تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


واقعیت  

چشمانم را میمالم و فکر میکنم امروز در کل سرم توی این گوشی وا مانده بود و بالاخره بعد از مدت ها یک دل سیر رمان چند هزار صفحه ای را خواندم ....همیشه بعد از تمام شدن هر رمان دچار خود در گیری میشوم.آنقدر با شخصیت قهرمان رمان اخت شده ام که تمام شدنش گاهی حتی  به گریه می اندازتم و شاید این از علایم *احمق*بودن است...خب!!!من با شخصیت ها زندگی میکنم!و شاید همه این ها به این معنا باشد که از واقعیت ها فرار میکنم..واقعیت وحود خانواده ای که دورم هستند و با وجود مه

ادامه مطلب  

نگاهي به نمايشنامه ي مفيستو براي هميشه اثرتُم لانوي- ترجمه ي محمد رضا خاكي  

                                                                               صمد چینی فروشان-عضوكانون ملی
                                                                                                           منتقدان ج.ا.ا
مسئله ی محوری رمان "مفیستو،داستان یك حرفه" اثركلاوس مان،فرزند توماس مان  واقتباس دراماتیك  تُم لانوی ازآن،تحت عنوان"مفیستو برای همیشه"را، به تعبیری می توان نقش هنر و چگونگی ارتباط آن با واقعیت ت

ادامه مطلب  

خلع سلاح هنرمندانه  

 
آنکه از خود بی خود شده، از چیزی بیش از این نمی هراسد که به خود بازگردد.مرگ در ونیز یکی از سخت ترین کتاب هایی است که تا امروز خوانده ام، نثر سنگین کتاب باعث شد چند بار بطور خلاصه بخش هایی را مرور کنم و یقین دارم بیشتر کتابخوانان که روزانه با خواندن کتاب ،چند ساعتی زندگی صومعه واری را تجربه می کنند و به فلسفه و هنر و کمال گرایی با احترام می نگرند و آن را آرمان خود قرار می دهند ، با خواندن این کتاب حرف های «ماریو بارگاس یوسا» را درک خواهند کرد"خوا

ادامه مطلب  

خلع سلاح هنرمندانه  

 
آنکه از خود بی خود شده، از چیزی بیش از این نمی هراسد که به خود بازگردد.مرگ در ونیز یکی از سخت ترین کتاب هایی است که تا امروز خوانده ام، نثر سنگین کتاب باعث شد چند بار بطور خلاصه بخش هایی را مرور کنم و یقین دارم بیشتر کتابخوانان که روزانه با خواندن کتاب ،چند ساعتی زندگی صومعه واری را تجربه می کنند و به فلسفه و هنر و کمال گرایی با احترام می نگرند و آن را آرمان خود قرار می دهند ، با خواندن این کتاب حرف های «ماریو بارگاس یوسا» را درک خواهند کرد"خوا

ادامه مطلب  

"پروست چگونه مي تواند زندگي شما را دگرگون كند؟"  

آلن دو باتن در این كتاب، به جزییات خیره كننده ای در باب خواندن رمان " در جستجوی زمان از دست رفته" كه یكی از مهمترین و طولانی ترین رمانهای قرن بیستم است، اشاره می كند. من كه هنوز این رمان را نخوانده ام، بعید می دانم تا زمانی كه برای بار چهارم، خواندن " جنگ و صلح" را امتحان كنم سراغ پروست بروم. ولی چند جلد كتاب " در جستجوی زمان از دست رفته" همیشه مرا یاد هدیه تولد مادر و زن دایی رویا در مشهد می اندازد كه در قفسه بالای تخت خوابش چیده بود و به گمانم آرام

ادامه مطلب  

 

توی عمرم کلا با چندتا داستان ِ پرشخصیت کنار اومدم . یکی صدسال تنهایی بود یکی مرشد ومارگاریتا . یکی ام درخیابان مینتولاسا . بسسسکه خوب بودن . عشق بودن . ولی دیگه اصلا دلیل نمیشه که برای رمان های آب دوغ خیاری نود و هشتیا هم انقدر صبوری کنم . نخیر . اگه بهم کادو بدید شک نکنید فردای همون روز منهدمش میکنم . مثلا کادو میدم به منفور ترین آدم زندگیم . یا باهاش برا خواهرزاده جانم قایق درست میکنم . همین 

ادامه مطلب  

 

توی عمرم کلا با چندتا داستان ِ پرشخصیت کنار اومدم . یکی صدسال تنهایی بود یکی مرشد ومارگاریتا . یکی ام درخیابان مینتولاسا . بسسسکه خوب بودن . عشق بودن . ولی دیگه اصلا دلیل نمیشه که برای رمان های آب دوغ خیاری نود و هشتیا هم انقدر صبوری کنم . نخیر . اگه بهم کادو بدید شک نکنید فردای همون روز منهدمش میکنم . مثلا کادو میدم به منفور ترین آدم زندگیم . یا باهاش برا خواهرزاده جانم قایق درست میکنم . همین 

ادامه مطلب  

نگاهی به نمایش بیگانه  

                                                   براساس رمان "بیگانه" اثر آلبرکامو
                                              به دراماتورژی و کارگردانی مسعود دلخواه
                                                                     صمد چینی فروشان، مدرس، مترجم و منتقد تئاتر     
شاید درسال های اولیه ی ترجمه ی "بیگانه" در منطقه ی ما، درک چرایی و چگونگی  دستیابی کامو به چنین ایده ی غریبی درپرداخت قهرمان رمانش، دشوار به

ادامه مطلب  

پست56/ویرانی  

امشب پیش مقدمه اس...واسه فردا شبتون پست خوبی دارم.
دوستان گل...لطفا اونایی که تا الان نرسیدن پستارو بخونن چون بزودی پستارو پاک می کنم لطفا بخونن.
و خیلی خیلی امیدوارم که رمان جایی کپی نشده باشه حتی تو کامپیوترهای شخصی برای خوندن شخصی!

ادامه مطلب  

کتاب”هه‌وریه‌که‌یت لا ده”اثر فریبا اسماعیلی منتشر شد  

"
کتاب”هه‌وریه‌که‌یت لا ده”اثر فریبا اسماعیلی منتشر شد
 ("هه‌وریه‌که‌یت لا ده"رمانی ازخانم فریبا اسماعیلی به زبان هورامی به بازارکتاب آمد) هه‌وریه‌که‌یت لا ده خاتوو فه‌ریبا ئێسماعیلی
ویراستارێ(وه‌ش که‌رده‌و نویسته‌ی):
هومایون محه‌مه‌دنژاد  و مرحوم  زنده یاد ماموستا هیاس(ایاز) غریبی
بامقدمه:کاکه هومایون محه‌مه‌دنژاد
وێنهو ته‌ڕراحی به‌رگی:محه‌مه‌دباقی محه‌مه‌دنژاد
"هه‌وریه‌که‌یت لا ده"كتێب ڕۆمانێوه به زوانی هه‌ورا

ادامه مطلب  

هاروكي موراكامي دوست داشتني  

كتاب " از دو كه حرف می زنم، از چه حرف می زنم؟"
در برهه كنونی ام، خواندنش چسبید. هاروكی در این كتاب از ربع قرن دویدنش نوشته است. جایی از كتاب می گوید" روزی، به صورت كاملا غیر منتظره، دلم خواست رمان بنویسم و روزی دیگر، به صورت كاملا غیرمنتظره، به دویدن رو آوردم- صرفا به خاطر آن كه دلم می خواست. در سراسر عمر فقط كاری را كه دوست داشته ام انجام داده ام. شاید اطرافیان بخواهند مانع من شوند و برایم دلیل بیاورند كه اشتباه می كنم، اما من نظرم را عوض نخواهم ك

ادامه مطلب  

معرفی کتاب "پیر دختر"  

 
عنوان کتاب: پیر دختر
نویسنده: انوره دوبالزاک
مترجم: محمد جعفر پوینده
محل نشر: تهران
ناشر: اشاره
سال نشر: 1383
 این کتاب از طرف مترجم چنین تقدیم شده است:
تقدیم  به اصغر، مسعود و جهانبخش سرفراز که مظهر انسانیت و ایثارند و به افتاب که در کویر زادگاهم به وجودم گرما بخشید و اینک شادی زندگانیم گشته است.
برشی از پیشگفتار کتاب پیر دختر:
   سده نوزدهم ، سده انقلاب ها و نابغه هاست، دوران به گور سپردن لاشه پوسیده فئودالیسم، اشرافیت و کلیسای حامی آنان که ب

ادامه مطلب  

زادروز بزرگ علوی گرامی باد  

 
زادروز بزرگ علوی
بزرگ علوی و «چشم‌هایش»
 
شاید کم‌تر کسی باشد که با خواندن سر و کار داشته باشد و لااقل نام رمان «چشم‌هایش» را نشنیده باشد. داستان کوتاه «چمدان» نیز از داستان‌های معروف این نویسنده‌ی نام‌آشنای ایرانی است؛ بزرگ علوی.
 
بزرگ علوی در سیزدهم بهمن‌ماه ۱۲۸۲در تهران و در خانه‌ی پدربزرگش که از بازرگانان سرشناس تهران و از فعالان دوره‌ی انقلاب مشروطه بود چشم بر جهان گشود. پدربزرگ ِ «بزرگ»، حاج سید محمد صراف نماینده‌ی دوره‌ی ا

ادامه مطلب  

زادروز بزرگ علوی گرامی باد  

 
زادروز بزرگ علوی
بزرگ علوی و «چشم‌هایش»
 
شاید کم‌تر کسی باشد که با خواندن سر و کار داشته باشد و لااقل نام رمان «چشم‌هایش» را نشنیده باشد. داستان کوتاه «چمدان» نیز از داستان‌های معروف این نویسنده‌ی نام‌آشنای ایرانی است؛ بزرگ علوی.
 
بزرگ علوی در سیزدهم بهمن‌ماه ۱۲۸۲در تهران و در خانه‌ی پدربزرگش که از بازرگانان سرشناس تهران و از فعالان دوره‌ی انقلاب مشروطه بود چشم بر جهان گشود. پدربزرگ ِ «بزرگ»، حاج سید محمد صراف نماینده‌ی دوره‌ی ا

ادامه مطلب  

ریشه ها  

از اونجاییکه من خیلی وقته تلویزیون ندیدم باعث شد که دیدن این سریال ریشه ها خیلی منو تحت تاثیر قرار بده سریالی که طرز احمقانه ای سانسور شده بود!
+یکی از سکانسهای این سریال نحوه برخورد یه برده ی افریقایی با برف بود چیزی که هرگز ندیده بود و با اینکه در حال فرار بود اما مجذوب زیبایی برف شد و مشغول به قدم زدن  روی یخ و برف شد و به همین سبب دستگیر شد! این سکانس منو یاد یه طنز انداخت به این متن:
«قیافه ی ادمهایی که قبل از کشف اتش مردند تو جهنم دیدنیه»!


ادامه مطلب  

ریشه ها  

از اونجاییکه من خیلی وقته تلویزیون ندیدم باعث شد که دیدن این سریال ریشه ها خیلی منو تحت تاثیر قرار بده سریالی که طرز احمقانه ای سانسور شده بود!
+یکی از سکانسهای این سریال نحوه برخورد یه برده ی افریقایی با برف بود چیزی که هرگز ندیده بود و با اینکه در حال فرار بود اما مجذوب زیبایی برف شد و مشغول به قدم زدن  روی یخ و برف شد و به همین سبب دستگیر شد! این سکانس منو یاد یه طنز انداخت به این متن:
«قیافه ی ادمهایی که قبل از کشف اتش مردند تو جهنم دیدنیه»!


ادامه مطلب  

زادروز بزرگ علوی گرامی باد  

 
 
 
 
 
 
 
 
زادروز بزرگ علوی
بزرگ علوی و «چشم‌هایش
شاید کم‌تر کسی باشد که با خواندن سر و کار داشته باشد و لااقل نام رمان «چشم‌هایش» را نشنیده باشد. داستان کوتاه «چمدان» نیز از داستان‌های معروف این نویسنده‌ی نام‌آشنای ایرانی است؛ بزرگ علوی.
 
بزرگ علوی در سیزدهم بهمن‌ماه ۱۲۸۲در تهران و در خانه‌ی پدربزرگش که از بازرگانان سرشناس تهران و از فعالان دوره‌ی انقلاب مشروطه بود چشم بر جهان گشود. پدربزرگ ِ «بزرگ»، حاج سید محمد صراف نماینده‌ی

ادامه مطلب  

زادروز بزرگ علوی گرامی باد  

 
 
 
 
 
 
 
 
زادروز بزرگ علوی
بزرگ علوی و «چشم‌هایش
شاید کم‌تر کسی باشد که با خواندن سر و کار داشته باشد و لااقل نام رمان «چشم‌هایش» را نشنیده باشد. داستان کوتاه «چمدان» نیز از داستان‌های معروف این نویسنده‌ی نام‌آشنای ایرانی است؛ بزرگ علوی.
 
بزرگ علوی در سیزدهم بهمن‌ماه ۱۲۸۲در تهران و در خانه‌ی پدربزرگش که از بازرگانان سرشناس تهران و از فعالان دوره‌ی انقلاب مشروطه بود چشم بر جهان گشود. پدربزرگ ِ «بزرگ»، حاج سید محمد صراف نماینده‌ی

ادامه مطلب  

کتابخوانی را کی سرآمد؟ کتاب دوستان را چه شد؟!  

شکلات بیشتر دوست داری یا کتاب؟
کتاب!
دلت می خواست به خارج بروی؟
بله! به هند، آنجا ببر هست!و به چین! آنجا دیوار خیلی بزرگ هست!و به...
چه چیزها می دانی! حتما خیلی کتاب خوانده ای!؟
بله! همیشه کتاب می خوانم. دلم می خواست به یک مدرسه چینی بروم. آنجا آدم چهل هزار حرف از شهر کلمات یاد می گیرد!
الیاس کانتی، کیفرآتش
باران ریزی بر جاده می بارید. یک کیف چرمی مشکی هم پرت شده بود کنار درختی که دور ماشین پیچیده بود و غرق گِل شده بود. در کیف آغشته به گِل و لایِ آلبر

ادامه مطلب  

کتابخوانی را کی سرآمد؟ کتاب دوستان را چه شد؟!  

شکلات بیشتر دوست داری یا کتاب؟
کتاب!
دلت می خواست به خارج بروی؟
بله! به هند، آنجا ببر هست!و به چین! آنجا دیوار خیلی بزرگ هست!و به...
چه چیزها می دانی! حتما خیلی کتاب خوانده ای!؟
بله! همیشه کتاب می خوانم. دلم می خواست به یک مدرسه چینی بروم. آنجا آدم چهل هزار حرف از شهر کلمات یاد می گیرد!
الیاس کانتی، کیفرآتش
باران ریزی بر جاده می بارید. یک کیف چرمی مشکی هم پرت شده بود کنار درختی که دور ماشین پیچیده بود و غرق گِل شده بود. در کیف آغشته به گِل و لایِ آلبر

ادامه مطلب  

نوشتن های پس از هیچ، در شب گرگ، به ادایِ ساداتِ صبح  

برای مقابله با زبان سلطه باید دشوار نوشت!
هربرت مارکوزه
از گردونه های پیچاپیچِ این لوله بخاری که دیده گان به بالا می سُرانم، همه سیاهی است مگر کورسوی روزنه ای آن دوردستهای بالا دست، که به زور پیدایش نیست...من آن «تبعیدی داخلی» اراده می کنم چون حکمایِ رواقی که خود را از دوزخ دنیا دور کنم، دور و دورتر در جبریتِ لوله بخاری، نمی دانم چه ام شده که هم چنان نقش دنیای آرامی پیش دیده گان خسته ام به تصویر می کشم...اما چطور می توانم نقش زد که لوله بخاری تن

ادامه مطلب  

نوشتن های پس از هیچ، در شب گرگ، به ادایِ ساداتِ صبح  

برای مقابله با زبان سلطه باید دشوار نوشت!
هربرت مارکوزه
از گردونه های پیچاپیچِ این لوله بخاری که دیده گان به بالا می سُرانم، همه سیاهی است مگر کورسوی روزنه ای آن دوردستهای بالا دست، که به زور پیدایش نیست...من آن «تبعیدی داخلی» اراده می کنم چون حکمایِ رواقی که خود را از دوزخ دنیا دور کنم، دور و دورتر در جبریتِ لوله بخاری، نمی دانم چه ام شده که هم چنان نقش دنیای آرامی پیش دیده گان خسته ام به تصویر می کشم...اما چطور می توانم نقش زد که لوله بخاری تن

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
تبلیغات
ورود به کانال تلگرام