تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


 

بنام خدا...خدای بخشنده و ستارالعیوب
خدایا حال خوبی ندارم.سوره لقمان خوندم.آروم شدم ولی حوصله هیچ کاریو ندارم.خودت کمکم کن‌.باید به زندگیم سر و سامون بدم‌.تازه میفهمم زندگی یعنی چی.چقدر غرق این گناه شده بودم که هنوزم که هنوزه آثار بدش تو زندگیم مونده و عذاب میکشم وقتی میاد تو ذهنم.
خدایاخسته ام از فصل سرد گناه
و دلتنگ روزهای پاکم
بارانی بفرست
چتر گناه را دور انداخته ام
 
خدای مهربونم بابت تک تک لحظات حساس این ۴۷ روز که هوامو داشتی ازت ممنونم.چ

ادامه مطلب  

 

دیشب رفتیم خواستگاری :-)
برای داداش جان البته که من نمی خواستم برم منوکشون کشون بردن :-)
رفتیم اونجادیدیم عه ایناکلی اشنابودن خبرنداشتیم ما
تاساعت نه شب فقط درموردمسائل حاشیه ای حرف زدن 
اخرش من گفتم دخترخانومتون نیستن ؟
وبعدعروس خانوم بامیوه واردشد 
رک میگم من یکی که خوردتوذوقم :-(
خیلی خانواده ی خوبین ولی قیافه ی دختره به دلم ننشست :-(
ولی داداشم میگه من خوشم اومده:-\
پ.ن دیروزصبح نشستم اهنگ گوش دادم و گریه کردم فقط
باتچکرازبانوی عزیزکه اهنگ

ادامه مطلب  

فقط+نوشت  

+اخه دیگه اهنگیم مونده که تیوی ما زیر صدا نذاشته باشه!؟؟؟
همین الان زیر صدای ابلیغشون اهنگ your beautifulبووود دریغ از یه ذره خلاقیت

ادامه مطلب  

پارسال...stop looking for happiness in the same place u lost it  

چرا از احساسات قدیمی فقط اون بد هاش همراه آدم میمونه؟هیچ حس مثبت و خوبی ب "م" ندارم فقط روحم زخمیه...نمیدونمم کی زخماش خوب میشه...,موقع امتحان هم بیشتر یاد زخمام میفتم...مث بچگی ها ک دوست داشتم زخمامو بکنم الانم انگار دوست دارم خودآزاری کنم هی این خاطراتو نبش قبر میکنم
*انقدر مرد نبودی ک بیای رو در رو شی باهام و بهم بگی... انقدر اذیتم کردی تا خودم با پای خودم برم...
^میدونی هرکی جای تو بود این حرفو میزد حسابشو میرسیدم...بهت گفته بودم هرچی هم بگی هرچقد

ادامه مطلب  

روز اول درس  

امروز 8 ک نه ساعت 9و نیم بیدار شدم..
بعدش کلی حمالی کردم و اتاق و مرتب کردم
و نواحی دیگر:/
26صفحه درس خوندم:/
پرخوری هم گزارش شده:/
با یونس کلی اهنگ خوندیم و مسخره بازی دراوردیم:/
الان سرم گیج میره:(
بابا عصبیه
اوه اوه
الان میخام عکس فائزه رو بکشم:)

ادامه مطلب  

 

 
فائزه....
fafa
رفتی و در دل هنوزم حسرت دیدار باقی حسرت عهد و وداعم با دل و دلدار باقی عقده بود اشکم به دل تا بیخبر رفتی ولیکن باز شد وقتی نوشتی یار باقی کار باقی آمدی و رفتی اما با که گویم این حکایت غمگسارا همچنان غم باقی و غمخوار باقی

ادامه مطلب  

گوهر  

گوهرجان...من حالم متغیره!یك روز دلم میخواد اصلا تورو توی غمم شریك نكنم چون میدونم خودتو غرقش میكنی یه روزم دلم میخواد فقط تو باشی كنارم ! چون تو تنها كسی هستی كه حرفامو اون چیزی كه هست میشنوه!نه كمتر نه بیشتر!بدون هیچ قضاوتی ! من فاصله رو دوست ندارم رفیق جان ...اینقدر از فاصله نگو!!!تو هنوزم منو نشناختی!بعضی وقتا از دلتنگی زیاد حتی نمیخوام جوابتو بدم،دلم میخواد پاكت كنم...انگار كه اصلا وجود نداشتی ! پیاماتو نصفه نیمه میخونم و میگم : حتما طرف اشتبا

ادامه مطلب  

روزی که رفت  

 
اینم از اربعین.
راستش کار بخصوصی نکردیم، جز استراحت!
دیشب، یکی قفل در حیاط رو، دااااااااغون کرده بود!
یکبار صبح رفتم سراغ درست کردنش، همه بسته بودند.
عصر هم یک دور زدم، باز همه بسته بودند!
نشستم دو تا قفل رو کردم تو هم و، یک قفل نو از توش در آوردم!
حس می کنم یکی، داره شیطنت می کنه.
اینکه اول دوربین ها مونو می دزدند، بعد یکی میاد و اینجوری قفل رو چرخ می کنه تو هم،
به نظرم یک نفوذ یواش یواش باید حساب بشه!
نمی دونم
حضرت علی می گه امنیت، نعمتی است که

ادامه مطلب  

55  

دلم میخواد بمیرم 
هیچ امیدی ندارم 
خدایا کمکم کن 
خوشحالم که چند سال به مرگ نزدیک تر شدم 
امیدوارم جایگاهم توی اون دنیا آرامش باشه 
دلم گرفته 
من تحمل این دنیا رو ندارم 
من تحمل آدم ها رو ندارم 
خسته ام 
خسته 
غمگین 
دلشکسته 
تنها 
بی عشق 
بی احساس 
آخ خدایا 
دلم میخواد بخوابم 
هیچ وقت بیدار نشم 
 باز باید برم سراغ سرترالین :/

ادامه مطلب  

رقص و شادی بکنیم  

دو سه روز گذشته خیلی کمر دردم بهتر شده بود. همینجوری راه که میرفتم یه اهنگ شاد گوش میدادم و زیر پوستی و نرم میرقصیدم .
خیلی حس خوبیه. راه بری و درد نداشته باشی. چقدر نعمت هست و حواسم بهشون نیست. تا از دست ندی قدر نمیدونی. همین دیدن شنیدن راه رفتن و غذا خوردن. چقدر دلیل واسه شاد بودن و رقصیدن هست.
چرا ادما نمیرقصن همینجوری. تصور کن تو خیابون موقع راه رفتن همه با رقص و شادی رد بشن. 

ادامه مطلب  

post 20  

سلام.سلامی پر از درد و غم
حالم بدجوری گرفته ست ،انتظار داشتم الان بیام و بنویسم كه رفتم خواستگاریش و ما به هم رسیدیم و فریاد بزنم كه  به عشقم رسیدم،
خیلی بدشد ،نمیخوام این چند روز رو بنویسم فقط این رو مینویسم من و عشقم كه براتون گفتم راهمون از هم جداشد برای همیشه فراموش شدم نمیدونم چرا نخواست بشه خانومم نمیدونم چرا؟
با اینكه میدونم هنوزم دوسم داره و جز من كسی رو نداره چرا تموم شد برای همیشه؟
خیلی سوال دارم از خودم میپرسم و جوابی برای دلم ندار

ادامه مطلب  

شانس صبحی من  

فکر کنید یه چیزی که فکر نمیکنی هیچوقت دیگه پیداش کنی احساس میکنید یه
جای دوره دستت بهش نمیرسه .
این میتونه عکس باشه میتونه کس باشه میتونه
شی گم شده باشه ..یاحتی اهنگ اره اهنگ خارجی که من حتی اسمشم
نمیدونستم و جز معدود اهنگ خارجیای دوستداشتنی دوران نووجونی منه که خیلی
دوسش داشتم
قبلنا یه جا گوش میکردم زیاد ولی بعدش گمش کردم ... تو فکربودم
تو نت دانلودکنم ولی  فارسی نیس که اگه اسشم بلدنباشم یه تیکه اهنگو بنویسم
هیچی و هیچ ....ولی امشب رفتم یوتی

ادامه مطلب  

 

خاک سرد نبود،
منو از تو سرد نکرد،من هنوزم دوستت دارم،گاهی میون روزمرگی ام یادت می افتم،اخرین عکسمون،تو میخندی،من نه
تو.خاص بودی،سفیدی موهات هم با بقیه مادربزرگ ها فرق داشت
بعد از تو از اون کوچه گذر نکردم،
دستای لرزونت که اشکامو پاک میکرد،هنوز گرم بود،اما چهره ات گرمی نداشت،
یک سال شد که تو رفتی،که ندارمت،هنوز کسی نتونسته با لحن تو صدام کنه مونا جان.

ادامه مطلب  

شب گری هام1  

اومدیم خونه بابابزرگم دیگه خیلی مامان بزرگم اصرار کرد که برا شام بمونیم و موندیم دیگه
پاشد که بره غذا درست کنه منم رفتم موهامو شونه زدم و رژمو از کیفم دراوردم زدم به لبم
و رفتم تو اشپزخونه و کمک مامانوبزرگم کارش تموم شد و رفت بیرون منم یه اهنگ توپ 
گذاشتمو و شروع کردم که اشپزخونشونو تمیزکنم دیگه جارو کردم گردگیری کردم ظرفاشم
شستم و اومدم بیرون متاسفانه تلوزیونشون خراب شده بود دیگه رفتم سراغ کتابم و بعدم
اومدم وب کاش بابام زودتر میومد شام م

ادامه مطلب  

وکیل  

ناراحتم می کنه
دلمو تا ته میسوزونه
میخنده و وادارم میکنه وقتی که بغض دارم، بخندم.
چرا به من فک نمیکنه؟
چرا واسه منو تصمیمام ارزش قائل نمیشه؟
فیلمه همه ی آرزوهای من بود ...
هنوزم قبول نمیکنه
میندازه سر خودم
سیبو به پرتقال ربط میده
ولی من دیگه یه بچه دوساله نیستم.
امشب دلم سوخت
واسه خودم
خیلی سوخت ...

ادامه مطلب  

اسممو میذارم احمق محض...  

دیوونگی محض یعنی اینکه هنوزم وقتی بخاطرش پست میذارم میام میبینم کامنت دارم تا کامنت باز شه دلم از جاش بزنه بیرون تا خدایا کاش خودش باشه...
دریغ از اینکه الان دوتامونم تو یه دنیای دیگه ایم...
اگه مثله امروز هر روز هم تو یه خونه باشیم حتی نمیتونیم به هم سلام درست و حسابی بدیم...چون کنار هر کدوممون یه نفر دیگه هست...
 

ادامه مطلب  

=/  

خنده من از سر ذوق نیست....از سر بی خیال شدن وحشتناکمه....اینبار بیشتر از گذشته میگم اشتباه کردم....اشتباهی با هم تصادف کردیم....تقدیر کشکه درست مثه حضور تو
پی نوشت: من فرصت سر زدن به وبلاگ کسیو ندارم پس تازه واردا به امید نظر گرفتن نظر نذارن که بسی کار بیهوده ایست...
پی نوشت: ببخش که دیگه حوصلتو ندارم....

ادامه مطلب  

ندارم هم....  

دردِ پنهانِ قصه های منیوقتِ بارانِ تندِ پاییزیفالِ بودن کنارِ هم را کیتوی فنجانِ قهوه میریزی ؟..تا کجا گریه را یدک بکشم ؟غصه ها را کجا پیاده کنم ؟کسر های نبودنت را همبا چه حرفی به عشق ساده کنم ؟..با چه لحنی تـو را صدا بزنمتا به شهری که نیست برگردی ..در هیاهوی رفتنت ای کاشجمعه را مُبتلا نمی‌کردی .....دوستت دارم و ندارم هم ..خسته ام از هوا و حالِ خودمرفته ای تا به غیرِ من برسیتا بپیچم به دست و بالِ خودم .....بغضِ این شعر اتفاقی نیست !درد ها را خودت رقم

ادامه مطلب  

 

سلام
دلم برات تنگ شده.... 
منشیم میگه، شما چون از وقتی ازدواج كردین هیچ جاذبه ای نداشته زندگیتون كه هیچ، سختی هم زیاد كشیدین، برا همین همش میخواین برگردین عقب و دلتون تنگ میشه برا گذشتتون
راست میگه شاید
به قول مهدیه زنداداشم اینقدر كرك و پرم رو چیندن كه هیچی آزم نمونده
ننیدونم هنوزم احساسم رو میفهمی یا نه
كه الان داره اشمام از صورتم میاد پایین....
دلم برا هیشكی تو دنیا تنگ نمیشه هیچوقت
ولی بدجور دلم تنگته....
مجید... دلم خیلی گرفته...

ادامه مطلب  

معجزه میخواهم  

خدایا یک معجزه میخواهم برای دلخوشی
مدتهاست هیچ دلخوشی ای ندارم
سالهاست که چیزهایی را از تو میخواهم اما 
نمیدانم به کدام حکمتت نمیدهی..
ناشکری نمیکنم اما خسته ام..
صبر هم حدی دارد..
دیگر توان روبرو شدن با مشکلات را ندارم..
فقط میخواهم به دادم برسی..
معجزه ای کن.

ادامه مطلب  

 

اینترنت خونم افتاده بود..اووووف
دریغ از مثل ادم درس خوندن :/ موندم فردا میخوام چجوری واسه رزیدنتی بخونم والااا اصن نمیتونم..همش خوابم میاد چای و قهوه اصلا اثر ندارن..از خواب چشمام میسوزه..خیلی خوب داشتم جلو میرفتم...البته شاید واسه اینه که دارم دوره میکنم..حوصله ی دوره ندارم..
امروز نرفتم بیمارستان..یعنی خواب موندم و وقتی پاشدم دیدم اصن امرروز لازم نیست که برم..باز یه لکه هایی افتاده رو گردنم :/ دیکه خسته شدم..به درررک اصن sle باشه چی کارش کنم :/
شاد

ادامه مطلب  

9 شهریور 1395  

امروز صبح رفتم پیش دکتر
تو هم اومدی
دکتر بهم گفت اگه قراره ادامه بدی باید مدیریتش کنی
جالب بود که گفت صدات کنم تو هم بیای
حس عجیبی بود
نمیدونم درسته یا نه
نمیدونم نتیجه داره یا نه
میترسم
میترسم از عکس العمل بقیه
اینکه نمیدونم قراره چی بشه عصبیم میکنه
دکتر خیلی حرف زد باهامون
وای حاج خانوم چقدر جدی بود بهت گفت برو من حرفی ندارم باهات
بعدم با چوب زدت
دکترم که جفتمونو کتک زد
بعدش شیرینی گرفتیم رفتیم پیش مهندس اسی :)) که هنوزم چشمم تو اون شیرینیاس

ادامه مطلب  

من جز قلب تو جایی ندارم  

امشب شب اربعین از خدا میخوام بهترین ها واستون اتفاق بیفته کاش تو ک بهترین منی تو زندگیم بیای تا همیشه بمونی.دیگه طاقت این دوری رو ندارم.کاش بودی و من اینقدر تنها نبودم.همین ک یادت منو تنها نمیزاره واسم کافیه.مهربونم تا وقتی نفس میکشم منتظرت می مونم.امشب نذری هر ساله داریم آش گندم .کاش سال اینده کنار هم باشیم

ادامه مطلب  

پست صد و سیزده  

دیگه کم کم باید با بهار خداحافظی کرد. بهار دوست داشتنی من...
خرداد امسال پر از اتفاقای خوب بود. کار و دانشگاه و کلی روزای قشنگ. تنها اتفاقی که حسابی اذیتم کرد، فوت پدرِ مهندس جان بود که هنوزم وقتی فکر می کنم، درست مثل روز اول ناراحتم می کنه. روحشون شاد و پر از آرامش باشه.
بودنم توی تیم بچه های کارشناس شرکت، اولین اتفاق قشنگ این ماه بود. خیلی خوب از همون روز اول باهم صمیمی شدیم و خیلی بهتر تو روزایی که می گذشت از هم چیز یاد گرفتیم. حیف که تا ده روز د

ادامه مطلب  

3  

از رفت وآمد خسته شدم 
کاش یجوری خدا کمک کنه یکم آسونتر شه 
شنبه هارو دوس ندارم کلاس شیمی بخاطر بعضی آدماش آزارم میده 
 دلم میخواد از شیخ خبر بگیرم ویچی بش بگم نمیدونم چطوری !!
 امروز میخواستم برم خونه علی نبودن 
 شبش میخواستم برم خونه عمم نشد 
کلاس کنسل شد باکلی خوشحالی اومدم خونه بدتر خورد توحالم 
 اصلا حوصله ندارم بیام خونه دلم میخواد همش برم کلاس اما خب خسته هم میشم دلم میخواد استراحت کنم توخونه 
 اگه ....م نبود من خیلی راحت تر بودم قشنگ ا

ادامه مطلب  

 

خدایا پشیمونم
خدایا میبینی چجوری آرامش میخوام؟!
خدایا اگه قید همه چیو بزنم قول میدی اون طوری که میخوام برام یه تکیه گاه بفرستی؟ خدایا غلط کردم
خدایا گه خوردم
خدایا من چیکار کنم.که تو برام یه همدم بفرستی؟! خدایا من خودخواهم
خدایا خودت کمکم کن
من توانشو ندارم......من توانشو ندارم.......

ادامه مطلب  

دلم داغـــــــــــــونه....  

خدایا هیــــــــــچی ازت  نمیخام جز یه ارامش 
از دنیات خستم خودت از دلم خبر داری خودت از حالم خبر داری
خودت از ارزوهای هرشبم خبر داری پس چرا به حرف دلم گوش نمیدی؟چرا توهم میخای اذیتم کنی؟خدایا اندازه همین دنیات دلم یه دنیا گرفته خودت کمکم کن .دیگه اهنگ گوش دادن هم ارومم نمیکنه ....
 
http://s9.picofile.com/file/8275460634/sib_sorkhi_ghadam_navadiha_ir.mp3.html
 

ادامه مطلب  

59  

زندگی جدید 
همون شرایط قدیم 
دیگه تحمل ندارم 
از اینکه اینقدر سنم زیاد شده ناراحتم 
دلم برای جوونی تنگ شده 
احساس میکنم مسموم شدم 
حالت تهوع دارم 
احساس افسردگی دارم و این باعث میشه درس نخونم 
نمیدونم میتونم قوی باشم یا نه؟  
سخته قوی بودن 
متاسفانه احساس غم هنوز با منه 
کمی از استرس هام کم شده ولی به جاش احساس غم جانشین شده 
چقدر بده که آدم خودش رو دوست نداشته باشه 
این روزها خودم رو دوست ندارم

ادامه مطلب  

 

-كل امروز هرچی میخوردم سیر نمیشدم، الانم واسه شام دو تا تخم مرغ با روغن زیتون نیمرو كردم، یه بشقاب پر قرمه سبزی خوردم، بعدش دوتا خرمالو خوردم هنوزم گرسنه م و دارم میخوابم
-خودمو با موی مشكی بیشتر از هر رنگ دیگه اى دوس دارم
-انقدر لباس دارم كه حد نداره، اگه از روز اول سال هر روز یه دست ست كنم بازم تموم نمی شن، با این حال بازم لباس میخرم و میخرم، هر وقتم میرم سر كمدام عذاب وجدان منو خفه میكنه
-به خودم قول میدم از فردا تمركز كنم رو هدفم و اونو نسبت ب

ادامه مطلب  

خدایا خسته شدم  

خدایا دیگه تحمل ندارم دیگه توان ندارم تا کی باید تنهای بکشم تا کی بی کسی رو تحمل کنم چرا هیچکس از من خوشش نمیاد چه گناهی به درگاهت کردم اینقدر زجرم میدی تو که هیچکسی رو قبول نداری به خودت قسم دارم از تنهای میمیرم تو که هیچی از زندگی از تنهای من نمی فهمی نمی دونی چه حالی دارم چقدر می خوای اذیتم کنی تامل تنهای ندارم هر روز تنها میشم چرا به خاطر گناهی که خودم هیچ نقشی در ان نداشتم عذاب می بینم عشق و خوشبختی این زمونه واسه اونهای که ظاهر خوبی دارن ه

ادامه مطلب  

1087  

امشب قشنگ وزغمو اوردم نشوندم کنارم و گفتم "آزادی!یکی یکی نتونستنامو بگو،نشدنامو بگم،از دست داده ها مو بگو،بگو که چه کارایی نمیتونم بکنم،بگو که چن بار تلاش کردم و نشده،بگو که چقد اشتباه کردم.خلاصه که یه شب افسرده ی جمعه ای بساز قشنگ و کیفتو ببر.اصلنم نگران نباش چون حوصله ی هیچ کاری ندارم و تازه هارد و هندسفری هم ندارم و تازه یه عالمه لباس دارم واسه مرتب کردن.امشب شب توئه."داره قور میزنه همینجور.

ادامه مطلب  

دوباره عاشقت شدم  

"به نام خدا"
امشب دوباره عاشقت شدم..بازم همون شبهای معروف عاشقی..دقیقا مثل همون موقعی که این عکسو فرستادی
 
دوست دارم،مثل اولین بارون پاییزی
مثل راه رفتن روی برگهای خشک و سکوت و صدای خش خش
مثل یه نوشیدنی داغ وسط برف و بوران
 
میثم دلم آغوشتو میخواد..هنوزم فراموش نکردم اولین باری که دیدمت رو
هنوزم اون خنده ی خوشگلی که رو لبات بودو فراموش نکردم و نمیکنم
اون لحظه دلم میخواست جوووری بپرم بغلت که همه بفهمن،
من واسه غرق شدن تو آغوشت از هییییچ کس اجاز

ادامه مطلب  

 

گاهی وقتا آدم حوصله ی خودش رو هم به زور داره و دقیقا همون روزه که همه ی عالم و آدم باهات کار دارن و تو فکر میکنی با خودت کاش یه امروز تو رو فراموش کرده باشن!اینجاست که میگن : تنهایی طلاست!کاش یه دکمه رو سرم داشتم که با روشن شدنش مردم میفهمیدن که امروز حوصله ی هیچ آدمی نداری!ندارم حوصله صداشونو...ندارم! چه برسه بتونم وجود فیزیکیه کسی رو تحمل کنم!بذارید تو سکوت آدما فکر کنن .فردا صبح که از خواب بیدار شدن حالشون خوب میشه خوب. فقط یک امروز اعصاب رفته ت

ادامه مطلب  

روزهای آخر کورس شیرین زنان//استاژری  

دیشب کلیییییی دیر خوابیدم حالا صبحم کلاس داشتم..
امروز زایمان رو مولاژ داشتیم..نحوه ی اپزیوتومی..خیلی خوب بود..خانم دکتر با حوصله کلی واسه ادم توضیح میدادن..خدا خیرشون بده...تنها بخشی که واقعا همه جوره عالی بود..استادای مهربووون و بار علمی زیاد..خداییش خوب بود..
بعدشم رفتیم دریا..کوچ پشت سر پرنده ها...خدایاا عااالی بود
به 2 تا از اهنگ های شاهین نجفی علاقه مند شدم...
تو ماشین بودم خانم دکتر عشششششششق ش.ک من و دیده حالا خودش دارهبا تلفن حرف میزنه و می

ادامه مطلب  

101اُمين چيز: روزهای بی اعصابی!  

می مخور با همه کس تا نخورم خون جگربنـده اعصـاب ندارم به خـدا میخـورمـت!!!
بعد از یه مدت اتفاقای ناراحت کننده ی فراموش نشدنی، حتی شعر هم یه زمینه میشه برای تخلیه ی اعصاب! چه خوبه که هنوز این وبلاگ رو دارم! هنوزم نگاه کردن بهش باعث میشه آرامش بگیرم!
بگــو چه فایـده داره که تو خـوبی و ولیمن به سـرزمیـن دلتنگی تو تبـعیـدمتو چیکار کردی که من از همه دنیا بریدم؟تو چیکار کردی که من از همه دنیا بریدم؟چی صدا کنم تو رو "لیلا فروهر"

ادامه مطلب  

مشکلات  

یکی از عزیزترین دوستانم مریض شده
تو نیوزلند که یکی از فامیلامون زندگی می‌کنن زلزله‌ی 6 ریشتری می‌آد و اعلام هشدار سونامی میدن
هوا اینقدر آلوده است که دید افقی داره به زیر صد متر می‌رسه و شاید حتی رسیده باشه
فردا هفت صبح کلاس دارم و هنوزم تکلیفش رو انجام ندادم.
اینقدر امتحانام پشت همه که نمی‌دونم چی رو کی باید امتحان بدم
اما با تمام این تفاسیر روز بدی هم نبود 

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1