تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


٠١:٥٧  

دلم میخواد یه نفر باشه كه موقع دلقك بازی درآوردن من یهو محكم بغلم كنه بگه میدونم دلت گرفته! اشكالی نداره الان میتونی ول كنی اشكاتو كه آروم بشی. یكی كه هی پا پیچم نشه كه وای چرا گريه میكنی یا بخواد سین جیمم كنه كه اِلا و بلا بگو چی شده. یكی كه وقتی گریم تموم شد و خندیدم اونم بدون هیچ سوالی بخنده و اصلا به روی خودشم نیاره كه من همونی ام كه چند دقیقه پیش تو بغلش گريه میكردم.
‎
+ دلم میخواد جمعه برم فیلم Loving رو ببینم ولی فك كنم باید تنهایی برم

ادامه مطلب  

ذکر مصیبت پیامبر ص و امام حسن ع  

ذكر مصیبت‌ رحلت‌ رسول‌ اكرم‌(ص‌)
 
از ابن‌ عباس‌ روایت‌ شده‌ است‌ كه‌:وقتی‌ وفات‌ حضرت‌ رسول‌اكرم‌(ص‌)نزدیك‌ شد،آنقدر گريه‌ كرد كه‌ اشك‌ بر محاسنش‌،جاری‌ گردید.عرضكردند:یارسول‌ اللّه‌!علت‌ گریة‌ شماچیست‌؟فرمود:برای‌ فرزندانم‌ وآنچه‌ بعد ازمن‌ نسبت‌ به‌ آنهاروا می‌ دارند،گريه‌ می‌ كنم‌.گویا فاطمه‌ دخترم‌ را می‌ بینم‌ كه‌ براو ستم‌ كرده‌ باشند واو صدا می‌ زند:یا ابتاه‌!یا ابتاه‌!ولی‌ احدی‌از امّت‌ من‌ اورا ك

ادامه مطلب  

ذکر مصیبت پیامبر ص و امام حسن ع  

ذكر مصیبت‌ رحلت‌ رسول‌ اكرم‌(ص‌)
 
از ابن‌ عباس‌ روایت‌ شده‌ است‌ كه‌:وقتی‌ وفات‌ حضرت‌ رسول‌اكرم‌(ص‌)نزدیك‌ شد،آنقدر گريه‌ كرد كه‌ اشك‌ بر محاسنش‌،جاری‌ گردید.عرضكردند:یارسول‌ اللّه‌!علت‌ گریة‌ شماچیست‌؟فرمود:برای‌ فرزندانم‌ وآنچه‌ بعد ازمن‌ نسبت‌ به‌ آنهاروا می‌ دارند،گريه‌ می‌ كنم‌.گویا فاطمه‌ دخترم‌ را می‌ بینم‌ كه‌ براو ستم‌ كرده‌ باشند واو صدا می‌ زند:یا ابتاه‌!یا ابتاه‌!ولی‌ احدی‌از امّت‌ من‌ اورا ك

ادامه مطلب  

اگزیستانس  

روبروی ضریح نماز میخواندم ، صدای گريه ی نوزاد بلند شد ... همیشه صدای گريه ی نوزادها نگرانم میکنه ، اینکه اون ها از چیزی ناراحتن یا چیزی مییخوان که نمیتونن به ما حالی کنن و هم اینکه ما اونهارو نمیفهمیم همش برام عذاب آوره ... در این جور مواقع فقط میخوام که هرجوری هست بچه رو راضی کنم که دیگه گريه نکنه... اما...
اما امروز این صدای گريه ، پر از معناهای نو بود .... میخواستم ادامه بدهد، باز هم گريه کند .... گريه ی نوزاد پر از زندگیست .. پر از معنای وجود ... اصلا ا

ادامه مطلب  

مرثیه حضرت زهرا(س)به انتخاب حاج مجیدطاهری  

شب گريه های غربت مادر تمام شدزینب (س) به گريه گفت که دیگر تمام شدامشب اذان گريه بگوید بگو، بلالسلمان به آه گفت: ابوذر! تمام شدطفلان تشنه، هروله در اشک می کنندایام تشنه کامی مادر تمام شدآن شب حسن (ع) شکست که آرام تر ! حسین (ع)چشم حسین (ع) گفت : برادر! تمام شدتا صبح با تو استن حنانه ضجه زدمحراب خون گریست كه منبر تمام شدزاینده است چشمه ی زهرایی رسولباور مكن که سوره ی کوثر تمام  شدباور مكن كه فاطمه (س) از دست رفته استباور مکن حماسه ی حیدر تمام شدزهرا (س)

ادامه مطلب  

مرثیه حضرت زهرا(س)به انتخاب حاج مجیدطاهری  

شب گريه های غربت مادر تمام شدزینب (س) به گريه گفت که دیگر تمام شدامشب اذان گريه بگوید بگو، بلالسلمان به آه گفت: ابوذر! تمام شدطفلان تشنه، هروله در اشک می کنندایام تشنه کامی مادر تمام شدآن شب حسن (ع) شکست که آرام تر ! حسین (ع)چشم حسین (ع) گفت : برادر! تمام شدتا صبح با تو استن حنانه ضجه زدمحراب خون گریست كه منبر تمام شدزاینده است چشمه ی زهرایی رسولباور مكن که سوره ی کوثر تمام  شدباور مكن كه فاطمه (س) از دست رفته استباور مکن حماسه ی حیدر تمام شدزهرا (س)

ادامه مطلب  

آتشنشان...  

چقدر سخت میگذره این لحظات
چقدر دلم پره
چقدر دلم گريه میخواد...
دوست دارم بشینم جلوی تلویزیون و گريه کنم...
متاسفانه مهدی نشسته :|
و دریغ از یِ جو......الله اکبر
برگشته میگه داری گريه میکنی؟ خب من به این بشر چی بگم؟ اه
خداروشکر که دارن پیدا میشن...
خدایا واقعا شکرت
:(
#قرآنی_کِ_سالم_بود

ادامه مطلب  

58  

در رابطه با پست ٣١ام،میخواستم بگم رسیدم به اون وزن ایده ال تو ارزوهام كه ٤٥كیلو بود.به لطف حرص خوردنای اخیر و دم به دیقه گريه كردن و استرس و حالت تهوع و همه اینا.٤٥یی كه داش حتی به ٤٤هم نزدیك میشد و من خوابشم نمیدیدم!و در جواب اونایی ك میگن وای چقد لاغر شدی میتونم ی لبخند تلخ بزنم.چرا اینجوری شد؟

ادامه مطلب  

287  

شب رفتنت آنقدر گريه کردم که دیگر چشم های سوی دیدن نداشت آنقدر اشک از چشمانم ریخت که دیگر اشکی از چشمانم نمی آمد تو که رفتی من فقط شدم گريه... تمام من انس شد با گريه تو رفتی و من هنوز گريه میکنم با تمام خاطرات خوبی که با تو داشتم... تقصیر تو نیست اگر تو رفتی و من گريه کردم تقصیر تو نیست اگر تو ندیدی من چشمانم به راهی که تو رفتی پیر شد تقصیر تو نیست آخر تو نبودی که ببینی آخر تو رفته بودی مقصر تو نیستی که هرجا کم میارم یاد تو می افتم خدایی را لعنت میکنم

ادامه مطلب  

چهره اصلى اسلام ناب محمدى / آنتى اسلام  

وقتى دوازده سالم بود با دوستام مى رفتیم به مسجد محلمون ، یه آخوند بود تو اون مسجد كه وقت نماز همه پشتش نماز مى خندیم ، خیلیا هم اونجا قبولش داشتن به عنوان یه آدم خوب و صالح كه مى تونه راهه درستو به بچه هامون نشون بده .طبق معمول نزدیك نماز مغرب بود و من با چنتا از دوستام رفتیم مسجد واسه نماز مغرب ،حاج آقا محمدى (آخوند محلمون) هم داشت با چند نفر صحبت مى كرد ، چند وقتى بود كه محسن (دوستم) تو خودش بود و بعضى اوقات هم گريه مى كرد و هر چقدر هم كه دلیله گر

ادامه مطلب  

اسكيزوفرني، حرفام با دوست خياليم...  

-یادت نیست چقد ازش بد میگفتی ؟ تو همین وبلاگ چقد ازش بد نوشتی +اره نوشتم، واقعی هم بود ، مثلا بضی اوقات پیامامو میخوند ج نمیداد -خب حالا هم كه ولت كرده، +خودتم میدونی، به اجبار ولم كرد، البته نه هنوز كامل، ولی ،-ولی ولت كرد دیگه،+اره- ... +عاشقشم،، بفهم اینو،- الان تو بفهم ، به موضوع چی كار داری ، عاشقت بود، كله دنیا خراب میشد رو سرش تورو ول نمیكرد اونم به این بهونه ت خ م ی!+ هر روز به یادش گريه میكنم ، اخه اولین بار بود عاشق میشم ، حسه عاشقی نسبت به

ادامه مطلب  

اسكيزوفرني، حرفام با دوست خياليم...  

-یادت نیست چقد ازش بد میگفتی ؟ تو همین وبلاگ چقد ازش بد نوشتی +اره نوشتم، واقعی هم بود ، مثلا بضی اوقات پیامامو میخوند ج نمیداد -خب حالا هم كه ولت كرده، +خودتم میدونی، به اجبار ولم كرد، البته نه هنوز كامل، ولی ،-ولی ولت كرد دیگه،+اره- ... +عاشقشم،، بفهم اینو،- الان تو بفهم ، به موضوع چی كار داری ، عاشقت بود، كله دنیا خراب میشد رو سرش تورو ول نمیكرد اونم به این بهونه ت خ م ی!+ هر روز به یادش گريه میكنم ، اخه اولین بار بود عاشق میشم ، حسه عاشقی نسبت به

ادامه مطلب  

 

 
داشتم یکسری تحقیقات برای لکچرم اماده میکردم. مادرم بنابه عادت سرزدن شبانگاهی اش امد اتاق. سر صحبت باز شد نگرانی هایم را بازگو کردم از وضع گهی که در ان بسر میبرم گوشه ای را بازگو کردم سعی کردم گريه نکنم ولی کردم. ناگهان خواهرم از خواب پرید. از مادرم میپرسید فلانی گريه میکند؟ از این به بعد خواهرم هم اضافه شد به لیست کسانی که نباید بفهمند گريه میکنم. طفلک من..  حس من و خواهرم بیشتر به حس مادری شبیه است. بخاطر شاغل بودن مادرم من بزرگش کرده ام در غی

ادامه مطلب  

حرف‌های بی‌عنوان  

۱• وقتی که همه‌ی هزار حرفت را، شمرده شمرده جا داده‌ای در سکوت‌های طولانیت، و حتی صدای سکوتت از جانبی شنیده نمی‌شود... ۲• بوتیمار پرنده‌ی غم‌خوار کوچکی‌ست که با همه‌ی تشنگی، می‌نشیند لب برکه و از ترس تمام‌شدن آب گريه می‌کند. و من؟ من روی شانه‌های تو گريه می‌کنم. «همچو بوتیمار»...

ادامه مطلب  

حرف‌های بی‌عنوان  

۱• وقتی که همه‌ی هزار حرفت را، شمرده شمرده جا داده‌ای در سکوت‌های طولانیت، و حتی صدای سکوتت از جانبی شنیده نمی‌شود... ۲• بوتیمار پرنده‌ی غم‌خوار کوچکی‌ست که با همه‌ی تشنگی، می‌نشیند لب برکه و از ترس تمام‌شدن آب گريه می‌کند. و من؟ من روی شانه‌های تو گريه می‌کنم. «همچو بوتیمار»...

ادامه مطلب  

روزهایی که به سختی میگذرد  

سلام بچه ها.
این روزا خیلی واسم سخت میگذره.
از طرفی برای تموم شدن درسم لحظه شمارمیکنم..از طرفی توی کارم حسابی تحت فشارم.مشتری های نفهمی که به پست ادم میخوره‌.
خلاصه اینکه امشب اونقد تحت فشار قرار‌گرفتم که ناخواداگاه گریم گرفت.
گريه ای چند دقیقه ولی با رد شدن کل زندگیم جلو چشمم.
گريه بخاطر کل زحمتایی که کشیدم و اخرش اینشد.گريه ای بابت کل فشارایی که بهم وارد میشه‌
این دومین باره که بخاطر فشارا گریم میگیره.
خدایا خودت کمکم کن این شرایط رو تغییر

ادامه مطلب  

Keep Smailing  

من نمیدانم !
درکم از تاثیر گريه ام بر مادر.
و لبخند غمم بر پدر .. 
هیچ است 
اما . میتوان فهمید که چه آشوبیست در دلشان
وقتی که  غمی بر دل داری ..
#خودخواه_نباشیم
بخند در جوارشان که لبخندت در کنارشان همچون جواهری با ارزش است 
 
پ.ن: در خلوتت گريه کن :) فقط ناموسا بپا بابا و مامان نبیننت خدایی ناراحت میشن 
توعم هرکز خودتو نمیبخشی..
 

ادامه مطلب  

درد و دل ..........  

همه میگن عشق خیلی قشنگه
ولی من میگم خیلی وقتا بی رحمه
همه میگن عشق باعث شادی روح و روانه
من میگم موجب پریشانی و افسردگی ، درد جانه
همه میگن دنیا دو روزه
میگم دنیا دو روز بین روز بدو تا تو رو به خودش ندوزه
اصلا میدونی چرا موقع به دنیا اومدن و موقع مردن گريه میكنیم؟
موقع تولد گريه میكنیم چون از دنیا دیگه میایم و به اینجا اشنا نیستیم
دلمون برا اونجا تنگ میشه چیه مگه باور نداری؟
اخه میگن خدا همه ما رو تو یه روز ساخته و به ترتیب میام به این دنیا
موقع

ادامه مطلب  

دیلینگ 3  

رفتم و برگشتم 
دیروز تهران برف بود اوووووووف چه بررررررررفی
 دکتر گفت باید جراحی کنم 
اولش که باورم نشد .
ولی بعدش کلی گريه کردم .
دیروز و امروز به گريه کردن گذشت .
امشب که برگشتم جزیره دیدم اینجا هم هوا داغون شده سررررررررررده ها 
بد سرررررررررد شده مثل اینکه دیشبم طوفان شده 
خداااااایا ما رو نخور 
خخخخخخخ
 

ادامه مطلب  

دفتر  

دفتری بود که گاهی من و تومی نوشتیم در آناز غم و شادی و رویاهاماناز گلایه هایی که ز دنیا داشتیممن نوشتم از تو:که اگر با تو قرارم باشدتاابدخواب به چشم من بیخواب نخواهد آمدکه اگر دل به دلم بسپاریو اگر همسفر من گردیمن تو را خواهم برد تا فراسوی خیالتا بدانجا که..تو باشی و من و عشق و خدا!!!تو نوشتی از من:من که تنها بودم با تو شاعر گشتمبا تو گريه کردمبا تو خندیدم و رفتم تا عشقنازنیم ای یارمن نوشتم هر باربا تو خوشبخترین انسانم…ولی افسوسمدتی هست ...که دی

ادامه مطلب  

دفتر  

دفتری بود که گاهی من و تومی نوشتیم در آناز غم و شادی و رویاهاماناز گلایه هایی که ز دنیا داشتیممن نوشتم از تو:که اگر با تو قرارم باشدتاابدخواب به چشم من بیخواب نخواهد آمدکه اگر دل به دلم بسپاریو اگر همسفر من گردیمن تو را خواهم برد تا فراسوی خیالتا بدانجا که..تو باشی و من و عشق و خدا!!!تو نوشتی از من:من که تنها بودم با تو شاعر گشتمبا تو گريه کردمبا تو خندیدم و رفتم تا عشقنازنیم ای یارمن نوشتم هر باربا تو خوشبخترین انسانم…ولی افسوسمدتی هست ...که دی

ادامه مطلب  

فروشگاه  

الان خوابی و کنار منی . وقتی رسیدیم دم آسانسور گفتی یه حرف خصوصی باهام داری.. و بعد گفتی یعنی درد دل ..یکم بعد گفتی یعنی یه چیز گريه دار ..خندم گرفت از اینکه بازم چه درخاستی داشتی که من گوش ندادم .. وقتی رسیدیم صدام کردی اتاقت و گفتی من فکر میکردم همه عین ماان.. بعدش گريه کردی..  گفتی تو فروشگاه یه پیرمرد  فقط یه بسته پنیر خریده بود که حتی برای خرید اون هم پولش کافی نبود ..  و بعد صدای گریت بلندتر شد.. منم از گريه تو گریم گرفت . گفتی  هر چی اصرار میکرده

ادامه مطلب  

فروشگاه  

الان خوابی و کنار منی . وقتی رسیدیم دم آسانسور گفتی یه حرف خصوصی باهام داری.. و بعد گفتی یعنی درد دل ..یکم بعد گفتی یعنی یه چیز گريه دار ..خندم گرفت از اینکه بازم چه درخاستی داشتی که من گوش ندادم .. وقتی رسیدیم صدام کردی اتاقت و گفتی من فکر میکردم همه عین ماان.. بعدش گريه کردی..  گفتی تو فروشگاه یه پیرمرد  فقط یه بسته پنیر خریده بود که حتی برای خرید اون هم پولش کافی نبود ..  و بعد صدای گریت بلندتر شد.. منم از گريه تو گریم گرفت . گفتی  هر چی اصرار میکرده

ادامه مطلب  

مهارت زندگی : و خداوند سکوت را آفرید...  

و خداوند سکوت را آفرید
سکوت، یعنی گفتن در نگفتن .
سکوتِ مظلوم، یعنی نفرینی مطلق و ابدی.
سکوتِ محکوم بی گناه، یعنی بغض، آه، گريه درون.
سکوت، در خود گريه دارد ولی گريه، با خود سکوتی ندارد.
سکوتِ شاهد، یعنی شهادتِ دروغ،
موقع خواب و استراحت و تعطیلی وجدان.
هر سکوتی، سرشار از ناگفته ها نیست،
بعضی وقت ها، سرشار از خجالتِ گفته هااست.
بعضی سکوت را به رشوه ای کلان می خرند و با سودی سرشار،
به اسـم حق السکوت، می فروشند
بعضـــی بـــا سکوت آنقدر دشمنند که


ادامه مطلب  

سالروز میلاد اسوه صبر و استقامت زینب کبری س مبارکباد  

 بسم الله الرحمن الرحیم
تولد زینب(س) و گريه پیامبر بر مصایب آن
زینب كبرى (س) روز پنجم جمادى الاول سال 5 یا 6 هجرت در مدینه چشم به جهان گشود. خبر تولد نوزاد عزیز، به گوش رسول خدا (ص) رسید. رسول خدا (ص) براى دیدار او به منزل دخترش ‍ حضرت فاطمه زهرا (س) آمد و به دختر خود فاطمه (س) فرمود:

ادامه مطلب  

 

دستمال کاغذی به اشک گفت:قطره قطره‌ات طلاستیک کم از طلای خود حراج می‌کنی؟عاشقم.. با من ازدواج می‌کنی؟اشک گفت: ازدواج اشک و دستمال کاغذی!؟تو چقدر ساده‌ای خوش خیال کاغذی!توی ازدواج ما، تو مچاله می‌شویچرک می‌شوی و تکه‌ای زباله می‌شویپس برو و بی‌خیال باشعاشقی کجاست؟ تو فقط دستمال باش!دستمال کاغذی، دلش شکستگوشه‌ای کنار جعبه‌اش نشستگريه کرد و گريه کرد و گريه کرد…در تن سفید و نازکش دوید خون دردآخرش، دستمال کاغذی مچاله شدمثل تکه‌ای زباله

ادامه مطلب  

جفا کردم...  

همیشه دلیل گريه ضعف آدما نیست.
تو دلیل گريه های من را سالها مردانه جنگیدنم باور کن
استقامت های بی حد و حصرم که حتی مجالی برای دخترانه هایم ندادم تا قدری صورتی بنگرند.
شاید بی خبری... ولی علی الحساب این را از من بپذیر که به خودم جفا کردم
به بغضی که در گلویم خانه کرده بود
به اشک هایی که همیشه در چشمانم قندیل بستند.
به قلبم  ... 
 
نوشته از : کبری نارکی نژاد

ادامه مطلب  

دارمت دوست ، دوست جان  

سلما ؟
اگه نداشتمت من تموم این شب گريه ها ، دلتنگی ها،غر زدنا،خستگی ها،دل گرفتگی ها، رو پیش کی میبردم ؟کی واسم از خوب بودن خدا و مهربونیش حرف میزد ومن  پیشش بدون هیچ دغدغه ای گريه میکردم ؟کی برام از حسین ِ فاطمه میگفت؟کی حالم ُ وسط همه ی ِ روزای سخت خوب میکرد؟
سلما؟حیفه اون آدمایی که ندارنت..که نمیدونن چه خوب رفیقی هستی واسم.که نمیدونن چه الماسی هستی تو قلبم ..
 
+و ان یکاد برامون بخونید (: 

ادامه مطلب  

حرفهایی از کنکور 95 تا ترم 2  

خب کنکور 95 ک گذشت حالم خوب بود ...منتظر نتیجه ی خوبی بودم :)
گذشت و نتایج امد...عددی که رو صفحه دیدم خیلی با انتظاراتم فرق داشت...داشتم میمردم از غصه...
تا صبح بیدار موندم و فقط خیره بودم همین...
مامانم تا صبح گريه کرد...تا خود صبح ها...صبح که دیدمش فقط بهش میگفتم شرمنده تم...
الانم که دارم مینویسم داره گريه م میگیره...خیلی دوران بدی بود...خیلییییی
چند روز بعد که مشغول انتخاب رشته شدیم من همه ش میگفتم میخوام بمونم پشت کنکور بازم...
مامانم به حدی ازم عصبانی

ادامه مطلب  

وَ أَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفِی عَنْ قَلِیلٍ مِنْ بَلاءِ الدُّنْیَا  

دلم آشوبه ام را بغل گرفتم و به پناهگاهم رفتم.سر به ضریح گذاشتم و به حال خودم گريه کردم. بلند گريه کردم و پاکستانی ها و عربها و ترکهای بالای سرم را به گريه انداختم.. حضرت نوازشم کرد و گفت دخترکِ سرماخورده ی دوست داشتنی.. اشک ریختم که درک و شعور دارم که به دم دستی ها راضی نشدم و بلد نبودم احمق باشم و گاهی حماقتهای باور نکردی داشته م.. آه از حماقت و ندانستن های من. اشک ریختم که سادگی ها کردم ..اشک ریختم برای خوب بودنم برای تحملم برای صبوری هایم.. اشک ری

ادامه مطلب  

وَ أَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفِی عَنْ قَلِیلٍ مِنْ بَلاءِ الدُّنْیَا  

دلم آشوبه ام را بغل گرفتم و به پناهگاهم رفتم.سر به ضریح گذاشتم و به حال خودم گريه کردم. بلند گريه کردم و پاکستانی ها و عربها و ترکهای بالای سرم را به گريه انداختم.. حضرت نوازشم کرد و گفت دخترکِ سرماخورده ی دوست داشتنی.. اشک ریختم که درک و شعور دارم که به دم دستی ها راضی نشدم و بلد نبودم احمق باشم و گاهی حماقتهای باور نکردی داشته م.. آه از حماقت و ندانستن های من. اشک ریختم که سادگی ها کردم ..اشک ریختم برای خوب بودنم برای تحملم برای صبوری هایم.. اشک ری

ادامه مطلب  

 

آخ آخ آخ آخ ......
خیلی دوست دارم بعد مرگم به هر کس که دلم خواست یه جمله بگم اونوقت ......
به پدرم که سر خاکم اومده میگفتم : گريه نکن مرد گريه نمی کنه ......
به مادر میگفتم : فدای اشکات پاشو برو به زندگیت برس یه بچه دیگه هم دارى...
به دوستامم میگفتم : گريه نکنید رفیقتون راحت شد ......
ولی به عشقم ......
بهش میگفتم : هیچکس اندازه تو آزارم نداد هیچکس اندازه تو دلمو نشکست ......
بیخودی اشک نریز نمیبخشمت ......
 

ادامه مطلب  

٠١:٦٢  

هنوز ذهنم درگیره این فیلمه Manchester by the sea از دیشب تا حالا. به قول "س.اِ" خیلی حرف خوبی زد كه گفت كل این فیلم سر این بود كه تو هرچقد هم كه آدم یبس و بیخیالی باشی بازم یچیزایی هست كه بتونه تا ته تو رو بسوزونه. خب راست میگه. فیلم یه تراژدیه هولناك بود كه اونقد بازیگراش خوب بازی كرده بودن كه تبدیل به یه درام شاهكار شده بود. یه درام تلخ كه آدم توش غرق میشه. نشون میداد چجوری یه اشتباه بزرگ تمام زندگی آیندتو تحت تاثیر قرار میده و هیچ راهی هم برای جبرانش نیست

ادامه مطلب  

مرثیه ای برای یک شهر  

 
مرثیه ای برای یک شهر
 به بهانه سنگ اندازی برخی مسولین  برای تدفین شهدای گمنام در سالروز شهادت امام صادق
ای شهدای گمنام و ای غلطیده‌شدگان در سرب‌های سرد و سنگین که به عشق مام میهن و انقلاب و اسلام، سر بر سودای عشق گذاشتید.. اینجا کجاست؟ ما کیستیم... شما که بودید؟ و کجایید؟ بر مزار کدامتان بگرییم که بغض امان نمی‌دهد، بگرییم، گريه مگر دوا کند ... می‌گرییم اما زهی تاسف که گريه نیز دوا نمی‌کند.
مردم انقلابی و شهید پرور منطقه مسئول آباد!!

ادامه مطلب  

 

درتنهایی خود لحظه ها را برایت #گريه کردمدر بی کسیم برای تو که #همه کسم بودی گريه کردمدر حال #خندیدن بودم که به یاد خنده های سرد و تلخت گريه کردمدر حین #دویدن در کوچه های زندگی بودم که ناگاه به یاد لحظه هایی که بودی و اکنون #نیستیایستادم و #آرام گريه کردمولی اکنون #می خندم آری میخندم به تمام لحظه هایی که به خاطرت اشک هایم راقربانی کرد

ادامه مطلب  

 

من خیلی وقتها نیاز دارم به همدم 
خیلی وقتها که کسی نیست و نبود 
تو دلم گريه کردم و غصه خوردم و با عشق خودم حرف زدم و رو به کس دیگه ای نیاوردم این یعنی عاشقم 
که اگه غیر این بود و برا اینکه خودمو خالی کنم , با کسی دردو دل می کردم دیگه عاشق نبودم 
تو اگه اینطور نبودی و با کس دیگه ای دردودل کردی که محرمت نبوده بهم حتما بگو 
بعضی وقتها حرفات یا بودار یا تحریک کننده
امیدوارم لا اقل تحریک کننده باشه 
ویه روز نفهمم سر قبری گريه میکردم که مرده ای توش نبو

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1