تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


۳۲۶-ده سال گذشت...خدا و عشقمون پشت و پناهت همسرم  

امروز دهمین سالیه که از شبِ دوستی ما میگزره...چقدر خوب بود که اون شب مارو به اینجا کشونده...
مبارکمون باشه سالهای سازگاری و عشق...
 
امروز تو برگشتی کنگان...شاید این اخرين باری باشه که این تیترو برای سفرای طولانیت میزنم.. خدا صلاحمونو قشنگترین حکمتش بزاره الهی...
 
 

ادامه مطلب  

۳۲۶-ده سال گذشت...خدا و عشقمون پشت و پناهت همسرم  

امروز دهمین سالیه که از شبِ دوستی ما میگزره...چقدر خوب بود که اون شب مارو به اینجا کشونده...
مبارکمون باشه سالهای سازگاری و عشق...
 
امروز تو برگشتی کنگان...شاید این اخرين باری باشه که این تیترو برای سفرای طولانیت میزنم.. خدا صلاحمونو قشنگترین حکمتش بزاره الهی...
 
 

ادامه مطلب  

خوبه این شوری شوری  

نمودار اعتماد به نفسم نرخ صعودی در پیش گرفته که واقعن غیرقابل باوره
مث این مشاور دوزاریا با خودم حرف میزنم
اره خودتو اول باید دوس داشته باشی تا بقیه دوست داشته باشن گور بابای بقیه خودتو باید دوس داشته باشی خودت اولین و اخرين نفریه ک باهاشی و الخ

ادامه مطلب  

خوبه این شوری شوری  

نمودار اعتماد به نفسم نرخ صعودی در پیش گرفته که واقعن غیرقابل باوره
مث این مشاور دوزاریا با خودم حرف میزنم
اره خودتو اول باید دوس داشته باشی تا بقیه دوست داشته باشن گور بابای بقیه خودتو باید دوس داشته باشی خودت اولین و اخرين نفریه ک باهاشی و الخ

ادامه مطلب  

بخشودگی جرائم دیرکرد تسهیلات مسکن روستایی خلخال گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از اردبیل  

بخشودگی جرائم دیرکرد تسهیلات مسکن
روستایی خلخال

مدیر بنياد مسکن انقلاب اسلامی خلخال گفت: جرایم دیر کرد پرداخت تسهیلات بانکی مسکن وام گیرندگان مسکن روستایی خلخال بخشوده می شود.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
به گزارش خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از اردبيل، محمد حاتمی افزود: این تصمیم بر اساس بخشنامه اخیر بانک مرکزی در زمینه بخشودگی سود جرایم تسهیلات بانکی زیر یک میلیارد ریال با قید اولویت دار بودن تسهیلات بازسازی و بهسازی مسکن روستایی ا

ادامه مطلب  

خط پایان  

شبیه امتداد خط پایان است.زندگی ام را میگویم.
از آخرین باری که در تنهایی اشک ریخته ام ماه ها گذشته.  ار اخرين باری که به احساساتم فکر کردم سالها...و من!!! بعد از تمام این سالها و ماه ها به این نتیجه رسیده ام که زندگی ام خیلی وقت است از خط پایان گذاشته و دارد بی دلیل!!!شاید تنها به صرف نفس کشیدن خط سیرش را ادامه میدهد..البته زندگی احساسی ام را میگویم!همان زندگی قلبی و درونی که گاهی همه ما درگیرش میشویم.. و هستند انسان هایی چون من که درگیرش میشوند آنقدر

ادامه مطلب  

سال نحس  

سال نحس
سال سختی گذشت بر سر ماریخت یک‌ریز و پشت هم، پر ما
سال غم، سال درد، سال ملالسال مغشوش سال بد منوال
سال ثبت رکوردهای رکودازدیاد دلار، کاهش سود
شد کیارستمی به دیر بقاهاشمی گشت رهسپار لقا
آن طرف آن ترامپک شلمغزمی‌کند زرت و زرت نکته‌ نغز
وین جهت داعش و از آن بدتر«مهرورزان» لوطی و سرور!
وز بلایای انتخاباتیمی‌رسد نکته‌ها، قر و قاطی
از مهندس محمدِ غرضیتا حمید بقاییِ پاکدست!
از پلاسکو، ز آتش و آوارتا به اهواز و حجم گرد و غبار
آسمان و زمین،

ادامه مطلب  

لحظه های آخــــره..!  

لحظه های آخــر 16 سالگیم.....شایـــد یه بغض غریبی دارم...
شاید تو 16 سالگیم یه شبایــی با بغــض خوابیــدم..اشک داشتم ...
یه وقتایی کلی خوشحال بودم...یه وقتایی لبخند رو لب خیلیا اوردم...برای خیلیــا مرهم بودم...
خیلی چیزارو فهمیدم...فهمیدم قشنگ ترین عشق تو شناسنامــه ی آدماست:پـــدر...مـــادر..
فهمیدم چیزی که ارزش داره بخاطرش خیلی از وقتا فدا شد...
فهمیدم هر چقدرم که حقیقت تلخ باشه قشنگ تر از یه دروغ شیرینه که یه عمر گولشو بخوری!
فهمیدم بعضی آدما ظاهرشون

ادامه مطلب  

کسی بیشتر از دوست...  

باران می بارد،هوا سرد است، صدای موسیقی چارتار در فضای اتاق پیچیده است. لای پنجره ی اتاق نم گرفته اش را باز می کند،سیگاری روشن می کند و محو افق ها می شود.پنجره اتاقش رو به خیابانی باز می شود که پراست از ماشین و قطارهای شهری،از آن پنجره های رمانتیک که رو به درختان پاییزی باز می شوند نیست،ولی نگاه او به جای اینکه به خیابان باشد به همین آسمان ابری است... «بی تو، بی شب افروزی ماندنت،بی تب تند پراهنت،شک نکن من که هیچ، آسمان هم زمین می خورد....» عینکش ر

ادامه مطلب  

کسی بیشتر از دوست...  

باران می بارد،هوا سرد است، صدای موسیقی چارتار در فضای اتاق پیچیده است. لای پنجره ی اتاق نم گرفته اش را باز می کند،سیگاری روشن می کند و محو افق ها می شود.پنجره اتاقش رو به خیابانی باز می شود که پراست از ماشین و قطارهای شهری،از آن پنجره های رمانتیک که رو به درختان پاییزی باز می شوند نیست،ولی نگاه او به جای اینکه به خیابان باشد به همین آسمان ابری است... «بی تو، بی شب افروزی ماندنت،بی تب تند پراهنت،شک نکن من که هیچ، آسمان هم زمین می خورد....» عینکش ر

ادامه مطلب  

روز پنجم  

پنج روز از اخرين سیگاری که خاموش کردم می‌گذره. همون‌طور که فکر می‌کردم روزها به سختی، شب می‌شه و بدتر از اون، شب‌هایی هستن که نمی‌تونم بخوابم. البته شما لازم نیست اصلا نگران این موضوع باشی و بعد ترک سیگار مثل خرس، هر لحظه که اراده کنی خوابت می‌بره. جالبه که مثل خرس هم می‌خوری. بدون سیگار، زندگی اونقدر کسل کننده و یکنواخت می‌گذره که فکرش رو هم نمی‌تونی بکنی که تا آخر عمرت قراره همینطور پیش بره. این چند روز اونقدر بی‌حوصله شدم که گمون کنم

ادامه مطلب  

این زن خلخالی رئیس جمهور آذربایجان می شود؟  

این زن خلخالی رئیس جمهور آذربایجان می شود؟
مهربان علییوا (مهربان پاشایوا) از طرف پدری اصالتاً از آذربایجانی‌های ایران می‌باشد، که پدربزرگش میرجلال پاشایف نویسنده اهل ایرانی-آذربایجانی، زاده روستای اندبیل(خلخال) از توابع خلخال در استان اردبيل می باشد.
 
 در جمهوری آذربایجان الهام علی اف از حزب آذربایجان نوین برای سومین بار در سال ۲۰۱۳ انتخاب شد با اینکه طبق قانون اساسی محدودیتی درباره انتخاب وی برای دوره های متوالی وجود ندارد ولی الهام

ادامه مطلب  

جنگ اینجوری بود بچه جان..!!  

بنام خدا
 
با صلوات بر محمد و آل محمد، و سلام بر ارواح پاک شهیدان و درود بر رزمندگان اسلام
........
ما که بچه بودیم گفتند: جنگ هست، بعد گفتند جنگ بود. جنگ این جوری بود" جنگ اون جوری بود" نه از هستش، نه از بودش، چیزی یادمان نيامد..!!.. آخر جنگ چه بود؟ مردان جنگ برایمان ناشناس بودند مردان دلاور جنگ برایمان شده بودند عکس هایی که بر روی در و دیوار می دیدیم و نام کوچه هایی....و یا احیانا" تصاویری معدود در رسانه ها و فضای مجازی... عشق آنها برای بسیاری از ما که ح

ادامه مطلب  

جنگ اینجوری بود بچه جان..!!  

بنام خدا
 
با صلوات بر محمد و آل محمد، و سلام بر ارواح پاک شهیدان و درود بر رزمندگان اسلام
........
ما که بچه بودیم گفتند: جنگ هست، بعد گفتند جنگ بود. جنگ این جوری بود" جنگ اون جوری بود" نه از هستش، نه از بودش، چیزی یادمان نيامد..!!.. آخر جنگ چه بود؟ مردان جنگ برایمان ناشناس بودند مردان دلاور جنگ برایمان شده بودند عکس هایی که بر روی در و دیوار می دیدیم و نام کوچه هایی....و یا احیانا" تصاویری معدود در رسانه ها و فضای مجازی... عشق آنها برای بسیاری از ما که ح

ادامه مطلب  

پیام تسلیت درگذشت مادری مهربان و همسری فداکار مرحومه خانم احمدی متعلقه ی آقای کربلایی علی بهرامیان  

بسم الله الرحمن الرحیمانا لله و انا الیه راجعون" آنچه را که خداوند متعال مقدر می فرماید ، هیچ بنده ای را توان تفسیر آن نیست و بر آنچه که حکمت کبریایی اش تعلق می گیرد ، هیچ کس را جرات تعبیر و تعدیل نمی باشد "مدیریت و اعضای تحریریه وب سایت اندبیل خلخال و همچنین کانال تلگرامی اندبیل در گذر زمان درگذشت مادر و همسری مهربان مرحومه خانم احمدی را به خانواده های محترم  آقایان  بهرامیان و احمدی از صمیم قلب تسلیت عرض نموده واز خداوند متعال برای آن مرحوم

ادامه مطلب  

پیام تسلیت درگذشت مادری مهربان و همسری فداکار مرحومه خانم احمدی متعلقه ی آقای کربلایی علی بهرامیان  

بسم الله الرحمن الرحیمانا لله و انا الیه راجعون" آنچه را که خداوند متعال مقدر می فرماید ، هیچ بنده ای را توان تفسیر آن نیست و بر آنچه که حکمت کبریایی اش تعلق می گیرد ، هیچ کس را جرات تعبیر و تعدیل نمی باشد "مدیریت و اعضای تحریریه وب سایت اندبیل خلخال و همچنین کانال تلگرامی اندبیل در گذر زمان درگذشت مادر و همسری مهربان مرحومه خانم احمدی را به خانواده های محترم  آقایان  بهرامیان و احمدی از صمیم قلب تسلیت عرض نموده واز خداوند متعال برای آن مرحوم

ادامه مطلب  

 

کابوس
تموم نشدنی من"
هنوز هم روزها
با من هست
هنوز هم هر شب مرا در اغوش میکشد
و ب یادم می اورد
ک چقدر باخته ام
...
چرا تمام نمیشوی؟
...
چرا هر لحظه ب یادم می اوری
چیزهایی 
را ک بخاطرت باختم؟
دور شو
برو
"کابوس تموم نشدنی من"
سمیرا
**********
از صب خونه بودم
...
ظهر بعد خوردن ناهار بابا گفت
میره ویلا
هم یه سر بزنه
هم اینکه طبق معمول غذای سگ رو بده
...
ب من و مامان گفت شمام میاید؟
...
مامان ناز میکرد
من اما
گفتم دو ماهی میشه نرفتم بابا
دلم برا ویلا و
غروباش تنگ شده


ادامه مطلب  

 

کابوس
تموم نشدنی من"
هنوز هم روزها
با من هست
هنوز هم هر شب مرا در اغوش میکشد
و ب یادم می اورد
ک چقدر باخته ام
...
چرا تمام نمیشوی؟
...
چرا هر لحظه ب یادم می اوری
چیزهایی 
را ک بخاطرت باختم؟
دور شو
برو
"کابوس تموم نشدنی من"
سمیرا
**********
از صب خونه بودم
...
ظهر بعد خوردن ناهار بابا گفت
میره ویلا
هم یه سر بزنه
هم اینکه طبق معمول غذای سگ رو بده
...
ب من و مامان گفت شمام میاید؟
...
مامان ناز میکرد
من اما
گفتم دو ماهی میشه نرفتم بابا
دلم برا ویلا و
غروباش تنگ شده


ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1