تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


نرگس مرطوب و مه و ما....  

آنگاه که من کنار پل ایستاده بودم. در قلبِ مِه، با چند شاخه نرگس مرطوب، به انتظارِ تو، و تو در درون مِه پیدا شدی، مِه را شکافتی و پیش آمدی، و با چشمان سیاه سیاهت دمادم واقعی تر شدی، تا زمانی که من واقعیتِ گلگونِ گونه های گُل انداخته ات را بوییدم، آنگونه که تو گل های نرگس مرا بوییدی، و از اینکه به انتظارت ایستاده ام، با گونه های گلگون تشکر کردی، و با هم دوان، درون مهِ، به خانه رفتیم
 
از کتاب " یک عاشقانه ی آرام" از نادر ابراهیمی

ادامه مطلب  

 

صدای تیک‌تاک ساعت همیشه یک معنی می‌دهد، این‌که زمان دارد به سرعت برق می‌گذرد. نباید اجازه بدهم کاری عقب بماند.بدنم و ذهنم با هم هماهنگ شده‌اند. ذهنم خودش تصمیم می‌گیرد و بدنم می‌پذیرد که کارها چطور انجام شوند؛ نرگس بیرونی‌ام زمانی برای ثبت و ضبط اطلاعات ندارد اما نرگس درونم انگار هنوز میدان‌دار است. ساعت از هشت گذشته و من باید خودم را به کلاس درس برسانم. مادر بعد از نماز صبح خوابش برده و زهرا کنار پای من توی آشپزخانه نشسته و با قوطی‌ها

ادامه مطلب  

 

صدای تیک‌تاک ساعت همیشه یک معنی می‌دهد، این‌که زمان دارد به سرعت برق می‌گذرد. نباید اجازه بدهم کاری عقب بماند.بدنم و ذهنم با هم هماهنگ شده‌اند. ذهنم خودش تصمیم می‌گیرد و بدنم می‌پذیرد که کارها چطور انجام شوند؛ نرگس بیرونی‌ام زمانی برای ثبت و ضبط اطلاعات ندارد اما نرگس درونم انگار هنوز میدان‌دار است. ساعت از هشت گذشته و من باید خودم را به کلاس درس برسانم. مادر بعد از نماز صبح خوابش برده و زهرا کنار پای من توی آشپزخانه نشسته و با قوطی‌ها

ادامه مطلب  

دوستهای خوب 18 سالگی هایم  

امروز قرار بود با نرگس و زهرا تولدمو جشن بگیریم .البته تولد من 5 اسفنده اما خوب پیشواز رفتیم .نرگس رو یکسال بود که ندیده بودم.یادم اخرین بار وقتی که داداش زهره میخاست بیاد خاستگاری رفتیم لباس خریدیم بهم گفت تو رفتی ..من هنوز سنگرو حفظ کردم اما دقیقا بر عکس شد .نرگس عید همون سال نامزدکرد و این در حالی بود که من هم چنان به رد کردن خاستگارا با همون لباس می پرداختم تاجایی که دیگه نمی خام بپوشمش.
دیشب خابم نمی برد .حس ی بچه مدرسه ای داشتم .حس ی دختر 15 س

ادامه مطلب  

 

نرگس می‌گوید: «باید حواسمون رو جمع کنیم. باید ببینیم کی و چرا این وضعیت پیش میاد، باید به حال زهرا قبل از تشنج دقت کنیم؛ به این‌که چی خورده، سردش بوده یا گرمش، سروصدا بوده یا نور زیاد...»نرگس اید‌ه‌های دیگری هم دارد. او را می‌گذارم تا حواسش جمع باشد. اما پیدا کردن لیستی مشخص-برای این‌که چرا زهرا دچار تشنج می‌شود- کار آسانی نیست.بدی تشنج‌ها این است که اصلن نظم خاصی ندارند، معلوم نیست کی شروع می‌شوند و چرا.هنوز عادت‌های ثابتی پیدا نکرده ام

ادامه مطلب  

 

نرگس می‌گوید: «باید حواسمون رو جمع کنیم. باید ببینیم کی و چرا این وضعیت پیش میاد، باید به حال زهرا قبل از تشنج دقت کنیم؛ به این‌که چی خورده، سردش بوده یا گرمش، سروصدا بوده یا نور زیاد...»نرگس اید‌ه‌های دیگری هم دارد. او را می‌گذارم تا حواسش جمع باشد. اما پیدا کردن لیستی مشخص-برای این‌که چرا زهرا دچار تشنج می‌شود- کار آسانی نیست.بدی تشنج‌ها این است که اصلن نظم خاصی ندارند، معلوم نیست کی شروع می‌شوند و چرا.هنوز عادت‌های ثابتی پیدا نکرده ام

ادامه مطلب  

 

دکتر زهرا از من می‌پرسد: «تب نداشت؟» و من با دلهره می‌گویم: «نه». دیشب دو بار زهرا تشنج داشت. از تشنج‌های بدون تب بیزارم. بعد از هر تشنج بی‌حال و بی‌رمق می‌شود. یکی دو روز طول می‌کشد تا دوباره به حالت عادی‌اش برگردد.زهرا آرام در آغوشم خوابیده. لباس صورتی‌اش را تنش کرده‌ام به لب‌های صورتی‌اش می‌آید. دلم می‌خواهد زمان به سرعت برق و باد بگذرد و این دوره‌ی سردرگمی تمام بشود.نگاهش می‌کنم چشم‌هایش روی هم‌ا‌ند زبانش در ادامه‌‌ی مک زدن هم

ادامه مطلب  

 

دکتر زهرا از من می‌پرسد: «تب نداشت؟» و من با دلهره می‌گویم: «نه». دیشب دو بار زهرا تشنج داشت. از تشنج‌های بدون تب بیزارم. بعد از هر تشنج بی‌حال و بی‌رمق می‌شود. یکی دو روز طول می‌کشد تا دوباره به حالت عادی‌اش برگردد.زهرا آرام در آغوشم خوابیده. لباس صورتی‌اش را تنش کرده‌ام به لب‌های صورتی‌اش می‌آید. دلم می‌خواهد زمان به سرعت برق و باد بگذرد و این دوره‌ی سردرگمی تمام بشود.نگاهش می‌کنم چشم‌هایش روی هم‌ا‌ند زبانش در ادامه‌‌ی مک زدن هم

ادامه مطلب  

 

میان اسباب و اثاث بسته‌بندی خانه نشسته‌ام. جمع کردن این‌همه وسیله مرا از کت‌وکول انداخته و پهلویم درد می‌کند. آرزو می‌کنم ای‌کاش می‌شد برای یک ساعت هم که شده زمان متوقف شود و من بتوانم با شانه‌ای سبک به سکوت دنیا گوش دهم. اما صدای توی گوشم می‌گوید: «مامان حالش بده کسی نیست لباسشو عوض کنه...» حالا نشسته بودم تا اراده‌ام را جمع کنم باید کاری می‌کردم. نرگس مدت‌هاست که ساکت شده، شاید هم من دیگر صدایش را نمی‌شنوم یا به حرف‌هایش گوش نمی‌ده

ادامه مطلب  

 

شببدون توچگونه تمام میشود ؟شاخه های شکسته یگل های نرگس رادر لیوان آبگذاشتمبدون تودر مهتابشمشادهای سبزاز رنگ آبی مهتابآبی رنگ شده بودندما برای عابراناز عقاید گذشتهمی گفتیمدر همان زیرزمین نمورکه زندگی می کردمبه توگفتم :دست هایت رابرای منبگذار و برومن می توانمبدون توبا سایه هایدستهای توروی دیوارزندگی کنمکودکانبا لپ های قرمزدر بارانبه دنبال توپ سفیدمی دوندکاشتو بودیکه در بارانبه این کودکانبوسه و عیدیمیدادی

ادامه مطلب  

 

شببدون توچگونه تمام میشود ؟شاخه های شکسته یگل های نرگس رادر لیوان آبگذاشتمبدون تودر مهتابشمشادهای سبزاز رنگ آبی مهتابآبی رنگ شده بودندما برای عابراناز عقاید گذشتهمی گفتیمدر همان زیرزمین نمورکه زندگی می کردمبه توگفتم :دست هایت رابرای منبگذار و برومن می توانمبدون توبا سایه هایدستهای توروی دیوارزندگی کنمکودکانبا لپ های قرمزدر بارانبه دنبال توپ سفیدمی دوندکاشتو بودیکه در بارانبه این کودکانبوسه و عیدیمیدادی

ادامه مطلب  

درس آمار و احتمالات مهندسی  

درس آمار و احتمالات مهندسی 2 واحدیاولین جلسه: دوشنبه 18 بهمن ماه 1395استاد درس: آقای رضا رستمیمنبع درسی:
- جزوه کلاسی- کتاب آمار و احتمال نوشته نرگس عباسی و علی شادرخ انتشارات دانشگاه پیام نور
وبلاگ آقای رضا رستمی برای درس آمار و احتمالات مهندسی

ادامه مطلب  

روز کاری معلم  

 
 
خسته است اما لبخند میزند
سحربیدار میشود صبحانه آماده میکند اتو میزند،لقمه در دهان دختر بهانه گیر میگذارد،پسرش را آماده میکند، موهای دوتا راشانه میزند، پسر را به مدرسه، دختر کوچکش را به مهد میبرد.
ساعت را مینگرد؛ای وای ٨
نفس نفس زنان ٨:۵ حیاط مدرسه را میدود.
صدای خدا خدای بچه ها که مریض باشد یا بلکه تصادف کرده باشد،برای خلاصی از شر امتحان تاریخ
بالاخره ٨:۷ دفتر مدرسه؛
اخم رئیس، شرم و استرس معلم 
 صدای همهمه جمعیت سی نفره در کلاس چند متری

ادامه مطلب  

66  

خـــــــــــــدایا شــــــڪــرت
همه چی به خوبی و خوشی پیش رفت
باباجونم امروز عمل شد
با اینکه طولانی بود خداروشکر خوب بود
همین که دارمش، همین که کنارمه عالیه
امروز با گل نرگس  و رُز رفتم دیدمش.فردام میخوام برم
بدجور دلتنگشم
خدایا شکرت که همیشه کنارمی.
حالا که بابا عمل شد باید نذرمو ادا کنم
به زودی میرم مشهد، تو همین ماه
یا امام رضا بطلب آقا جان
بدجور دوست دارم زهره و مهشیدُ ببینم
خدایا قسمت کن این دوتا دخملو ببینم
فقط یه چیز مونده
اونم بدی پ

ادامه مطلب  

66  

خـــــــــــــدایا شــــــڪــرت
همه چی به خوبی و خوشی پیش رفت
باباجونم امروز عمل شد
با اینکه طولانی بود خداروشکر خوب بود
همین که دارمش، همین که کنارمه عالیه
امروز با گل نرگس  و رُز رفتم دیدمش.فردام میخوام برم
بدجور دلتنگشم
خدایا شکرت که همیشه کنارمی.
حالا که بابا عمل شد باید نذرمو ادا کنم
به زودی میرم مشهد، تو همین ماه
یا امام رضا بطلب آقا جان
بدجور دوست دارم زهره و مهشیدُ ببینم
خدایا قسمت کن این دوتا دخملو ببینم
فقط یه چیز مونده
اونم بدی پ

ادامه مطلب  

 

ای زمی ای آسمو ای روزگارومِ چی افتاو رتمه ده یاد یاروچی بهار سرخوشی ری وه زوالمچشه یامه واکنی کوره خیالماسر چش امو بوری بی وه گلالیغم نشس واتخت دل چی کور جهالیطاق دل ویرونه ی عهد قدیمهآسمونی بار غم وه دل کشیمهملونی ده اسر چش ده آخر کارونمه ده گردن یاری وفادارگل تونی مٍ بلبل سر پَل نشینمتوبمو ،مِ بایه قوش ها ده کمینممِ چنو دل واپس عه روزگارمهی مری کموترکه سرتل چنارمدیرادیر سیلم نکو بیا وا نزیکمباده غم سر شیونه وه تال ودیکممِ چی بیدی قاصد فصل

ادامه مطلب  

75: دیدار  

سر ظهر زنگ زد من اومدم نزدیکای خونتون. میشه ببینمت. با لحن خیلی بدی گفتم نه دلم نمیخواد ببینمت. کجا بودی اون یکسال که بهت اصرار میکردم یه وقتی هم واسه من بزار؟؟؟ گفت کادوی ولنتاینتو میخوام بهت بدم. با لحن بدتر گفتم پارسال که میگفتی ولنتاین دیگه چیه ؟ چون چهار روز دیگه جدا میشم حالا یادت افتاده زن داری؟
گفتم خواهش میکنم دیگه زنگ نزن پیام نده نیا به دیدنم. روز سه شنبه توی دادگاه میبینمت.
گفت چهل کیلومتر راه اومدم که فقط تورو ببینم. راضیه من دوستت

ادامه مطلب  

131- حرف ها، کلمه ها و توده ها  

- بالرحمن -
 
کرور کرور حرف دارم بزنم. با س. ها و م. ها، با برادرم حتا. با هیچ کدامشان حرف نمیزنم. حرف میزنم ولی جلوی آن چیزهایی که میخواهم بگویمشان، دقیقن پشت حنجره ام، یک ردیف چاقو چیده اند که اگر بالا آمدند تکه تکه شوند و من خون بالا بیاورم. از کی این قدر ترسو شدم؟
 
پ.ن: 
 
ما شکیبا بودیم.و این است آن کلامی که ما را به تمامی                                                   وصف می‌تواند کرد…
ما شکیبا بودیم.به شکیباییِ بشکه‌یی بر گذرگاهه نه

ادامه مطلب  

آگلونما Aglaonema  

آگلونما (Aglaonema commutatum (Silver Queen
گیاهی است از خانواده شیپوریان (Araceae)
 
نور: به مقدار کافی احتیاج دارد اما نور آفتاب مستقیم به آن آسیب می­ زند.
 
دما: حداقل دمای قابل تحمل 15-10 درجه سانتیگراد ولی دمای مطلوب رشد 25-20 درجه می ­باشد.
 
آبیاری: هر وقت سطح خاک خشک شد آبیاری شود. چون آبیاری زیاد باعث پوسیدگی می ­شود.
 
خاک: خاک سبک هوموسی (خاک برگ)
 
تکثیر: بذر، کاشت ساقه بدون برگ به صورت افقی، کاشت قلمه برگ­دار، جدا کردن و کاشت جوانه­ هایی که در اطراف گیاه اصلی

ادامه مطلب  

آگلونما Aglaonema  

آگلونما (Aglaonema commutatum (Silver Queen
گیاهی است از خانواده شیپوریان (Araceae)
 
نور: به مقدار کافی احتیاج دارد اما نور آفتاب مستقیم به آن آسیب می­ زند.
 
دما: حداقل دمای قابل تحمل 15-10 درجه سانتیگراد ولی دمای مطلوب رشد 25-20 درجه می ­باشد.
 
آبیاری: هر وقت سطح خاک خشک شد آبیاری شود. چون آبیاری زیاد باعث پوسیدگی می ­شود.
 
خاک: خاک سبک هوموسی (خاک برگ)
 
تکثیر: بذر، کاشت ساقه بدون برگ به صورت افقی، کاشت قلمه برگ­دار، جدا کردن و کاشت جوانه­ هایی که در اطراف گیاه اصلی

ادامه مطلب  

فارغ از ستم  

کوه با آن عظمت فاقد ظلم است و ستم
 
کوه با نام طبیعت به خدا خورده رقم
 
 
 
 
 
 
زر و سنگ و شن و ماسه شده سازندهٔ کوه
 
بین آنها نه ریا هست و نه حرفی ز خدم
 
 
 
 
 
 
کوه با جامهٔ سبزی به تنش جلوه نماست
 
لبی از لاله دو چشم نرگس و قامت چو عٙلٙم
 
 
 
 
 
با این همه توصیفِ از این منظره ها
 
دامن پاک طبیعت شده تشبیه خودم
 
 
 
 
 
 
عشق با زیرکی تام بگفت: مثل شما
 
مدتی هست که من در دل کوه خیمه زدم
 
 
 
 
 
 
آدمیزاد نه زر هست و نه حتی گل و کوه
 
خالی از لطف و ص

ادامه مطلب  

(47)  

سلااااامخوبم خداروشکر.. اوضاع اوکیه . امروز صبح که رفتم اول ازمایشگاه .. یعنی شبکه بهداشت .. خیلی بد بود .. ازمایشو خیلی بد گرفت ... خب میترسم به من چه . البته الان خیلی بهتر شدن قبلا خیلی غربتی بازی درمیوردم ..الان دیگ اوکیه . بعدشم خانم دکتر خیلی بداخلاق بود .. خب من کلا وقتی میترسم خیلی بد پیدا میشه رگم .. واسه سرم زدن هم همیشه دردسر دارم با آنژیکت واسم میزنن همیشه .. بعدشم ک اومدم صبحونه خوردم و رفتم یونی .. راستی قبلش رفتیم محضر گفت بازنشسته قبول نم

ادامه مطلب  

(47)  

سلااااامخوبم خداروشکر.. اوضاع اوکیه . امروز صبح که رفتم اول ازمایشگاه .. یعنی شبکه بهداشت .. خیلی بد بود .. ازمایشو خیلی بد گرفت ... خب میترسم به من چه . البته الان خیلی بهتر شدن قبلا خیلی غربتی بازی درمیوردم ..الان دیگ اوکیه . بعدشم خانم دکتر خیلی بداخلاق بود .. خب من کلا وقتی میترسم خیلی بد پیدا میشه رگم .. واسه سرم زدن هم همیشه دردسر دارم با آنژیکت واسم میزنن همیشه .. بعدشم ک اومدم صبحونه خوردم و رفتم یونی .. راستی قبلش رفتیم محضر گفت بازنشسته قبول نم

ادامه مطلب  

خواص شیرین بیان چیست؟  

خواص شیرین بیان چیست؟

شیرین بیان گیاهی است که در بیشتر مناطق جهان یافت می‌شود و در ایران بیشتر در شهرستان اقلید و نواحی شرقی و شمال شرقی و همچنین آذربایجان به فراوانی می‌روید. رنگ گل شیرین بیان مابین قرمز و آبی بوده ریشه و ریزومهای (ساقه زیر زمینی) گیاه شیرین بیان بلند و دارای پوستی سیاه و مغزی زرد هستند و مهمترین قسمت دارویی این گیاه محسوب میشوند. گلی سیریزین و اسید گلی سیریزیک از مهمترین ترکیبات تشکیل دهنده این گیاه بوده و به عنوان ترکیب

ادامه مطلب  

خواص شیرین بیان چیست؟  

خواص شیرین بیان چیست؟

شیرین بیان گیاهی است که در بیشتر مناطق جهان یافت می‌شود و در ایران بیشتر در شهرستان اقلید و نواحی شرقی و شمال شرقی و همچنین آذربایجان به فراوانی می‌روید. رنگ گل شیرین بیان مابین قرمز و آبی بوده ریشه و ریزومهای (ساقه زیر زمینی) گیاه شیرین بیان بلند و دارای پوستی سیاه و مغزی زرد هستند و مهمترین قسمت دارویی این گیاه محسوب میشوند. گلی سیریزین و اسید گلی سیریزیک از مهمترین ترکیبات تشکیل دهنده این گیاه بوده و به عنوان ترکیب

ادامه مطلب  

مارانتا رنگی (Maranta arundinacea (Variegata  

 
مارانتا رنگی (Maranta arundinacea (Variegata
گیاهی است از خانواده Marantaceae
نور:در سایه ولی در محیطی روشن قرار داشته باشد، اما نور آفتاب مستقیم آسیب می­زند.
دما: رشد در دمای قابل تحمل 30-16 درجه سانتیگراد ولی بهترین دما همان دمای مطلوب اتاق (26-20 درجه) می­باشد.
آبیاری: هر وقت سطح خاک گلدان تقریبا خشک شد (نه خشک کامل) آبیاری شود.
خاک: خاک سبک هوموسی (خاک برگ یا کمپوست)
تکثیر: تقسیم ساقه های زیرزمینی یا همان تقسیم بوته در فصل بهار – تکثیر از طریق قلمه و با استفاده از

ادامه مطلب  

مارانتا رنگی (Maranta arundinacea (Variegata  

 
مارانتا رنگی (Maranta arundinacea (Variegata
گیاهی است از خانواده Marantaceae
نور:در سایه ولی در محیطی روشن قرار داشته باشد، اما نور آفتاب مستقیم آسیب می­زند.
دما: رشد در دمای قابل تحمل 30-16 درجه سانتیگراد ولی بهترین دما همان دمای مطلوب اتاق (26-20 درجه) می­باشد.
آبیاری: هر وقت سطح خاک گلدان تقریبا خشک شد (نه خشک کامل) آبیاری شود.
خاک: خاک سبک هوموسی (خاک برگ یا کمپوست)
تکثیر: تقسیم ساقه های زیرزمینی یا همان تقسیم بوته در فصل بهار – تکثیر از طریق قلمه و با استفاده از

ادامه مطلب  

 

ضمیر کودک زمین دست نخورده است و آینده اش را بوته هایی به دست خواهند گرفت که در این زمین کاشته می شود؛ بوته های سبز، بوته های سرخ، بوته های سیاه، بوته های نارس که جز چهره ای خشک و خالی، به این زمین مستعد ارزانی نخواهد کرد.
باغچه ای که بوته هایش سبز باشد، سبز خواهد ماند و باغچه ای که بوته هایش زرد باشد، زرد خواهد شد.
سرنوشت باغچه، در دست بوته هاست و سرنوشت آدمی، در دست مربیان و چه سنگین است برای شانه های باغبان، بار بزرگ کردن بوته ها!از خطوط پیشان

ادامه مطلب  

مارانتا مشکی (Maranta leuconeura)  

مارانتا مِشکی (Maranta leuconeura)
گیاهی است از خانواده Marantaceae
نور:در سایه ولی در محیطی روشن قرار داشته باشد، اما نور آفتاب مستقیم آسیب می­زند.
دما: رشد در دمای قابل تحمل 30-16 درجه سانتیگراد ولی بهترین دما همان دمای مطلوب اتاق (26-200 درجه) می­باشد.
آبیاری: هر وقت سطح خاک گلدان تقریبا خشک شد (نه خشک کامل) آبیاری شود و حداقل هفته ای دوبار آبیاری شود. زیرا این گیاه و سایر مارانتاها به کم آبی حساس بوده و سریع عکس العمل نشان داده و برگ های آن آویزان می شود و نکت

ادامه مطلب  

خانه فرهنگ  

    چشمانم را گشودم . همه چیز سر جای خودش است . حوضچه رنگ و رو رفته بدون آب وسط باغچه ، درختان خشک انار و انجیر ، خمره کنار حوض ... و باز هم خورشید . باز هم روزی دیگر ؛ روزی تکراری همانند روز های قبل . طلوع و غروب خورشید گرچه دلنشین است اما برای منی که سالهاست در گوشه حیاط نشسته ام ، منی که در سوز و سرمای زمستان یا در اوج گرمای تابستان دم برنیاوردم ؛ نه تشنه شدم و نه گله ای کردم ، زیادی تکراری شده است .
    تنها دل خوشی من در این همه مدت مرور خاطراتی اس

ادامه مطلب  

خانه فرهنگ  

    چشمانم را گشودم . همه چیز سر جای خودش است . حوضچه رنگ و رو رفته بدون آب وسط باغچه ، درختان خشک انار و انجیر ، خمره کنار حوض ... و باز هم خورشید . باز هم روزی دیگر ؛ روزی تکراری همانند روز های قبل . طلوع و غروب خورشید گرچه دلنشین است اما برای منی که سالهاست در گوشه حیاط نشسته ام ، منی که در سوز و سرمای زمستان یا در اوج گرمای تابستان دم برنیاوردم ؛ نه تشنه شدم و نه گله ای کردم ، زیادی تکراری شده است .
    تنها دل خوشی من در این همه مدت مرور خاطراتی اس

ادامه مطلب  

الو مادر، نشد برسیم  

«امان از شب که همیشه اشتهای زیادی دارد. چه در بالش خودت غرق خواب باشی و چه سرت را مثل آن سرباز، زیر پرده چرک‌گرفته اتوبوس به شیشه تکیه داده باشی و خواب به چشمت نیاید بابت همه تصویرهایی که از مقصد این سفر برای خودت ساخته‌ای.»
.
.
.
.
«آره بابا خوب کردی کچل نکردی، خبری نیست که. امروز میریم لباس مباسا رو میگیریم میایم». دارد اینها را به دوستش می‌گوید. «نذار تو رو قرآن، اولا ماه رمضونه نمیذارن چیزی بخوریم، دوما خبری نیست که. امروز میریم لباس مباسا ر

ادامه مطلب  

الو مادر، نشد برسیم  

«امان از شب که همیشه اشتهای زیادی دارد. چه در بالش خودت غرق خواب باشی و چه سرت را مثل آن سرباز، زیر پرده چرک‌گرفته اتوبوس به شیشه تکیه داده باشی و خواب به چشمت نیاید بابت همه تصویرهایی که از مقصد این سفر برای خودت ساخته‌ای.»
.
.
.
.
«آره بابا خوب کردی کچل نکردی، خبری نیست که. امروز میریم لباس مباسا رو میگیریم میایم». دارد اینها را به دوستش می‌گوید. «نذار تو رو قرآن، اولا ماه رمضونه نمیذارن چیزی بخوریم، دوما خبری نیست که. امروز میریم لباس مباسا ر

ادامه مطلب  

سخن بزرگان هر ملت شناسنامه آن ملت است(فریدون مشیری)  

فریدون مشیری

پند و اندرز 3701

غم دنیا نخواهد یافت پایان خوشا در بر رخ شادی‌گشایان خوشا دلهای‌خوش‌،جا‌نهای‌خرسند خوشا نیروے هستی‌زای ِلبخند خوشا لبخند شادے ‌آفرینان كه شادی رویَد از لبخند اینان نه شادی از هوا بارد چو باران كه جامی پر كنـی از جویباران نه شادی را به دكان می‌فروشند كه سیل ِمشترے بر آن بجوشند چه خوش فرمود آن پیر خردمند وزین خوشتر نباشد در جهان پند اگر خونین دلی از جــور ِ ایـام لب خندان بیاور چون لب جام به پیش اهل دل گن

ادامه مطلب  

سخن بزرگان هر ملت شناسنامه آن ملت است(فریدون مشیری)  

فریدون مشیری

پند و اندرز 3701

غم دنیا نخواهد یافت پایان خوشا در بر رخ شادی‌گشایان خوشا دلهای‌خوش‌،جا‌نهای‌خرسند خوشا نیروے هستی‌زای ِلبخند خوشا لبخند شادے ‌آفرینان كه شادی رویَد از لبخند اینان نه شادی از هوا بارد چو باران كه جامی پر كنـی از جویباران نه شادی را به دكان می‌فروشند كه سیل ِمشترے بر آن بجوشند چه خوش فرمود آن پیر خردمند وزین خوشتر نباشد در جهان پند اگر خونین دلی از جــور ِ ایـام لب خندان بیاور چون لب جام به پیش اهل دل گن

ادامه مطلب  

سخن بزرگان هر ملت شناسنامه آن ملت است(دل نوشته)  

 
 



دل نوشته

ﺧﻄﺶ ﺭﺍﻋﻮﺽ ﮐﺮﺩ ﻣﻦ ﻣﺎﻧﺪﻡ ﻭ"ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ"ﻫﺎﯾﯽ که ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺩﺍﺩﻩ ﻧﺸﺪ

ناشناس

 
 



دل نوشته

حساسیت،سرماخوردگی،الودگی هوا..بهانه های خوبیست برای قرمزیه هرصبح چشمانم .... وکسی ندانست راز شب گریه هایم را....

ناشناس

 
 



دل نوشته

چند وقتیست هر چه می گردم هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم نگاهم اما گاهی حرف می زند گاهی فریاد می کشد و من همیشه به دنبال کسی می گردم که بفهمد یک نگاه خسته چه می خواهد بگوید...


ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1