چشم انتظارت شاید یک شب بیایی ...دردا. تنهای تنها بگذشته بی تو شب هادر حسرت و جدایی !عاشقی گم کرده ره، بی آشیانم مانده بر جا، آتشی از کاروانم.
+
 رحمت خدا  بر  او که  آهنگِ "سوگند" از محمد معتمدی  را برای ما فرستاد و به مدت (بی اغراق) هفتاد و دو ساعت از درس و زندگی  انداختمان .

ادامه مطلب  

 

جدال عقل و دل همواره در من ماجرا داردشبیه سرزمینی که دو تا فرمانروا دارد.شبیه سرزمینی که یکی در آن به پا خیزد،یکی در من شبیه تو خیال کودتا دارد!منِ دلْ مرده و عشق تو … شاید منطقی باشد!گل نیلوفر اغلب در دل مرداب جا دارد!تو دلگرمی ولی «همپا» و «همدستی» نخواهد داشتکسی که قصد ماندن با منِ بی دست و پا داردخودم را صرف فعل «خواستن» کردم ولی عمري ست«توانستن» برایم معنی نا آشنا داردزیاد است انتظار معجزه از من که فرتوتم پیمبر نیست هر پیری که در دستش عص

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1