تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


 

الان داشتم پست های قدیمی اینستامو میدیدم. اونایی که بعد فوت بابا گذاشته بودم.....
چقد امید داشتم به پاک مردن. چقد مید داشتم به اینکه بالاخره یه روزی مثل بابا میمیرم.... کاش....کاش الانم بتونم خودمو مثل بابا بکنم.....
بابایی که هیچ وقت گناهایی که من میکنم و کردم رو نکرد... همون بابا...

ادامه مطلب  

ارث و میراث  

بله بعد از مدت های خیلی خیلی طولانی یه عنوان برای پستم گذاشتم.بله!ارث و میراث. بابا جان عزیز دل من! یادته میگفتی به هیچ وجه از بچه ها جدا نشو؟! بابا میبینی که من چسبیدم در باسنشون و تنهاشونم نمیذارم اما این بچه ها قشنگگگگگگگ دارن از هم فاصله میگیرن. بابا میبینی من دارم دیوونه میشم.بابا میبینی چجوری اعصابم با این قضایا بهم میریزه؟! بابا من راست راست میرم دانشگاه میام خونه تفریحمو میکنم. هیچ فرقیم برام نمیکنه که خونهبه نامم بشه یا نه. دارم زندگی

ادامه مطلب  

دل نوشت35  

حرفایی که اسمشُ گذاشت درد دلُ یهو تحویلم داد
اونقد واسم سنگینه که توانایی ندارم دوباره برم بخونمش..
اختیار اشکام دستِ خودم نبود ُ وانمود میکردم خوبم..
ولی از درون تیکه پاره شدم..
لعنت
لعنت به من
خدایا بکش راحتم کن..جهنم بهتر از این جاست واسم..

ادامه مطلب  

571  

دوس ندارم هیچوقت شب برسه...شبا هیچکس پیش ادم نیست که گول بزنع ادم که از زندگی جدات کنه که به حرفاشون بخندی ی خنده کاذب شبا خودتی و خودت و ی عالمه حرف و صدا که دائم تو گوشت تکرار میشه تمام ادمای زندگیت رو بروتن حرفاشون دارن بهت میزنن و تو داد میزنی دست از سرم بردارید نمیخوامتون بسه دیگ چقدر میگین چقدر قرار اذیتم کنید چقدر میخواید اشکام ببینید چقدر میخواید با بودنم اذیتم کنید...اشکام میاد شبا متکام خیس میکنه...بغضم شبا گلو دردم با خودش میاره...اون

ادامه مطلب  

571  

دوس ندارم هیچوقت شب برسه...شبا هیچکس پیش ادم نیست که گول بزنع ادم که از زندگی جدات کنه که به حرفاشون بخندی ی خنده کاذب شبا خودتی و خودت و ی عالمه حرف و صدا که دائم تو گوشت تکرار میشه تمام ادمای زندگیت رو بروتن حرفاشون دارن بهت میزنن و تو داد میزنی دست از سرم بردارید نمیخوامتون بسه دیگ چقدر میگین چقدر قرار اذیتم کنید چقدر میخواید اشکام ببینید چقدر میخواید با بودنم اذیتم کنید...اشکام میاد شبا متکام خیس میکنه...بغضم شبا گلو دردم با خودش میاره...اون

ادامه مطلب  

کاش بودی  

کلی عکس و فیلم هستش از بابا تو گوشی و لپتاپ می ترسم بازشون کنم و نگاه کنم چرا می ترسم.یه هویی چقدر دلم تنگت شد بابا کاش خوب میشدی کاش اصلا مریض نمیشدی کاش بودی . الان نگام به مبلی هستش که همیشه روش می نشستی و روبرو تلویزیون بود کنترل بدست . فقط بدون که خیلی زود رفتی خیلی زود 

ادامه مطلب  

یهویی...  

بابا لنگ دراز عزیز...
میشه منم بهتون بعضی وقتا نامه بنویسم؟؟؟
نه به عنوان کس دیگه ای...
مثلن مثل دختر شما و جودی...
خب میدونی؟بعضی وقتا آدم دلش میخواد یکی باشه که
به حرفاش اهمیت بده...با اینکه شاید در مقابل حرفاش قراره سکوت کنه...
بابا لنگ دراز...
میشه دعام کنی؟؟؟
یه لنگ درازی خیلی ناراحتم کرد...

ادامه مطلب  

یهویی...  

بابا لنگ دراز عزیز...
میشه منم بهتون بعضی وقتا نامه بنویسم؟؟؟
نه به عنوان کس دیگه ای...
مثلن مثل دختر شما و جودی...
خب میدونی؟بعضی وقتا آدم دلش میخواد یکی باشه که
به حرفاش اهمیت بده...با اینکه شاید در مقابل حرفاش قراره سکوت کنه...
بابا لنگ دراز...
میشه دعام کنی؟؟؟
یه لنگ درازی خیلی ناراحتم کرد...

ادامه مطلب  

بابا لنگ دراز  

گاهی احساس می کنم چه قدر ضعیفم یا شاید احساس می کنم که چه قدر دنیا برای ساز مخالف زدن با من قویه .یعنی اگه هر کاری بکنم که باور کنم باید روز تولدم بهترین روز زندگیم باشه سرنوشت بهم می گه اخه بزغاله تو کی باشی که بخای برای کاعنات تعیین تکلیف کنی ؟؟تو که اگه همین الانم نفست قطع شه و بمیری هیچ اتفاقی نمی افته فردا خورشید دوباره در میاد .مردم از خواب بیدارمیشن .ساختمان ها ساخته می شن ..جراحی ها انجام می شن ..درخت ها گل میدن ..آخه نبود تو به کجای دنیا بر

ادامه مطلب  

 

خون شدیدا ازم میرفت ُ دل درد شدید گرفته بود منو . اومده برام کلی پسته و چایی نبات آورده و ژلوفن. فقط چشمامو بسته بودم و اشکام آروم سر میخورد رو گونه هامو میرفت تو گوشام . بهم میگه " ببخشید ک ِ نمیتونم  کاری کنم ک ِ آروم شی ." وَ دستامو فشار داد تو دستاش. آخه حضرت ِ عشق..وجود ِ تو ، نفس هات ، دست هات ، حضورت .. اینا غیر آرامشه آخه ؟!
والله ک ِ من عاشقتم 3>
# مادر _ جان _ دل

ادامه مطلب  

خدایا  

خدایا
اشکام چرا بند نمیاد
خیلی دلم گرفته
خیلی دلم براش تنگ شده
خیلی
ولی باید خودمو کنترل کنم
باید قوی باشم
به خاطر اون
اگه دوسش دارم نباید برگردم
اگه برگردم بازم باعث آزارش میشم
خدایا
کمکم کن
قلبم داره میترکه
خدایا من فقط تورو دارم
خدایا اشکامو بند بیار
خدایا
قدرت تو از مشکل من بزرگتره
دلم خیلی تنگه داره پاره میشه
به تو  پناه می آرم
پروردگارا
این زخم چرا دوباره باز شد
به من قدرت بده
من باید قوی باشم که زندگی دو نفرو نجات بدم
خدای من
به تو پناه

ادامه مطلب  

پست اختصاصی واسه مامان جونم عشقم همه کسم نفسِ من  

مادر تویی دار و ندارم مادر
بعد از تو من دیگر چه دارم مادر 
ای گریه ات پشت و پناهم مادر 
من با دعایت رو به راهم مادر
مادر پرستار دلم
ای روشنی بخش و چراغ منزلم
 
"بعد از خدا تنها امیدم، مادر"
 
+ با شنیدن این اهنگ تنم لرزید سیل اشکام راه افتاد 
حتی فکر اینکه یه روز خدای نکرده خدای نکرده زبونم لااال بشه اینو بگم، اگه نباشه .. منم نابودم!
به معنی واقعی نابودم..
هرسال ارزوی شب تولدم اینه که تا هستم، پدر و مادرم هم باشن
 
مامان جونم عاشششقتم نفسمی
بوی لبا

ادامه مطلب  

چوب دوسر طلا!!!!  

دوباره و بهتره بگم چندباره گیر کردم بین اختلاف نظر مامان و بابا!
بابا زنگ می زنه و میگه، مامانت با این موضوع مخالفه، تو باید موافقتش رو بگیری و باهاش صحبت کنی که اینی که من میگم درسته!!
با شوخی و خنده و راه حل و چه میدونم، هر چی عقل ناقصم قد میده بهش میگم، شما عجله نکن، بذار مامان خودش به این نتیجه ای که شما میخوای برسه!منم که بهش می گم ناراحت میشه و منم دوست ندارم از دستم دلخور بشه و فلان چیز رو که بهش گفتم خوشش نیامد و از این خزعبلات!!
بعد  میگه ب

ادامه مطلب  

آدمای دنیا که درست بشن…  

 
بابا داشت روزنامه میخوند
بچه گفت: بابا بیا بازی!
بابا که حوصله بازی نداشت
یه تیکه از روزنامه رو که نقشه دنیا بود
رو تیکه تیکه کرد و گفت :
فرض کن این  پازله…! درستش کن!
چند دقیقه بعد بچه درستش کرد
بابا، باتعجب پرسید:
توکه نقشه دنیا رو بلد نیستی چطور درستش کردی؟!
بچه گفت: آدمای پشت روزنامه رو درست کردم …
دنیا خودش درست شد
آدمای دنیا که درست بشن…
دنیا هم درست میشه   …

ادامه مطلب  

آدمای دنیا که درست بشن…  

 
بابا داشت روزنامه میخوند
بچه گفت: بابا بیا بازی!
بابا که حوصله بازی نداشت
یه تیکه از روزنامه رو که نقشه دنیا بود
رو تیکه تیکه کرد و گفت :
فرض کن این  پازله…! درستش کن!
چند دقیقه بعد بچه درستش کرد
بابا، باتعجب پرسید:
توکه نقشه دنیا رو بلد نیستی چطور درستش کردی؟!
بچه گفت: آدمای پشت روزنامه رو درست کردم …
دنیا خودش درست شد
آدمای دنیا که درست بشن…
دنیا هم درست میشه   …

ادامه مطلب  

پرواز  

شنبه 11/9 بدترین روز بدترین شنبه بدترین 11/9 زندگیم بود و هست روزی که رفت روزی بابای مهربونم بابای عزیزم بابای آرومم به آرامش رسید چقدر تو این چند ماه که مریض شده بود سختی کشید ولی هیچ وقت شکایت نکرد همش میگفت شکر خوبم بابا.روحیه می دادیم پابه پای ما درمان رو قبول میکرد داروهای سنگین رو مصرف میکرد دوس داشت امید داشت میخاست زندگی کنه عاشق ما بود.
خدایا هیچ کدوممون باورمون نشده که دیگه نیست دلم برا صداش برا گرفتن دستاش برا نوازشش برا همه چیزش تنگ ش

ادامه مطلب  

پرواز  

شنبه 11/9 بدترین روز بدترین شنبه بدترین 11/9 زندگیم بود و هست روزی که رفت روزی بابای مهربونم بابای عزیزم بابای آرومم به آرامش رسید چقدر تو این چند ماه که مریض شده بود سختی کشید ولی هیچ وقت شکایت نکرد همش میگفت شکر خوبم بابا.روحیه می دادیم پابه پای ما درمان رو قبول میکرد داروهای سنگین رو مصرف میکرد دوس داشت امید داشت میخاست زندگی کنه عاشق ما بود.
خدایا هیچ کدوممون باورمون نشده که دیگه نیست دلم برا صداش برا گرفتن دستاش برا نوازشش برا همه چیزش تنگ ش

ادامه مطلب  

پدر  

داشتم برای اخرین بار به ماه نگاه میکردم قبل از اینکه قصه این شب سیاه را در این کوچه تمام کنم، به شبی فکر میکردم مثل امشب که تو برای اخرین بار تماشایش کرده بودی و برای اخرین بار قدمهایت را روی سنگفرش همین کوچه گذرانده بودی، سردت بود دستهایت را کنار استینت پنهان کرده بودی و مثل همیشه بعداز کلی پیاده روی به در خانه رسیده بودی کلید انداخته بودی رسیده بودی به خانه گفته بودی: سرد است هوا چه سرد است، یخ زدیم، و من گفته بودم مادر گفته بود: خب چرا کا

ادامه مطلب  

یکی یکی بریم خونه هامون...  

بابا لنگ دراز جونم سلامممم...
یه روز خیلی خسته کننده ای رو پشت سر گذاشتم...
نمیدونستم که غریبه هر چی باشه،یه غریبس...
خیلی خوبه مگه نه؟

ادامه مطلب  

یکی یکی بریم خونه هامون...  

بابا لنگ دراز جونم سلامممم...
یه روز خیلی خسته کننده ای رو پشت سر گذاشتم...
نمیدونستم که غریبه هر چی باشه،یه غریبس...
خیلی خوبه مگه نه؟

ادامه مطلب  

میبخشمت  

من میبخشمت× ???? ????????اما بالشی که هرشب خیسه از اشکام• • • هرگز ????من میبخشمت× ???? ????????اما دلی که از همه دنیا سیرش کردی • • • هرگز ????من میبخشمت× ???? ????????اما مادری که صدای هق هقمو میشنوه و نمیتونه کمک کنه • • • هرگز ????من میبخشمت× ???? ????????اما خدایی که شاهده روزایی که حرامم کردی • • • هرگز ????من میبخشمت× ???? ????????اما خیابونایی که تا تهش کنار هم قدم زدیم و خندیدیم ????و الان باعث بغض منن• • • هرگز ?????? اخـــــــ ـــــــــــلاقم ¿ ????×※× حکم میکــــــ

ادامه مطلب  

میبخشمت  

من میبخشمت× ???? ????????اما بالشی که هرشب خیسه از اشکام• • • هرگز ????من میبخشمت× ???? ????????اما دلی که از همه دنیا سیرش کردی • • • هرگز ????من میبخشمت× ???? ????????اما مادری که صدای هق هقمو میشنوه و نمیتونه کمک کنه • • • هرگز ????من میبخشمت× ???? ????????اما خدایی که شاهده روزایی که حرامم کردی • • • هرگز ????من میبخشمت× ???? ????????اما خیابونایی که تا تهش کنار هم قدم زدیم و خندیدیم ????و الان باعث بغض منن• • • هرگز ?????? اخـــــــ ـــــــــــلاقم ¿ ????×※× حکم میکــــــ

ادامه مطلب  

 

دامن ِ گل گلی شو پوشیده بود ُ پیرهن ِ زرشکی ِ آستین دار ... یکم ریمل زده بود و خط لب ِ صورتی . روسری شو طوری بسته بود ک ِ موهای ِ سیاهش ، فرق ِ کج بیرون باشه و موهای ِ سفیدش زیر ِ روسری . از حموم اومده بود و گونه هاش صورتی شده بود و همخونی ِ خیلی قشنگی با پوست ِ سفید و چشمای ِ سبزش _ کِ البته دنیای ِ من اَن _ داشت :) داشتم نیگاش میکردم . تو " ماه ِ جهان تاب " ِ منی آخه مامان :) 3> وَلی بر عکس ِ صورتش ، حال ِ دلش خوب نبود .معلوم بود . چشاش غمگین بود .
بابا اومد . زود

ادامه مطلب  

572  

ی شبایی فقط دلم میخواد مشت بکوبم تو سینت فقط بزنمت فقط گریه کنم هرکاری کنم تا آروم شم بخاطر اشتباهاتت بزنمت تنبیهت کنم بخاطر کارات کارایی که کردی تا اخر عمر باید تاوان بدی تاوان بچه بودنت تاوان بستن چشمات تا اخر عمر باید تبیه بشی نمیبخشمت نمیبخشمتون تا اخر عمرم توگورم برین نمیبخشمتون فقط میخوام ببینم تاوان خراب کردن زندگیم چجور میدین عوض اشکام چجور میدین میخوام ببینم چجور میخواید جواب گلو دردام بدین چجوری فقط این میخگام بدونم باهمتونم
عا

ادامه مطلب  

572  

ی شبایی فقط دلم میخواد مشت بکوبم تو سینت فقط بزنمت فقط گریه کنم هرکاری کنم تا آروم شم بخاطر اشتباهاتت بزنمت تنبیهت کنم بخاطر کارات کارایی که کردی تا اخر عمر باید تاوان بدی تاوان بچه بودنت تاوان بستن چشمات تا اخر عمر باید تبیه بشی نمیبخشمت نمیبخشمتون تا اخر عمرم توگورم برین نمیبخشمتون فقط میخوام ببینم تاوان خراب کردن زندگیم چجور میدین عوض اشکام چجور میدین میخوام ببینم چجور میخواید جواب گلو دردام بدین چجوری فقط این میخگام بدونم باهمتونم
عا

ادامه مطلب  

پیر ما  

وسوسه­ ی نوشتن اون هم بعد از چند وقت دوری،اوایل هفته ای که گذشت با خوندن داستان "در دام مانده مرغی" و خلوت کردن با سکوت جاری بین اکبر،بلقیس و برادر کوچکتر سراغم رو گوفته بود و دیشب بعد از تمام شدن یک دورهمی خانوادگی،وقت بیرون اومدن از خونه ی عزیز همراه مادر و پروانه فکر می کردم که باید از کشش بی انتها و ناتمامی بنویسم که تمام این سالها بین ما رشد کرد و بیشتر و بیشتر شد و هر روز جون گرفت.آدمهای برزگ و کوچکی که خونه­ی عزیز برای اونها پناهگاهی شده

ادامه مطلب  

پیر ما  

وسوسه­ ی نوشتن اون هم بعد از چند وقت دوری،اوایل هفته ای که گذشت با خوندن داستان "در دام مانده مرغی" و خلوت کردن با سکوت جاری بین اکبر،بلقیس و برادر کوچکتر سراغم رو گوفته بود و دیشب بعد از تمام شدن یک دورهمی خانوادگی،وقت بیرون اومدن از خونه ی عزیز همراه مادر و پروانه فکر می کردم که باید از کشش بی انتها و ناتمامی بنویسم که تمام این سالها بین ما رشد کرد و بیشتر و بیشتر شد و هر روز جون گرفت.آدمهای برزگ و کوچکی که خونه­ی عزیز برای اونها پناهگاهی شده

ادامه مطلب  

سوالای بامزه  

یه قطعه موسیقی رو گذاشته رو پخش.اونم با صدای یواش.ازش می پرسم:چرا اینقد بی سر و صدا؟
بی ربط میگه:از جناب رئیس چه خبر؟بچه ها خوبن؟کلاس داستان نویسی چه طور پیش میره؟خانم کارمند چه طوره؟
از مطالباتت چه خبر؟نمایشنامه ات چی شد؟چقدر خواندی و...؟؟؟؟
بابا چه خبره؟مسلسله مگه؟آروم تر بپرسید....یکی یکی...

ادامه مطلب  

 

از توی کوچه صدای شیون می آید .  صدای آهنگم را بلند میکنم ولی صدای گریه شان انگار دارد توی مغزم پلی میشود . مامان گریه میکند ، بابا راه میرود و فحش میدهد ، علي هی میگوید تف به این روزگار و محمود که معنی از دست دادن را میداند هی میرود پشت پنجره و هی به من میگوید بیچاره بچه هاش ... من دارم فریدون اسرایی گوش میکنم و توی دلم عزاداری میکنم برایش . برای تمام زن هایی که اینطور مظلومانه مردند و به هیچ جای دنیا برنخورد . توی خانه ی ما هر کس برای چیزی ناراحت اس

ادامه مطلب  

 

از توی کوچه صدای شیون می آید .  صدای آهنگم را بلند میکنم ولی صدای گریه شان انگار دارد توی مغزم پلی میشود . مامان گریه میکند ، بابا راه میرود و فحش میدهد ، علي هی میگوید تف به این روزگار و محمود که معنی از دست دادن را میداند هی میرود پشت پنجره و هی به من میگوید بیچاره بچه هاش ... من دارم فریدون اسرایی گوش میکنم و توی دلم عزاداری میکنم برایش . برای تمام زن هایی که اینطور مظلومانه مردند و به هیچ جای دنیا برنخورد . توی خانه ی ما هر کس برای چیزی ناراحت اس

ادامه مطلب  

خونه  

اونجا بالشها؛ نرمتر و پتوها گرمترند! خونه بابا همون جاییه که کلیدش رو هیچکس نمیتونه ازت بگیره ! همون جایی که چه ساعت ۳صبح بیای چه ساعت۳عصر از آمدنت خوشحال میشوند...درش ۲۴ساعت شبانه روز برای تو باز است...همون جایی که وقتی میگوینددلتنگ اند,واقعا دلتنگ اند...همون جایی ک سر یخچالش میروی و هرچی میخواهی میخوری.همون جایی ک حتی اگر هوس کمیاب ترین خوراکی ها را هم کنی برایت می آورند.همون جایی ک همه دعوایت میکنن و غر میزنند تا غذایت را تا آخر بخوری . همون ج

ادامه مطلب  

خونه  

اونجا بالشها؛ نرمتر و پتوها گرمترند! خونه بابا همون جاییه که کلیدش رو هیچکس نمیتونه ازت بگیره ! همون جایی که چه ساعت ۳صبح بیای چه ساعت۳عصر از آمدنت خوشحال میشوند...درش ۲۴ساعت شبانه روز برای تو باز است...همون جایی که وقتی میگوینددلتنگ اند,واقعا دلتنگ اند...همون جایی ک سر یخچالش میروی و هرچی میخواهی میخوری.همون جایی ک حتی اگر هوس کمیاب ترین خوراکی ها را هم کنی برایت می آورند.همون جایی ک همه دعوایت میکنن و غر میزنند تا غذایت را تا آخر بخوری . همون ج

ادامه مطلب  

عشقتو تو دلم کووور میکنممممممممم  

 خدایااا چرا اینروزام اینطوری شدم
الان از شدت ضجه زدن دارم نفس نفس میزنم
پهنای صورتم خیسه خیسه
اشکام رو مژه هام نمیذاره درست و حسابی صفحه رو ببینم
قلبم برا نفس کشیدنم یاریم نمیکنه
یه دعوای مفصل با مامانم
بخدا من نمیخواسم اینطوری شه و کوچکترین بی احترامیو نکردم
ولی مامانم ناراحت شد
از وجود خودم متنفرم
از همه چی متنفرم
خدایا میشه ازت خواهشششششش کنم این دیگه آخرین روز زندگیم باشه؟؟؟
دیگه تا اینجاش برام کافیه
من برام بسمه
من عرصه رو دادم به بق

ادامه مطلب  

عشقتو تو دلم کووور میکنممممممممم  

 خدایااا چرا اینروزام اینطوری شدم
الان از شدت ضجه زدن دارم نفس نفس میزنم
پهنای صورتم خیسه خیسه
اشکام رو مژه هام نمیذاره درست و حسابی صفحه رو ببینم
قلبم برا نفس کشیدنم یاریم نمیکنه
یه دعوای مفصل با مامانم
بخدا من نمیخواسم اینطوری شه و کوچکترین بی احترامیو نکردم
ولی مامانم ناراحت شد
از وجود خودم متنفرم
از همه چی متنفرم
خدایا میشه ازت خواهشششششش کنم این دیگه آخرین روز زندگیم باشه؟؟؟
دیگه تا اینجاش برام کافیه
من برام بسمه
من عرصه رو دادم به بق

ادامه مطلب  

Keep Smailing  

من نمیدانم !
درکم از تاثیر گریه ام بر مادر.
و لبخند غمم بر پدر .. 
هیچ است 
اما . میتوان فهمید که چه آشوبیست در دلشان
وقتی که  غمی بر دل داری ..
#خودخواه_نباشیم
بخند در جوارشان که لبخندت در کنارشان همچون جواهری با ارزش است 
 
پ.ن: در خلوتت گریه کن :) فقط ناموسا بپا بابا و مامان نبیننت خدایی ناراحت میشن 
توعم هرکز خودتو نمیبخشی..
 

ادامه مطلب  

همه چی همه جا یاد توست  

دیروز چادر جدید خریدم بیمارستان که بودم یه کم خراب شد وقت نشد بگیرم اصلا مدرسه که این چند روزه رفتم گیر کرد به میز پاره شد از این کارمندیا گرفتم ساده داشتم. اومدنی خونه یاد بابا کردم همیشه خریدامون نشونش میدادیم کلی تعریف میکرد و میگفت مبارکه. کل شهر خاطره هستش برام. باید بنویسم تا آروم بشم.

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1