تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


36  

هنوزم خاطرات جلو چشمام رد میشنزند وکیلی - لالایی
اگر به خاطر اینکه بهت فکر می کنماگر به خاطر اینکه باهات خاطره ساختماگر به خاطر اینکه میگفتم جانماگر به خاطر اینکه اسمتو صدا میزدماگر به خاطر اینکه هواتو داشتماگر به خاطر اینکه روی تو غیرت داشتماگر به خاطر اینکه تو رو میخواستماگر به خاطر اینکه دوستت داشتماگر به خاطر اینکه دوستت دارماذیتت کردم و اذیت شدی و اذیت میشی
منو ببخش
ببخش که رنجوندمت

ادامه مطلب  

خوشبختیتون آرزومه  

دارم به موسیقی سکوت گوش میدم. برای این کار کافیه هندزفریتون رو بذارید توی گوشتون و هیچ آهنگی رو پلی نکنید. آخرای نود وپنجه. اومدن سال جدید همیشه برای من برابر با یک سال بزرگ شدنه(بخاطر تولدم). سال 95 پر از فراز و نشیب بود برام. بزرگترین اتفاقای زندگیم تو همین سال افتاد که یکیش پیانو بود و یکیش کوتاه کردن موهام و چیزای دیگه. به نیمه ی اول سال که نگاه می کنم باورم نمی شه که زنده موندم! بدترین شرایط رو گذروندم. تابستونش به جز تیر ماه، عذاب آورترین تا

ادامه مطلب  

 

چقدر دلم میخواست این صفحه ی لعنتی رو بشکنم تا بتونم ببینمتون . تک تک شمایی رو که کنارم بودین .همیشه بودین. چقد دلم میخواست به یه قهوه دعوتتون کنم. بعد بشینیم دورهمو بهتون بگم چقد غصه ر و دلمه  . از اسکرین شات نترسم ، از قضاوت شدن نترسم . دلم میخواد بشینم روبروتون و بگم واسه چی از بابام متنفرم ، بگم تو این شیش سال چی به سرم اومده . بگم براچی الان صورتم خیسه و بدنم سرد . بگم دلم چرا انقد غصه داره . دلم میخواد وقتی دارین قهوه هاتونو مزه میکنین اشکامو ب

ادامه مطلب  

 

چقدر دلم میخواست این صفحه ی لعنتی رو بشکنم تا بتونم ببینمتون . تک تک شمایی رو که کنارم بودین .همیشه بودین. چقد دلم میخواست به یه قهوه دعوتتون کنم. بعد بشینیم دورهمو بهتون بگم چقد غصه ر و دلمه  . از اسکرین شات نترسم ، از قضاوت شدن نترسم . دلم میخواد بشینم روبروتون و بگم واسه چی از بابام متنفرم ، بگم تو این شیش سال چی به سرم اومده . بگم براچی الان صورتم خیسه و بدنم سرد . بگم دلم چرا انقد غصه داره . دلم میخواد وقتی دارین قهوه هاتونو مزه میکنین اشکامو ب

ادامه مطلب  

این عشق و علاقه  

یه وقتهایی که خیلی مشکل داشتم خیلی ناامید میشدم و افکار بدی از سرم رد میشد اما اینروزهای سخت دیگه فرق میکنه و امید رو فراموش نميکنم و صبورتر از قبل هم شدم همسری.
میدونم دلیلش چیه. تو
همسرجان اینروزها بیشتر از قبل کنارم بودی و تنهام نذاشتی و با تمام مشکلاتی که داشتی کمکم کردی و نذاشتی دلم بلرزه. اینروزها بااینکه کمتر از قبل با همیم اما بیشتر کنار هم هستیم، ثانیه به ثانیه. روح مون در هم گره خورده و جدانشدنی شده.
همسرجان دوست داشتن من هم بیشتر از

ادامه مطلب  

بعضی ها جاودانه اند  

بنظرم آدم، بی‌دلیل به کسی فکر نمی‌کنه، بی‌دلیل کسی رو دوست نداره، بی‌دلیل کسی رو فراموش نمی‌کنه. بعضی از آدما، بدون اینکه خودشون بدونن خوبن، بدون اینکه حرف بزنی، حالت رو می‌فهمن، بدون اینکه لمسشون کنی، حست می‌کنن. بعضیا مرز آدم بودن رو رد می‌کنن، واسه همینه که ابدی می‌شن.
گاهی وقتا که دلم می‌گیره، به تو فکر می‌کنم، به خودم. به اینكه چرا دلتنگی هیچ راه درمانی نداره.
بعضی وقتا که دلم می‌گیره، پشت پنجره می‌شینم، بغض می‌کنم، به آسمون خی

ادامه مطلب  

بعضی ها جاودانه اند  

بنظرم آدم، بی‌دلیل به کسی فکر نمی‌کنه، بی‌دلیل کسی رو دوست نداره، بی‌دلیل کسی رو فراموش نمی‌کنه. بعضی از آدما، بدون اینکه خودشون بدونن خوبن، بدون اینکه حرف بزنی، حالت رو می‌فهمن، بدون اینکه لمسشون کنی، حست می‌کنن. بعضیا مرز آدم بودن رو رد می‌کنن، واسه همینه که ابدی می‌شن.
گاهی وقتا که دلم می‌گیره، به تو فکر می‌کنم، به خودم. به اینكه چرا دلتنگی هیچ راه درمانی نداره.
بعضی وقتا که دلم می‌گیره، پشت پنجره می‌شینم، بغض می‌کنم، به آسمون خی

ادامه مطلب  

 

بلاخره بعد مدتا جرات به خودم دادم که ی سر به کادو تولدم بزنم.الان که اینو دارم مینویسم قلبم داره از جاش در میاد. خیلی اتفاقا افتاده که میخواستم عینه قبلنا بدون اینکه چیزی ازت پنهون کنم بگم. نمیدونم تا کجا این طلسمت رومه  طلسمی که دوستش دارم. نمیدونم هنوزم بهم فک میکنی یا نه ولی من شبا از ترسه اینکه خوابتو ببینمو بعد بیدار شدنم بفهمم نیستی نمیخوابم رمز ورودیه وبلاگ منو یاده اونروز تو اتوبوس انداخت.یاده اون روزی افتادم که تو اتوبوس کفشو پست

ادامه مطلب  

نزدیک عید می شه  

وقتی به عید نزدیک می شویم خانم ها دوست دارند که دکوراسیون خونه را تغییراتی بدهند یعنی یکی دوتا وسایل جدید به خانه اضافه کنند که بار اقتصادی داره که این مورد را از ماه دی باید شروع کنند  بعد خرید لباس و بعد خانه تکانی را انجام دهند وبعد از اینکه همه ی این موارد را انجام شد غم و غصه از خونه بیرون  می رود

ادامه مطلب  

واقعیت  

چشمانم را میمالم و فکر ميکنم امروز در کل سرم توی این گوشی وا مانده بود و بالاخره بعد از مدت ها یک دل سیر رمان چند هزار صفحه ای را خواندم ....همیشه بعد از تمام شدن هر رمان دچار خود در گیری میشوم.آنقدر با شخصیت قهرمان رمان اخت شده ام که تمام شدنش گاهی حتی  به گریه می اندازتم و شاید این از علایم *احمق*بودن است...خب!!!من با شخصیت ها زندگی ميکنم!و شاید همه این ها به این معنا باشد که از واقعیت ها فرار ميکنم..واقعیت وحود خانواده ای که دورم هستند و با وجود مه

ادامه مطلب  

تفسیر آهنگ فریاد هایده توسط دکتر خانومیان  

خب به یاد قدیم، گفتم از این پستا بذارم.
امیدم را مگیر از من خدایا خدایا خدایا دل تنگ مرا مشكن خدایا خدایا خدایا خب اینکه کاملا مشخصه. میگه که خدای مهربان و بخشنده، ای آمرزنده، ای دوست عزیز، این امید بی صاحاب مونده ای که به من دادی رو ازم نگیر من دور از آشیانم سر به آسمانم بی نصیب و خسته ینی من که تو خونه م نیستم( خونه، اینجا به معنی جاییه که دل باشه ها. در جریانین که) بعله میگه من که تو خونه ی خودم نیستم. وقتی دلم میگیره به آسمون نگاه ميکنم و به ا

ادامه مطلب  

بازم برام لبو می خری؟  

از همان روز اول قرار گذاشتیم که اگر رابطه‌مان خوب پیش نرفت، برگردیم همین‌جا. بنشینیم زیر همین آلاچیق. توی چشم‌های هم نگاه کنیم و از لحظه‌های خوب‌مان‌ بگوییم. بعد برای آخرین بار همدیگر را به آغوش بکشیم و بگوییم به امید دیدار.
آن روز، هیچ فکرش را نمی‌کردیم که وقت جدایی‌مان، این‌طور برف بیاید و برای رسیدن به آلاچیق، تمام پیچ‌های بام کوهسار را با ترس بالا بیاییم و ماشین چند باری سر بخورد. برای من که بد نشد. تمام مسیر، دستش را حلقه کرده بود د

ادامه مطلب  

بازم برام لبو می خری؟  

از همان روز اول قرار گذاشتیم که اگر رابطه‌مان خوب پیش نرفت، برگردیم همین‌جا. بنشینیم زیر همین آلاچیق. توی چشم‌های هم نگاه کنیم و از لحظه‌های خوب‌مان‌ بگوییم. بعد برای آخرین بار همدیگر را به آغوش بکشیم و بگوییم به امید دیدار.
آن روز، هیچ فکرش را نمی‌کردیم که وقت جدایی‌مان، این‌طور برف بیاید و برای رسیدن به آلاچیق، تمام پیچ‌های بام کوهسار را با ترس بالا بیاییم و ماشین چند باری سر بخورد. برای من که بد نشد. تمام مسیر، دستش را حلقه کرده بود د

ادامه مطلب  

بالاخره  

وای بالاخره لب تاپم درست شد.کلافه شدم. باید 260تومن پیاده میشدم. از همسرجان هم خبری نیست و اینبار توجیه داره و اونم اینکه تا خرخره غرق کار و مشکلات خودشو و خودمو و خونواده اش. پدر و مادر همسرجانم بیمار شدن و سنشون هم بالاست. همسرجان خیلی درگیر اونا شده و منم کاری جز دعا کردن از دستم برنمیاد. الانم همسری رفته پیش شون.  هوا هم بارونی و قشنگه  خداپشت و پناه همسرجانم باشه.  دوستت دارم عزیز دلم

ادامه مطلب  

 

توی عمرم کلا با چندتا داستان ِ پرشخصیت کنار اومدم . یکی صدسال تنهایی بود یکی مرشد ومارگاریتا . یکی ام درخیابان مینتولاسا . بسسسکه خوب بودن . عشق بودن . ولی دیگه اصلا دلیل نمیشه که برای رمان های آب دوغ خیاری نود و هشتیا هم انقدر صبوری کنم . نخیر . اگه بهم کادو بدید شک نکنید فردای همون روز منهدمش ميکنم . مثلا کادو میدم به منفور ترین آدم زندگیم . یا باهاش برا خواهرزاده جانم قایق درست ميکنم . همین 

ادامه مطلب  

 

توی عمرم کلا با چندتا داستان ِ پرشخصیت کنار اومدم . یکی صدسال تنهایی بود یکی مرشد ومارگاریتا . یکی ام درخیابان مینتولاسا . بسسسکه خوب بودن . عشق بودن . ولی دیگه اصلا دلیل نمیشه که برای رمان های آب دوغ خیاری نود و هشتیا هم انقدر صبوری کنم . نخیر . اگه بهم کادو بدید شک نکنید فردای همون روز منهدمش ميکنم . مثلا کادو میدم به منفور ترین آدم زندگیم . یا باهاش برا خواهرزاده جانم قایق درست ميکنم . همین 

ادامه مطلب  

690 .  

بسم الله الکافی :)
ترکیب برفُ نور ، میشه بهونه آوردُ عاشق نشد ؟ ^__^
 
دو جا منتظر دَرمونم .. هم که نسبت به اتفاقی ، بی حس شده باشمُ نیفتادنش دیگه مهم نباشه .. و هم وقتی دردُ رنج به منتهای خودش می رسه ، همون موقع که کارد به مغز استخون رسیده باشه .. فکردم مغز استخونِ این غائله هم کشیده شدهُ نگاه که کردم ، انقد خودمُ پوست کلفت دیدم که هنوز جا برای سوختن دارم :|
 
میتونم اینجوری توصیف کنم بیشتر این شبُ روزارو .. بیشتر از چند سال گذشتهُ هنوز ادامه داره .. فک

ادامه مطلب  

686 .  

بسم الله الرئوف
گوشیمُ سر کلاس نمیبرمُ گاهی که میام پایین ، چن تایی تماس بی پاسخ دارم که چون وقت اداری گذشته نمیشه باهاشون تماس بگیرم .. اونوخ امروز که خانمِ مسئول دوباره تماس گرفته میگه چن بار با خودتونُ آقاتون :| تماس گرفتم موفق به صحبت نشدم .. آقامون ؟ شماره شُ میگرفتم از خانومه یعنی ؟ میگفتم عذرمیخوام میشه شماره گور به گور شده رو لطف کنین ببینم کجا مونده تا حالا .. من ندارم شما دارینش ! یا چی ؟! :|
..
بابا بزرگم شُتر داشتن .. خیلی بچه که بودیمَم ه

ادامه مطلب  

حجم حضور  

نمیدانم حجم حضورت را با چه رنگی میتوان بر بوم دل به تصویر کشید؟
دست به رنگ سبز میبرم ،بر وجود خالی بوم سبزی را رها ميکنم .
سبز..همانند سبزی نگاهت و اشتیاق بذر عشق برای جوانه زدن
کمی عقب میروم ،چشمانم به آن همه سبزی خیره میماند..
شاید همسرایی آبی با سبز ، نگارنده نقش تو باشد
رنگ آبی کف دستانم را قلقلک میدهد 
آبی همانند آبی آرامش درونی ات وقتی آغوش ات امن ترین مامن دنیا میشود..
سپیدی بوم را نوازش ميکنم ..آبی ،آرام بر بوم مینشیند به آرامی نوازش هایت

ادامه مطلب  

دوست دارم دیو من...  

داستان دیو و دلبر رو شنیدے؟
دلبر عاشق دیو شد و وقتے که بهش گفت  که
دوسش داره طلسم  دیو شکست و تبدیل به آدم شد.
حالا قصه ے منو گوش کن:
زمانے عاشق یه آدم شدم ولے تا بهش گفتم  
دوسش دارم به دیو سنگدل تبدیل شد.
من هنوزم دیو رو دوست دارم حتے اگه دلبرش من نباشم..!

ادامه مطلب  

688 .  

بسم الله القدیر
خواسته بود حرف بزنهُ پرسیده بود میتونه اعتماد کنه ؟ شنیده بود که اگه خودت خواسته باشیُ صلاح بدونی آره .. به اجبار خونواده عروس شده بودُ شوهرشُ نمیخواسته / نمیخواس .. آروم گفته بود کس دیگه ای رو میخواد .. همین الان که دو تا بچه هم داره حتی .. خسته شده بود ، خواس برگرده از اشتباهش .. خواسته بودُ سخت بود براش .. حالا ـُ بعدِ این همه سال ، برگشتنُ جبران کردن ، سخت شده بود براش 
 
میدونی ؟ ممکنه هیچ وقت متوجه اشتباهت نشی یا متوجه شیُ پشیمو

ادامه مطلب  

 

از توی کوچه صدای شیون می آید .  صدای آهنگم را بلند ميکنم ولی صدای گریه شان انگار دارد توی مغزم پلی میشود . مامان گریه میکند ، بابا راه میرود و فحش میدهد ، علی هی میگوید تف به این روزگار و محمود که معنی از دست دادن را میداند هی میرود پشت پنجره و هی به من میگوید بیچاره بچه هاش ... من دارم فریدون اسرایی گوش ميکنم و توی دلم عزاداری ميکنم برایش . برای تمام زن هایی که اینطور مظلومانه مردند و به هیچ جای دنیا برنخورد . توی خانه ی ما هر کس برای چیزی ناراحت اس

ادامه مطلب  

 

از توی کوچه صدای شیون می آید .  صدای آهنگم را بلند ميکنم ولی صدای گریه شان انگار دارد توی مغزم پلی میشود . مامان گریه میکند ، بابا راه میرود و فحش میدهد ، علی هی میگوید تف به این روزگار و محمود که معنی از دست دادن را میداند هی میرود پشت پنجره و هی به من میگوید بیچاره بچه هاش ... من دارم فریدون اسرایی گوش ميکنم و توی دلم عزاداری ميکنم برایش . برای تمام زن هایی که اینطور مظلومانه مردند و به هیچ جای دنیا برنخورد . توی خانه ی ما هر کس برای چیزی ناراحت اس

ادامه مطلب  

695/1 .  

بسم الله الحافظ :)
نگه داشتُ گفتم عبادی ؟ اشاره کرد بلهُ یه کم جلوتر پرسید : هدایت ؟ 
- عبادی !
سرِ چهار راه متوجه نپیچیدنش سمت راست شدم فکردم لابد بلدتره ! میخواد میون بُری ، چیزی بره !! مستقیم رفتُ دورُ ورِ کلاهدوز 15 ، عـــــــــه میخواستین برین عبادی ! برو برو همین چهاراهُ بری بالا ، عبادیه !! ( تا کلاهدوز 15 رفته بود یعنی باید هَشت کوچه پایین برم تا برسم به چهاراه !! ) کرایه م نمیخواد صلوات بفرس .. پیاده شدمُ تا حالام که چن روز گذشته اصنم صلوات نف

ادامه مطلب  

یاد تو همیشه اینجاس،  

چی‌ می‌شد اگه آدما به جای راه رفتن، پرواز می‌کردن؟ یا اصلا آبزی بودن و محل رفت و آمدشون، دریا واقیانوس بود. شاید اینجوری مجبور نبودن با هر قدمی که بر‌می‌دارن، یاد خاطرات لعنتی‌شون بیفتن. اونوقت سنگ‌فرش هیچ کوچه‌ای، درخت هیچ خیابونی، غروب هیچ جاده‌ای، آدما رو از پا در نمی‌آورد. بنظرم کوچه، خیابون، جاده، اینا بدترین دستاوردهای بشر هستن.
این حافظه‌ی بلند مدت، انقدر سادیسم داره که اگه بعد از صدسال از یه خیابون بگذری، قدم به قدم خاطرات ک

ادامه مطلب  

یاد تو همیشه اینجاس،  

چی‌ می‌شد اگه آدما به جای راه رفتن، پرواز می‌کردن؟ یا اصلا آبزی بودن و محل رفت و آمدشون، دریا واقیانوس بود. شاید اینجوری مجبور نبودن با هر قدمی که بر‌می‌دارن، یاد خاطرات لعنتی‌شون بیفتن. اونوقت سنگ‌فرش هیچ کوچه‌ای، درخت هیچ خیابونی، غروب هیچ جاده‌ای، آدما رو از پا در نمی‌آورد. بنظرم کوچه، خیابون، جاده، اینا بدترین دستاوردهای بشر هستن.
این حافظه‌ی بلند مدت، انقدر سادیسم داره که اگه بعد از صدسال از یه خیابون بگذری، قدم به قدم خاطرات ک

ادامه مطلب  

وبلاگ - نقدی خودمانی بر "فروشنده"  

 قبل از هر چیز دوستانی که فیلم رو هنوز ندیدن، ادامه ی پست و کامنت ها رو  نخونن چرا که داستان به کلی لو می ره و در مورد این فیلم، لو رفتن داستان  یعنی از دست دادن لذتی بسیار بزرگ!!
 + یکی از موضوع ها فرعی داستان قضیه ی تجاوز است؛ می گم فرعی چون ما  تاثیراتشو رو روی شخصیت ها می بینیم، نه اینکه دلایلش ریشه یابی بشه. تجاوز از هر نوع، حتی تجاوز به حریم خصوصی فرد- مثلا بدون اجازه عکس های کسی رو دیدن یا پیام های کسی رو خوندن- غیرقابل قبول و کاملا اشتباهه.

ادامه مطلب  

وبلاگ - نقدی خودمانی بر "فروشنده"  

 قبل از هر چیز دوستانی که فیلم رو هنوز ندیدن، ادامه ی پست و کامنت ها رو  نخونن چرا که داستان به کلی لو می ره و در مورد این فیلم، لو رفتن داستان  یعنی از دست دادن لذتی بسیار بزرگ!!
 + یکی از موضوع ها فرعی داستان قضیه ی تجاوز است؛ می گم فرعی چون ما  تاثیراتشو رو روی شخصیت ها می بینیم، نه اینکه دلایلش ریشه یابی بشه. تجاوز از هر نوع، حتی تجاوز به حریم خصوصی فرد- مثلا بدون اجازه عکس های کسی رو دیدن یا پیام های کسی رو خوندن- غیرقابل قبول و کاملا اشتباهه.

ادامه مطلب  

شهاب حسینی - یادداشت شهاب در مورد اتفاقات اخیر آمریکا  

 شهاب حسینی به سینماگران هالیوود پیشنهاد داد تا با توجه به اقدامات  رییس جمهور جدید آمریکا، دوباره ساخت فیلمی درباره پادشاهی به نام  نمرود را در دستور کار خود قرار دهند  شهاب حسینى برنده جایزه بهترین بازیگر جشنواره کن پس از واکنش‌ ترانه  علیدوستی و اصغر فرهادی نسبت به اعمال محدودیت برای سفر اتباع ایرانی به آمریکا و تحریم مراسم اسکار، یادداشتی را منتشر کرد این بازیگر نوشته است: هم اوست یگانه مالک مطلق، افسوس که جهانِ امروز در فرایندی مت

ادامه مطلب  

شهاب حسینی - یادداشت شهاب در مورد اتفاقات اخیر آمریکا  

 شهاب حسینی به سینماگران هالیوود پیشنهاد داد تا با توجه به اقدامات  رییس جمهور جدید آمریکا، دوباره ساخت فیلمی درباره پادشاهی به نام  نمرود را در دستور کار خود قرار دهند  شهاب حسینى برنده جایزه بهترین بازیگر جشنواره کن پس از واکنش‌ ترانه  علیدوستی و اصغر فرهادی نسبت به اعمال محدودیت برای سفر اتباع ایرانی به آمریکا و تحریم مراسم اسکار، یادداشتی را منتشر کرد این بازیگر نوشته است: هم اوست یگانه مالک مطلق، افسوس که جهانِ امروز در فرایندی مت

ادامه مطلب  

687 .  

بسم الله منزل البرکات :)
زَهوارم در رفته ستُ پنچرمُ فیســــــــــــــــــــ .. چن ساعتی توو حیاط خلوت بودمُ گلدونارو عوض کردمُ بالاخره باغچه رو با کاشت خرده چیزایی افتتاح نمودیمُ کمی هم رنگُ تینرکاری .. برف میباره روو سقف حیاط خلوت ، عین دونه های نرم شده کریستالُ شیشه که پاشیده شن روی سطحِ طلقی ، زندگی میباره از آسمونُ دعا دعا که الهی برا همهُ همه جا خیر باشهُ رحمت .. الهی که تنی لخت نمونده باشهُ سردش نباشه هیچ وخ .. الهی که آمین 
 
هفته شلوغی د

ادامه مطلب  

بازگشت  

بلاخره بعد دو سال به شهرم برگشتم.کارای انتقالیم درست شده
دروغه بگم حس خیلی خوبی دارم و خوشحالم چون واقعا نیستم
از شانس خیلی خوبم دقیقا روزی اومدم که اهواز تو بدترین شرایط ممکن خودش بود
یکم خنگم آبی دریا رو گذاشتم و اومدم کارون بی آب و ببینم ...به هر حال که باید یکروز بر می
گشتم.حاجی کلی غر زد و حتی یکجورایی با هام سر سنگین شد ..ولی میدونم بازم از راه دورم
هوامو داره ...اخه اون تنها مردی که از همه مردتر بدون بلوف و حرفهای الکی همیشه هست
اینجا از ا

ادامه مطلب  

مرثیه سبک دار شهادت حضرت زهرا،شاعر رسول چهارمحالی(ساقی  

مرثیه ماتم حضرت زهراشاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)...............................واویلا آه وصد واویلا (3)...............................ببین دلم که بی تابه،چشای من که بی خوابهز داغت ای گل یاسم،لبام مرثیه می خونه(2)
ز داغ تو دلم پر غم،می خونه مرثیه واسه غم،که جام من رو پر کرده
به یاد کوچه و غم تو،جنین رفته از تن تو،غم این دل و پر کرده
تو روضه ها دلم شده غم،با بچه هات شده جای غم،شده زینب تو زیب غم
خونه دار منه گل من،تسلا می ده این دل من،می خواد بشه تسلای غم
روی لبش رو

ادامه مطلب  

692 .  

بسم الله القادر
کلاس زبانُ دو هفته ای میشه ( یا سه هفته ؟ ) که میرم :) یعنی اون میاد :| آنلاینُ برخط .. دمِ تکنولوژی هم گرم .. انگلیسی یا اسپانیایی ؟ با افتخار " عربیــــــــــــــــــــــ " ^__^ ممکنه آخرش ، چیزی یا کاره ای بشم توو عربی ؟ خیر ! هیچ قولی که نمیدم سعیمَم نميکنم صابونیَم به جایی نزدم :| ممکنه خِنگی باشه یا مقادیری از چیزای دیگه که باعث شده بعدِ سیزده سالی که با این زبون سرُ کار دارمُ این هَف سالی که مشغول ترجمه متون هستم هنوز در حد احوال

ادامه مطلب  

به طریق این(طریقت) به همین نگاه مستم  

 
 
 
 
 
۩۩۩ ☫ به طریق این (طریقت) به همین نگاه مستم☫۩۩۩
 
 
 
  
 
ز غمت دوباره امشب به قدح پناه مستمبه همان قدح که دیشب به سراغ ماه مستمچو غمت به خانه اى دل به زیاد تنگ آمد،من بی‌هنر تو بنگر به هجای آه مستممن از این ستاره هائی ،که به شب همی كند ناز،به یقین رسیدم آخر ،که دَمی به چاه مستم به همان نگاه اول ،که به شهر عشق میبرد،كه به عمر خویش گویا چو دوای راه مستمشب غم دراز باشد ،چه کنم ،چه چاره سازم؟ به گمان ِشوق وصلت دل بی‌گناه مستم تو بگو ز خلو

ادامه مطلب  

به طریق این(طریقت) به همین نگاه مستم  

 
 
 
 
 
۩۩۩ ☫ به طریق این (طریقت) به همین نگاه مستم☫۩۩۩
 
 
 
  
 
ز غمت دوباره امشب به قدح پناه مستمبه همان قدح که دیشب به سراغ ماه مستمچو غمت به خانه اى دل به زیاد تنگ آمد،من بی‌هنر تو بنگر به هجای آه مستممن از این ستاره هائی ،که به شب همی كند ناز،به یقین رسیدم آخر ،که دَمی به چاه مستم به همان نگاه اول ،که به شهر عشق میبرد،كه به عمر خویش گویا چو دوای راه مستمشب غم دراز باشد ،چه کنم ،چه چاره سازم؟ به گمان ِشوق وصلت دل بی‌گناه مستم تو بگو ز خلو

ادامه مطلب  

اسكيزوفرني، حرفام با دوست خياليم...  

-یادت نیست چقد ازش بد میگفتی ؟ تو همین وبلاگ چقد ازش بد نوشتی +اره نوشتم، واقعی هم بود ، مثلا بضی اوقات پیامامو میخوند ج نمیداد -خب حالا هم كه ولت كرده، +خودتم میدونی، به اجبار ولم كرد، البته نه هنوز كامل، ولی ،-ولی ولت كرد دیگه،+اره- ... +عاشقشم،، بفهم اینو،- الان تو بفهم ، به موضوع چی كار داری ، عاشقت بود، كله دنیا خراب میشد رو سرش تورو ول نمیكرد اونم به این بهونه ت خ م ی!+ هر روز به یادش گریه میكنم ، اخه اولین بار بود عاشق میشم ، حسه عاشقی نسبت به

ادامه مطلب  

اسكيزوفرني، حرفام با دوست خياليم...  

-یادت نیست چقد ازش بد میگفتی ؟ تو همین وبلاگ چقد ازش بد نوشتی +اره نوشتم، واقعی هم بود ، مثلا بضی اوقات پیامامو میخوند ج نمیداد -خب حالا هم كه ولت كرده، +خودتم میدونی، به اجبار ولم كرد، البته نه هنوز كامل، ولی ،-ولی ولت كرد دیگه،+اره- ... +عاشقشم،، بفهم اینو،- الان تو بفهم ، به موضوع چی كار داری ، عاشقت بود، كله دنیا خراب میشد رو سرش تورو ول نمیكرد اونم به این بهونه ت خ م ی!+ هر روز به یادش گریه میكنم ، اخه اولین بار بود عاشق میشم ، حسه عاشقی نسبت به

ادامه مطلب  

bad day  

جرقه ی ناگهانی که دیشب تو ذهنم خورد وقتی خانوم نون برام دفتر مدار منطقیشو اورد و ازم خواست بهش توضیح بدم.منم بهش توضیح دادم و تو این فکر افتادم برم به استاد خوشگله بگم میخوام حل تمرین بچه های برق بشم....وقتی همون لحظه جرقه ی ذهنیمو به خانوم نون که کنارم نشیته بود گفتم خندید و گفت''من نمیزارم....من نمیزارم تو حل تمرین ما شی...اصلا تو پسرای مارو نمیشناسی.تو نمیتونی و...''
موضوع به اینجا ختم نشد!من قضیه رو به آقای الف هم گفتم.آقای الف هم عکس العملی مشاب

ادامه مطلب  

خسته  

خسته ام.خس ته....و بر خلاف دانشجویان دیگر هیچ چیزی از تعطیلات بین دو ترم نمیفهمم.سرم توی لب تاپ است از ظهر تا آخر شب.تریس ميکنم جواب نمیدهد سرم را میکوبم به در و دیوار جواب نمیدهد و....عه جواب داد....ولی بابت این تریس فقط جواب داد....و روز موعود نزدیک است یعنی روز ارائه پروژه و من له شده ام.....له...خسته ام...خسته....چندین روز است که مدام در استرس و تلاش بوده ام ...چندین روز است که یک روزش هم بدون  تلاش نگذشت و این تلاش و  تکاپو با استرس برایم هیج لذتی نداشت..

ادامه مطلب  

خسته  

خسته ام.خس ته....و بر خلاف دانشجویان دیگر هیچ چیزی از تعطیلات بین دو ترم نمیفهمم.سرم توی لب تاپ است از ظهر تا آخر شب.تریس ميکنم جواب نمیدهد سرم را میکوبم به در و دیوار جواب نمیدهد و....عه جواب داد....ولی بابت این تریس فقط جواب داد....و روز موعود نزدیک است یعنی روز ارائه پروژه و من له شده ام.....له...خسته ام...خسته....چندین روز است که مدام در استرس و تلاش بوده ام ...چندین روز است که یک روزش هم بدون  تلاش نگذشت و این تلاش و  تکاپو با استرس برایم هیج لذتی نداشت..

ادامه مطلب  

 

سلام
چه کادر خوشگلی اضافه کردی
دسته گلت درد نکنه
فردا امتحان اساسی دارم 
از صبه دارم اونو میخونم
البته همه کاغذرو با اسمت پر کردمو ی کلمم نخوندم
الانم دارم عکستو نقاشی ميکنم
انقد لامصب حرف دارم نمیدونم چی بگم
بابته اینکه به سایت میرسی هم به قول خودت میسی
 
 

ادامه مطلب  

693 .  

بسم الله القدیم :)
گذشته های گذشته ... 
خانم نوروزی دبیر هندسه / حسابان (؟ ) سال دوم دبیرستان .. خانم سفید پوستِ توو دل برویِ خوش زبون .. گاهی شعر مینوشتن پای تختهُ ازمون میخواستن راجع بهش فکنیمُ حرف بزنیم .. بعدا هر جای راه که میموندم ، مرور شعرای به یادگار مونده محکمم میکرد :)
خیلی سال گذشت حالاها بین تموم معلما ـُ دبیرای فراموش شده ، لابلای خاطرات رفتهُ دور شده ، یه نفر هنوزززززززز لبخند می زنهُ نفسِ گرمش ، دلمُ قیلی ویلی میدهُ کاممُ شهد میکنه .. ت

ادامه مطلب  

 

تنها چیزی که این روزا میتونه خوشحالم کنه دون پاشیدن ولسه گنجشکاست . یه ظرف بزرگ گندم گذاشتم روی میز کنار دستم و صبح به صبح یه مشت میپاشم رو بالکن اتاقم . بعد گوش تیز ميکنم تا صدای نوک زدناشونو بشنوم . فکر کنم حداقل پنج شیش تا باشن . تا حالا موقع دون خوردن نگاهشون نکردم . دوس ندارم بترسونمشون . راستی شنیدین میگن گرد مرگ نشسته بود رو تنش ؟  پارسال با مسی رفته بودیم بیرون. وقتی داشتیم برمیگشتیم دم در وایسادیم برای خداحافظی یهو یه صدای جیغ مانند شنی

ادامه مطلب  

 

تنها چیزی که این روزا میتونه خوشحالم کنه دون پاشیدن ولسه گنجشکاست . یه ظرف بزرگ گندم گذاشتم روی میز کنار دستم و صبح به صبح یه مشت میپاشم رو بالکن اتاقم . بعد گوش تیز ميکنم تا صدای نوک زدناشونو بشنوم . فکر کنم حداقل پنج شیش تا باشن . تا حالا موقع دون خوردن نگاهشون نکردم . دوس ندارم بترسونمشون . راستی شنیدین میگن گرد مرگ نشسته بود رو تنش ؟  پارسال با مسی رفته بودیم بیرون. وقتی داشتیم برمیگشتیم دم در وایسادیم برای خداحافظی یهو یه صدای جیغ مانند شنی

ادامه مطلب  

سخنان بزرگان درباره اهمیت کتاب و کتابخوانی  

محیط طباطبایی:
به نظر من، کتاب بیش از درس و معلم به انسان می آموزد. من نُه دهم معلومات خود را از کتاب آموخته ام و یک دهم را از معلم و درس.
اینشتین:
افکار و اندیشه های انسان به گونه ای است که ممکن است فقط خواندن یک کتاب پایه اندیشه ها و افکار انسان را بر مبنای جدید یا در مسیر خاصی قرار دهد و چه بسا ممکن است کتابی مسیر سرنوشت میلیون ها انسان را در راه مخصوصی بیندازد.
مُنْتِسکیو:
من هیچ غمی نداشتم که خواندن یک صفحه کتاب از بین نبرده باشد. کتاب، عمر دو

ادامه مطلب  

سخنان بزرگان درباره اهمیت کتاب و کتابخوانی  

محیط طباطبایی:
به نظر من، کتاب بیش از درس و معلم به انسان می آموزد. من نُه دهم معلومات خود را از کتاب آموخته ام و یک دهم را از معلم و درس.
اینشتین:
افکار و اندیشه های انسان به گونه ای است که ممکن است فقط خواندن یک کتاب پایه اندیشه ها و افکار انسان را بر مبنای جدید یا در مسیر خاصی قرار دهد و چه بسا ممکن است کتابی مسیر سرنوشت میلیون ها انسان را در راه مخصوصی بیندازد.
مُنْتِسکیو:
من هیچ غمی نداشتم که خواندن یک صفحه کتاب از بین نبرده باشد. کتاب، عمر دو

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
بروز شده ها
    آخرین مطالب سایت
    تبلیغات
    ورود به کانال تلگرام